این مقاله در شماره 4 نیستان ادیان و مذاهب به چاپ رسیده است.

سيد مرتضي حسيني شاه‌ترابي

چکيده

۲۷ ماه مبارک رمضان، در فرهنگ عامه هم‌زمان است با قصاص ابن ملجم مرادي، - قاتل اميرالمؤمنين علي (ع)- به همين مناسبت مردم ساعت‌ها و لحظه‌هايش را مبارک، خوش‌يمن، پربرکت و ويژه مي‌دانند و آيين‌هاي ويژه‌اي در اين شب و روز برگزار مي‌کنند؛ آيين‌هايي که بخشي از فرهنگ مذهبي آن‌ها شده است.

تحقيق حاضر، اين آيين‌ها را به‌طور ويژه و مستقل موردتوجه قرار مي‌دهد و طيف وسيع آن‌ها را به سه مجموعه‌ي اصلي آيين‌هاي پويشي، پوششي و خورشي تقسيم مي‌کند. آيين‌هاي پويشي به‌دست‌آمده را نيز به سه دسته‌ي «آيين‌هاي نمايشي»، «آيين‌هاي نيايشي» و «موارد ديگر» تقسيم مي‌نمايد. سپس، آيين‌هاي پوششي اين مناسبت را در پنج دسته ارائه مي‌دهد: آيين‌هاي دوختن «پيراهن مراد»، «چادر مراد»، «کيسه مراد»، «حلقه‌ي مراد» و «انگشتر مراد» و سرانجام آيين‌هاي خوراکي اين روز را بررسي و معرفي مي‌نمايد.

واژگان کليدي:

۲۷ رمضان، آيين‌هاي مذهبي، مناسک، فرهنگ عامه، امام علي (ع)، ابن ملجم.

مقدمه

ماه مبارک رمضان در فرهنگ اسلامي جايگاه ويژه‌اي دارد و آموزه‌هاي ديني بر اهميت اين ماه و آيين‌هاي مذهبي آن تأکيد مي‌کنند. در اين ميان برخي از روزها و شب‌هاي ماه رمضان به سبب پيوندشان با تعدادي از رويدادهاي تاريخي اسلام اهميت بيشتري يافته و موردتوجه فرهنگ عامه قرارگرفته‌اند، به‌ويژه اين‌که رويدادهاي منظور در ارتباط تنگاتنگ با باورهاي مذهبي مردم قرار دارند و بازندگي فرهنگي آن‌ها گره‌خورده‌اند. شب و روز ۲۷ رمضان يکي از اين روزها و شب‌هاست که به‌واسطه‌ي پيوند خوردن با قصاص ابن ملجم مرادي و نزول قرآن در شب قدر، جايگاه ويژه‌اي يافته است.

در فرهنگ عامه‌ي مردم برخي از مناطق، ۲۷ رمضان مصادف با قصاص ابن ملجم مرادي - قاتل امام علي (ع)- است؛ به همين مناسبت ساعت‌ها و لحظه‌هايش مبارک، خوش‌يمن، پربرکت و ويژه تلقي مي‌شود و به سبب تقارنش با قصاص ابن ملجم از ديگر شب‌هاي قدر متمايز مي‌شود. البته منابع تاريخي، قصاص قاتل امام علي (ع) را پس از تشييع جنازه و خاک‌سپاري پيکر اميرالمؤمنين در شب ۲۱ رمضان ثبت کرده‌اند؛[1] اما به نظر مي‌رسد فرهنگ عامه براي اداي احترام به شخصيت امام علي (ع) و حرمت‌گذاري به سوگواري آن حضرت (ع) دست به جابه‌جايي اين تاريخ زده و قصاص قاتل آن حضرت را تا هفتمين شب شهادت آن حضرت (ع) به تأخير انداخته است تا پس از سپري‌شدن روزها و شب‌هاي سوگواري، شادي و خشنودي برخاسته از قصاص قاتل را ابراز کند. بااين‌حال، در «صغاد آباده» مناسبت شب ۲۷ رمضان، عروسي حضرت فاطمه (س) است و به همين مناسبت جشن مي‌گيرند و شادماني مي‌کنند.[2]

مردم مناطق مختلف در اين شب و روز آيين‌هاي ويژه‌اي برگزار مي‌کنند که بر اساس جغرافياي طبيعي و فرهنگي هر منطقه تفاوت‌هايي مي‌يابد و آگاهي از اين آيين‌ها مي‌تواند به شناخت بهتر فرهنگ عامه‌ي مردم ايران و آيين‌هاي مذهبي آن‌ها کمک کند. ضرورت و اهميت اين تحقيق زماني روشن‌تر مي‌شود که توجه داشته باشيم:

۱. آگاهي‌هاي عمومي از اين آيين‌ها بسيار ناچيز است، به‌گونه‌اي که در برخي موارد حتي جمعيت چشم‌گيري از ساکنان يک شهر يا منطقه از برگزاري چنين آييني در شهر و ديارشان بي‌خبرند.

دو. برخي از اين آيين‌ها در تحولات زندگي اجتماعي و شهرنشيني دست‌خوش محجوريت و فراموشي شده‌اند و اين روند توقف‌ناپذير، ادامه دارد.

پيشينه تحقيق

تحقيق‌هاي به‌دست‌آمده در اين موضوع، ۴ عنوان است که موضوع هرکدام، آيين‌هاي ماه رمضان را به‌طور عمومي در فرهنگ عامه يا در سطح کشور ايران يا در سطح يک شهر يا استان بررسي مي‌کند. هيچ‌يک از اين تحقيق‌ها بر آيين‌هاي ۲۷ رمضان به‌طور خاص متمرکز نشده‌اند و شناختي که از آيين‌هاي ۲۷ رمضان ارائه مي‌دهند شناختي محدود است. تحقيق حاضر مي‌کوشد با تمرکز بر آيين‌هاي ۲۷ رمضان شناختي به نسبت جامع و نظم يافته ارائه دهد. تحقيق‌هاي به‌دست‌آمده عبارت‌اند از:

۱. «رمضان در فرهنگ مردم»؛ کتابي است نوشته سيد احمد وکيليان که انتشارات سروش آن را منتشر کرده است.

۲. «آداب‌ورسوم ماه مبارک رمضان در کاشان و آبادي‌هاي آن»؛ مقاله‌اي است نوشته‌ي سيد احمد وکيليان که در شماره ۱۹ و ۲۰ فصلنامه‌ي «فرهنگ مردم» در سال ۱۳۸۵ منتشرشده است و گزيده‌اي از کتاب «رمضان در فرهنگ مردم» است.

۳. «رمضان در همدان»؛ مقاله‌اي است نوشته‌ي نصرالله آژنگ که در شماره ۲۶ فصلنامه‌ي «فرهنگ مردم» در سال ۱۳۸۷ منتشرشده است.

۴. «رمضان در فرهنگ مردم لار»؛ مقاله‌اي است نوشته‌ي ساره شهپر که در شماره ۴۰ فصلنامه‌ي «فرهنگ مردم» در سال ۱۳۹۰ منتشرشده است.

۵. «برخي از آيين‌هاي رمضان در ابوزيدآباد کهن»، مقاله‌اي نوشته‌ي احمد ظفرمند و حسنا مجديان درباره برخي از آيين‌هاي ماه مبارک رمضان که در ابوزيدآباد کاشان برگزار مي‌شود. اين مقاله در شماره‌ي ۱۷ گاهنامه روجگان، شهريورماه ۱۳۹۰ منتشرشده است.

ساختار تحقيق

نوشتار حاضر پس از بررسي نام‌هاي ويژه‌ي شب ۲۷ رمضان در فرهنگ عامه، به بررسي آيين‌هاي شب و روز ۲۷ رمضان در فرهنگ عامه‌ي دوره‌ي معاصر مي‌پردازد و طيف وسيع به‌دست‌آمده از آيين‌هاي اين شب و روز را به ۳ مجموعه‌ي اصلي آيين‌هاي پويشي، پوششي و خورشي تقسيم مي‌کند. منظور از آيين‌هاي پويشي آيين‌هايي است که پويش (رفتار) محورند و پويش و کنش در آن‌ها نقش اساسي ايفا مي‌کند. اين آيين‌ها خود به ۳ دسته تقسيم مي‌شوند: آيين‌هاي نمايشي، آيين‌هاي نيايشي و موارد ديگر. منظور از آيين‌هاي پوششي نيز آيين‌هايي است که پوشش محورند و پوشيدني در آن‌ها نقش اساسي مي‌يابد. اين آيين‌ها خود به ۵ دسته‌ي آيين‌هاي دوختن پيراهن مراد، چادر مراد، کيسه‌ي مراد، حلقه‌ي مراد و انگشتر مراد تقسيم مي‌شوند. آيين‌هاي خورشي هم آيين‌هايند که خوراک در آن‌ها نقش محوري دارد و خود به دودسته‌ي آيين‌هاي نان و آيين‌هاي خوراکي‌هاي ديگر تقسيم مي‌شوند.

نام‌هاي ويژه شب ۲۷ رمضان در فرهنگ عامه

شب ۲۷ رمضان در ميان مردم ابرکوه بانام «شب دوست»،[3] در بين مردم بهبهان بانام «شب الوداع» و در بين مردم بافق يزد بانام‌هاي «بيست و هفتمي»، «بيست و هفت مو» و «دوس دوس» ياد مي‌شود.[4] وجه نام‌گذاري‌اش به «شب دوست» شايد ازاين‌روست که اين شب را شب شادماني دوستان امام علي (ع) مي‌شمارند. وجه نام‌گذاري‌اش به «شب الوداع» نيز به سبب مراسم احياي ويژه‌اي است که برخي از خانواده‌هاي بهبهان برگزار مي‌کنند، مراسمي که در منزل برگزارکننده برگزارشده و برگزارکننده‌ي مراسم کسي است که در طول آن سال، يکي از نزديکانش را ازدست‌داده است.[5] نام‌گذاري به شب «دوس دوس» هم به سبب برگزاري آيين «دوس دوس» در اين شب هست.

۱. آيين‌هاي پويشي

«آيين‌هاي پويشي» در بيشتر موارد، نمادين‌اند و اظهار علاقه به امام علي (ع) و دوستان آن حضرت و بيزاري از ابن ملجم مرادي را در درون خوددارند. «آيين‌هاي پويشي» را مي‌توان به ۳ دسته‌ي «آيين‌هاي نمايشي»، «آيين‌هاي نيايشي» و «موارد ديگر» تقسيم کرد.

۱-۱. آيين‌هاي نمايشي

«آيين‌هاي نمايشي» آيين‌هايي‌اند که با «نمايش» و «نشان دادن» همراه‌اند؛ نمايشي که ارادت، محبت و دلدادگي برگزارکنندگان و شرکت‌کنندگان در آيين را نسبت به امام علي (ع) نشان مي‌دهد. اين آيين‌ها در ۲ گروه «آيين‌هاي بيزاري از ابن ملجم» و «آيين‌هاي مهرورزي به دوستان علي (ع)» جاي مي‌گيرد.

۱-۱-۱. آيين‌هاي بيزاري از ابن ملجم

در برخي از مناطق و شهرهاي ايران، مردم در رفتاري نمادين و آييني آدمک «ابن ملجم» را مي‌سازند و به نشانه‌ي بيزاري از او لعن مي‌کنند و آتش مي‌زنند. جنس اين آدمک در برخي از مناطق آذربايجان شرقي ازجمله توابع جلفا از چوب و کاه[6] و در برخي مناطق ديگر ايران همچون هرات يزد از گوني است.[7] مردم برخي از مناطق مثل ابوزيدآباد کاشان، اين آيين را از روز ۲۲ ماه رمضان آغاز مي‌کنند؛ و در اين روز آدمکي از جنس لباس و پارچه، انباشته از کاه مي‌سازند و در معابر عمومي نصب مي‌کنند؛ و عابران با ديدن آدمک، ابن ملجم را لعن مي‌نمايند. اين کار تا روز ۲۷ رمضان ادامه دارد و در اين روز آدمک را پايين مي‌آورند و سوار بر الاغ در محله‌ها مي‌گردانند. گروهي از مردم، آدمک را در اين محله گرداني همراهي مي‌کنند و شعار مي‌دهند: «لعنت بر ابن ملجم» و «بيش باد!». سرانجام، غروب همان روز، آن را دريکي از ميدانگاه‌هاي شهر و محله، در برابر چشم همه، با شادماني آتش مي‌زنند.[8]

در شهر «لار» شب ۲۷ رمضان گاهي آدمک ابن ملجم را مي‌ساختند و گاهي چوبي را که به شکل سر الاغ بود، به بچه‌ها مي‌دادند تا سوار بر آن کوچه‌ها را بگردند و بر ابن ملجم لعنت بفرستند.[9] در «فرنق خمين» روز ۲۷ رمضان جوان‌ها وسط آبادي گرد هم مي‌آيند و از تکه پارچه‌هاي کهنه، آدمکي بزرگ، پر از کاه مي‌سازند و جمجمه‌ي خر را به‌جاي سرش مي‌گذارند، دستبندي از پشکل بز دور مچ دست و افساري از پشکل دور گردن و دُم خر مرده‌اي را هم جلوي سينه‌اش نصب مي‌کنند. سپس، اين آدمک را که «کوله مرجان»[10] نام دارد، «چواشه»[11] سوار الاغ مي‌کنند و مي‌گردانند و جمعيتي از زنان و مردان پشت سرش راه مي‌افتند و مي‌خوانند:

کوله مرجان مرادر... به «کلّه کلات»[12]

کوله مرجان «خفه بيد»[13] ناله مي‌کرد پدرش از پشت «اونه»[14] اماله مي‌کرد

کف‌زنان به در خانه‌ها مي‌روند و فيض مي‌طلبند و اگر خانه‌اي فيض ندهد براي اهل آن خانه مي‌خوانند:

کوله مرجان پس و پيشه هرکه فيض اونه نده «باش»[15] قوم و خيشه

آن‌قدر مي‌خوانند تا صاحب‌خانه فيض بدهد و فيض آن‌ها به‌طورمعمول، پارچه‌ي کهنه، هيزم و نفت براي سوزاندن «کوله مرجان» است؛ برخي هم آرد، گندم و کشمش مي‌دهند. سرانجام آخر شب، هيزم‌ها و کهنه‌ها را وسط ميدان آبادي کپه و «کوله مرجان» را از روي الاغ به روي کپه‌ي هيزم مي‌اندازند و رويش نفت مي‌ريزند و آتش مي‌زنند. جمعيت هم با هلهله و شادي، خاکستر کوله مرجان را سنگسار مي‌کند. برخي هم با چوب‌دستي به جسد نيم‌سوخته‌ي «کوله مرجان» حمله مي‌کنند و مي‌زنند و بر ابن ملجم لعنت مي‌فرستند.[16]

در روستاي «پشت‌کوه خمين» جوانان روستا، چند روز مانده به ۲۷ رمضان از نجار آبادي مي‌خواهند «کوله مرجان» درست کند و نجار هم هيکلي از چوب مي‌سازد؛ سپس، با زغال روي شکم کوزه‌اي کهنه صورتکي ريش و سبيل دار مي‌کشند و درون کوزه را پر از باروت و روي هيکل چوبي نصب مي‌کنند. کلاه کهنه‌ي لبه‌داري روي سر کوزه‌اي «کوله مرجان» مي‌گذارند و همراه با آن به در خانه‌هاي آبادي مي‌روند و کف‌زنان مي‌خوانند:

کوله مرجان مراد لعنت به روح آن بابات

کوله مرجان نبود بلا بود سنگ در خلأ بود

آن سگ چه بي‌حيا بود بي‌رحم و پرجفا بود

در هر خانه‌اي چندين بار اين شعر را مي‌خوانند و طلب فيض مي‌کنند و اگر صاحب‌خانه فيضي نداد مي‌خوانند:

هرکه نده آيي‌شه کوله مرجان دايي‌شه

به همين شيوه تا ظهر تمام کوچه‌ها را مي‌گردند و وقت نماز ظهر «کوله مرجان» را به تپه‌ي بلند نزديک آبادي، معروف به تپه‌ي «کوله مرجان» مي‌برند و در برابر چشمان تماشاگر زنان و مردان آبادي با خار و خاشاک مي‌سوزانند؛ و کوزه‌ي باروت منفجر مي‌شود و صداي مهيبش تا به آبادي‌هاي مجاور هم مي‌رود.[17]

۱-۱-۲. آيين‌هاي مهرورزي به دوستان علي (ع)

وجه مشترک آيين‌هاي مهرورزي از آيين‌هاي نمايشي ۲۷ رمضان، محوريت مهر و عاطفه است و در رفتاري آييني، تلاش مي‌شود عواطف شرکت‌کنندگان به‌سوي تکميل فرآيند اجراي اين آيين‌ها هدايت شود.

الف. آيين دوست دوست

آييني است که بيشتر در استان يزد برگزار و به نام‌هاي مختلفي ياد مي‌شود: در بافق آن را «دوس دوس»، «بيست و هفت مو» و «بيست و هفتمي»[18] و در ديگر شهرها آن را «تق‌تقو»،[19] «قاشق زني»، «کمچلي زني»[20] و «دوست علي»[21] مي‌خوانند؛ اما نام عمومي و رايجش در بيشتر اين شهرها «دوست دوست» است. زمان برگزاري اين آيين پس از افطار روز ۲۶ يعني شب ۲۷ رمضان است. در برخي مناطق، عده‌اي حاجتمند در اين شب به اميد بر آوردگي مرادشان، ناشناس به در خانه همسايه‌ها، اهل محل و حتي محل‌هاي هم‌جوار مي‌روند. اين افراد گاهي مردان يا زنان و در بيشتر موارد پسربچه‌هايي‌اند که چادر بر سر انداخته، چهره‌هايشان را پنهان مي‌کنند، درب خانه‌ها حاضر مي‌شوند و مي‌خوانند: «دوس دوس، دوست علي مي‌دي يا برم». سپس، با کوبيدن پياپي قاشق به کاسه‌اي که با خود آورده‌اند چشم‌به‌راه صاحب‌خانه مي‌شوند. صاحب‌خانه مقداري پول خرد، شيريني، خرما يا پارچه در ظرفشان مي‌گذارد، بي‌آنکه تلاش کند آن‌ها را بشناسد (چون اگر کسي بخواهد چادر از سر آن‌ها بگيرد، با قاشق روي دستش مي‌زنند). سپس، براي سپاس و قدرداني آواز سر مي‌دهند: «اين خونه، شربت قنده؛ امام علي در شون بنده» و به خانه‌ي بعدي مي‌روند و با صداي بلند مي‌گويند: «اين خونه که رو بر روزه؛ صاحب خونه‌اش مخمل دوزه». اگر صاحب‌خانه چيزي در ظرفشان گذاشت، دوباره مي‌خوانند: «اين خونه، شربت قنده؛ امام علي درشون بنده»؛ وگرنه مي‌خوانند: «اين خونه که رو بر روزه؛ صاحب خونه‌اش پالون دوزه». مخمل دوزي در اين فرهنگ از شغل‌هاي اشرافي و قابل‌احترام است و پالان‌دوزي شغلي پست انگاشته مي‌شود. هديه‌هاي گردآوري‌شده در اين آيين را سرانجام، به بيماران يا کساني که به نيتشان به آيين «دوست دوست» رفته بودند، مي‌دهند تا شفا بيابند و مرادشان برآورده شود.

در برخي از مناطق ديگر، اين کار را دختران و پسران خردسال، در قالب گروه‌هاي ۳، ۵ يا ۶ نفره انجام مي‌دهند و گاهي با همراهي عده‌اي از زنان همراه مي‌شوند که شرکت در اين مراسم را يمن و برکت مي‌دانند. اين گروه‌هاي چندنفري به درب منازل مي‌روند و مي‌خوانند: «دوست دوست، دوست علي، امام اول علي» و يا آواز سر مي‌دهند: «من درويشم، کلاه ريشم تا نگيرم رد نمي‌شم» و همان‌طور که بيان شد به اجراي اين آيين مي‌پردازند.

ب. بلبل علي

آيين «بلبل علي»،[22] آييني مانند «دوست دوست» است که شب ۲۷ رمضان در بياض کرمان برگزار مي‌شود و طي آن تعدادي کودک و نوجوان در دسته‌هاي ۲ يا چندنفري به درب منازل مي‌روند، شعر مي‌خوانند و با خواندن شعر «طلب فيض» مي‌کنند. صاحب‌خانه اين شعرخواني را مايه‌ي خيروبرکت خانه‌ي خود دانسته، به بلبل خوانان علي هديه‌هايي از جنس پول، پسته، شيريني، قند و نظاير آن مي‌دهد؛ بلبل خوانان علي نيز اين هديه‌ها را به‌عنوان تبرک گردآورده و استفاده مي‌کنند.

ج. جِرجِروني

آيين «جرجروني» نيز آييني شبيه «دوست دوست» است که در حسن‌آباد اصفهان برگزار مي‌شود. اين آيين يک ساعت پس از غروب آفتاب روز ۲۶ يعني شب ۲۷ رمضان آغاز مي‌شود و کودکان و نوجوانان، گاهي هم بزرگ‌ترها در گروه‌هاي چندنفري به درب خانه‌ها مي‌روند و با خواندن شعر از صاحب‌خانه هديه مي‌طلبند. وقتي گروه به درب خانه‌اي مي‌رسد، سرگروه صدا مي‌زند: «جرجروني»؛ و بقيه‌ي گروه با صداي بلند جواب مي‌دهد: «حِيا». به نظر مي‌رسد: «جرجروني» از واژه‌ي «جيران» گرفته‌شده و در ابتدا «جيراني جيراني»(همسايه‌هاي من همسايه‌هاي من) بوده و «حيا» نيز درواقع، «حي»(شتاب کن) بوده؛ اما به‌مرورزمان تغييريافته است. سرگروه چند خوراکي را نام مي‌برد و گروه جواب مي‌دهد: «حِيا». اين نام بردن‌ها و توصيف‌ها چنين است:

«حَلوا کِرُوني» (از حلوا که شيرين است شروع مي‌کند)؛ «يوز گِردو»: گردو گرد است. «واهام نُوکچي» دارو: بادام نوک‌تيزي دارد. «گندم کُپچي دارو»: گندمي که با آن کُپچي مي‌سازند. (کپچي نوعي نان سنتي در حسن آباد است.) جيري بالي مونني: خوراکي‌ها را زير بغل من بگذاريد. «آگه نَخِروني»: اگر اين‌ها را بدهي و من نخورم. (اگر قبول نکردم.) «گوشام بووُني»: آن‌وقت گوش‌هاي مرا ببُريد. (کنايه از اينکه هر چه بدهيد من قبول مي‌کنم). بعد براي تحريک پسر خانواده که خوشحال شود و چيزي براي آن‌ها بياورد، نام پسر بزرگ‌تر را مي‌گويند. ا «ُشتُر قَطار مالَک بيار»: اگر يک قطار شتر نان مالَک بياوري ما قبول مي‌کنيم. (مالک نام يک نان سنتي در منطقه حسن‌آباد است، کنايه از اينکه چيز کم نياور.) اگر صاحب‌خانه درآوردن خوراکي ديرکرد، با صداي بلند دوباره مي‌گويند: اُشتُر قطار مالک بيار. وقتي صاحب‌خانه اجناس خود را به سرگروهي انباردار مي‌دهد، افراد گروه درحالي‌که از خانه بيرون مي‌روند همگي مي‌خوانند:

اين خانه که کَخ گِل مال است.

صَحَبِش زنده و دولت دار است.

ولي اگر اصلاً صاحب‌خانه در درب منزل نيامد و يا درب خانه‌اش را بسته بود، همگي بلند مي‌خوانند: اين خانه که کخ گل مال است، صاحابش مُرده و دماغش دار است. سپس از آنجا مي‌روند.[23]

د. لاگ‌ژني

آيين «لاگ‌ژني» (Lag zeni) آييني زنانه است که در شب ۲۷ رمضان در مهدي‌شهر سمنان برگزار مي‌شود. در اين آيين، زنان عشاير با چهره‌هاي پوشيده و هيئتي ناشناس، کاسه‌اي مسي به دست مي‌گيرند و درحالي‌که بر آن‌ها مي‌زنند، به درب خانه‌ها مي‌روند. صاحب‌خانه با شنيدن صداي کاسه‌هاي مسي درب را باز مي‌کند و مقداري نان داخل کاسه آن‌ها مي‌گذارد. نان‌هاي اهدايي را گردآوري و خشک مي‌کنند و روز عيد قربان، همراه با آبگوشت اين روز مي‌خورند با اين اعتقاد که ويژگي شفابخشي دارد.[24]

هـ. کف چلزي

«کف چلزي» يا «ملاقه زني» آييني زنانه است که شب ۲۷ رمضان در خراسان جنوبي برگزار مي‌شود و به شماره ۸۱۶ در تاريخ ۱۳۹۱/۱۱/۴ به ثبت آثار ملي رسيده است.[25] در اين آيين زنان و دختران هرکدام يا هر ۲ نفر باهم يک سبد يا قلبيري برمي‌دارند و درونش را با پارچه مي‌پوشانند. سپس، در آن سبد، يک آينه، يک شانه، يک سرمه‌دان و يک قرآن مي‌گذارند، ملاقه يا کف چلزي نيز در دست ديگر مي‌گيرند، چهره‌شان را در چادر مي‌پوشانند و به‌طور ناشناس، به‌سوي خانه‌هايي مي‌روند که پيشاپيش در نظر گرفته‌اند. چند بار و در فاصله‌هاي کوتاه با کف چلز به در خانه‌اي که رسيده‌اند مي‌کوبند تا صاحب‌خانه از حضور آن‌ها آگاه شود. بانوي خانه به پيشواز آمده، سبد را مي‌گيرد، ابتدا براي تيمن و تبرک شانه را بر موهاي خود مي‌کشد؛ سپس، سرمه‌دان را گرفته چشم‌هايش را سرمه مي‌کشد؛ آينه را برمي‌دارد و خودش را در آن نگاه مي‌کند و در پايان مقداري پول همراه با آرد، خرما و نظاير آن، درون سبد مي‌گذارد و آن را به صاحبش برمي‌گرداند. فرداي آن شب، زنان و دختران «ملاقه زن» با اين پول‌ها پارچه مي‌خرند و در فاصله‌ي بين نماز ظهر و عصر روز ۲۷ رمضان، در مسجد يا خانه پوشاکي براي خودشان برش مي‌زنند و همان روز مي‌دوزند و مي‌پوشند با اين اعتقاد که تمام سال را به شادي خواهند گذراند و از همه بليات مصون خواهند بود.

و. کليد زني

«کليد زني»[26] آييني زنانه شبيه به آيين «ملاقه زني» خراسان جنوبي است که شب ۲۷ رمضان در بياض کرمان برگزار مي‌شود. در اين آيين يک زن، آينه، سرمه‌دان و يک جلد قرآن را روي سيني گذاشته، چهره‌اش را با چادر مي‌پوشاند و به‌طور ناشناس درب منازل اهالي محل مي‌رود و با ضربه‌هاي کليدش به سيني صاحب‌خانه را از آمدنش باخبر مي‌کند. اگر «کليد زن» پاسخي مثل «چراغ بياور» يا «قند و شيريني بياور» از صاحب‌خانه بشنود اميدوار به دريافت کمک و هديه مي‌شود و منتظر مي‌ماند وگرنه مي‌رود. «کليد زن» براي ناشناس ماندن تا پايان برگزاري آيين حرف نمي‌زند؛ اما صاحب‌خانه آينه را از سيني برمي‌دارد، خودش را در آن نگاه مي‌کند، مقداري شيريني، قند يا پول درون سيني مي‌گذارد و در پايان براي «کليد زن» دعا مي‌کند و مي‌گويد: «ان‌شاءالله حاجت‌روا بشيد». آيين «کليد زني» با اندکي تفاوت در شکل برگزاري، در سيرجان قديم و رفسنجان به زنان حاجتمند اعم از بيوه‌زنان، دوشيزگان جوان دم بخت يا زنان بدون فرزند اختصاص داشت.[27]

ز. چه‌چه

آييني بود زنانه که در رفسنجان قديم برگزار مي‌شد و همان دسته‌هاي کليد زن که شب ۲۷ رمضان به در خانه‌ها مي‌رفتند روز ۲۷ هم کمو به دست به بازار مي‌رفتند و به هر دکاني که مي‌رسيدند با کليد چوبي به کمو مي‌زدند و نياز مي‌طلبيدند. صاحب‌دکان نيز به اين کليد زن‌ها که «چه‌چه» ناميده مي‌شدند فيض مي‌داد. «چه‌چه» ها چارقد گُلي، روبند سفيد و چادر مشکي داشتند و آنچه را که در اين آيين گردمي‌آوردند شگون دار و برکت‌مند مي‌دانستند.[28]

۱-۲. آيين‌هاي نيايشي

شب ۲۷ رمضان در فرهنگ عامه‌ي برخي از استان‌ها، شهرها و منطقه‌هاي ايران يکي از شب‌هاي قدر است و به همين سبب، آيين‌هاي نيايشي ويژه‌اي دارد. يکي از آيين‌هاي نيايشي رايج در اين شب «ذکر خواني» است که در مسجدها و منزل‌هاي شهر يزد برگزار مي‌شود و پس‌ازآن، ذکر ناد عليا مظهر العجائب» به‌طور مرتب تکرار مي‌شود و شرکت‌کنندگان در جلسه مي‌خوانند: «اللهم العن قتله اميرالمؤمنين». در شيروان خراسان از شب ۱۹ تا شب ۲۷، لعنت فرستادن بر ابن ملجم يکي از اعمال واجب تلقي مي‌شود و پيوسته مي‌گويند: «ارزن بار و ارزن بار، هزار شتر ارزن بار، هر ارزني هزار بار، لعنت بر ابن ملجم». در لُهران طالقان نيز در اين شب ذکر مي‌گيرند و هرکسي تسبيح صددانه‌اي در دست مي‌گيرد و صد مرتبه مي‌گويد: «لعن دمادم بر ابن ملجم». آن‌ها اين شب را شب قدر و شب هفت شهادت امام علي (ع) مي‌دانند و به همين مناسبت مراسم سينه‌زني و ذکر را در مسجد برگزار مي‌کنند.[29] در بهبهان خوزستان نيز آيين نيايشي «هفتمِ جتو» برگزار مي‌شود و حاجتمندان به درب هفت مسجد يا هفت امامزاده و يا ترکيبي از هر دو مي‌روند و حلقه‌ي دق‌الباب را ۶ مرتبه مي‌کوبند. با اين توجه که در ۳ مرتبه نخست، با هر بار کوبيدن «يا علي ادرکني» و در ۳ مرتبه دوم با هر بار کوبيدن «يا فاطمه اغثني» مي‌گويند.[30]

رايج‌ترين و فراگيرترين آيين نيايشي اين شب، احيا و شب‌زنده‌داري و قرآن برسرگرفتن است. به‌ويژه در بين مردم ترکمن که اعتقاددارند بعد از بيستم ماه رمضان امکان دارد در شب‌هاي فرد مثل ۲۱ ـ ۲۳ ـ ۲۵ ـ ۲۷ قرآن نازل‌شده باشد و در شب ۲۷ احتمال نزول قرآن به‌مراتب بيشتر است. ترکمن‌ها در اين شب بعد از نماز عشاء و تراويح ۲ رکعت نماز قدر مي‌خوانند و معتقدند در اين شب حضرت خضر (ع) و حضرت الياس (ع) ظاهر مي‌شوند و هر کس با آن‌ها برخورد داشته باشد، آرزويش برآورده مي‌شود.[31]

۱-۳. موارد ديگر

در کاشان، شب ۲۷ رمضان زنان تازه‌عروس را براي سفيد بختي به مسجد مي‌برند. براي اين کار چند عاقله‌زن از خانواده‌ي عروس و داماد غروب روز ۲۶ به خانه‌ي عروس مي‌روند و او را به مسجد محل مي‌برند و تلاش مي‌کنند وي را در صف اول جماعت جاي دهند. سپس، بعد از اقامه‌ي نماز مغرب و عشا مقداري شيريني (مثل کلوچه‌ي کاشان يا خرما يا نقل) يا شربت که از قبل تهيه‌کرده‌اند بين نمازگزاران تقسيم مي‌کنند و به خانه برمي‌گردند با اين اعتقاد که پس از انجام اين کار بين آن زن و همسرش هيچ‌وقت جدايي نمي‌افتد و هميشه در صلح و صفا و شادماني زندگي خواهند کرد.[32]

درگذشته در بجنورد پس از کله‌پاچه خوردن در شب ۲۷ رمضان به سر و دستشان حنا مي‌بستند، شب‌هنگام به قاشق زني مي‌رفتند و با حبوبات گردآمده از اين کار در روز ۲۷ آش مي‌پختند و مي‌خوردند و مرتب بر ابن ملجم لعن مي‌فرستادند و مي‌گفتند: اي ابن ملجم مراد! لعنت بر تو باد! سپس، به‌صورت يکديگر آرد مي‌پاشيدند و هرکسي که از کنار ديوار خانه‌شان مي‌گذشت بر سرش آب مي‌ريختند.[33]

در «ايج اصطهبانات» شب ۲۷ رمضان مقداري حنا خيس مي‌کنند، به مسجد مي‌برند و بين نماز مغرب و عشا مردها دستشان را حنا مي‌بندند و بر ابن ملجم لعن مي‌فرستند و مقداري از حنا را به خانه‌ها مي‌برند تا زن‌ها دست‌هايشان را حنا ببندند.[34] در کرج نيز، شب ۲۷ رمضان هرکسي که نذر داشته باشد کاسه‌اي از حناي خيس‌شده پر مي‌کند و به مسجد مي‌برد و هرکدام از نمازگزاران يک انگشتان را در حنا مي‌زند و به کف دستشان مي‌مالند و بر ابن ملجم لعن مي‌فرستد.[35]

درگذشته‌ي نه‌چندان دور در شهر يزد آن عده از دختران دم بخت که باور به بسته بودن بختشان داشتند، براي باز شدن بختشان مقداري بادام و گردو با يک قفل بسته برمي‌داشتند و همراه پير زني از بستگانشان يا زن ملايي که پيشش قرآن خواندن را مي‌آموختند، ظهر جمعه‌ي هفته يا شب ۲۷ رمضان به‌سوي مسجد جمعه مي‌رفتند. وقتي به مسجد مي‌رسيدند مقداري قند يا نبات يا نقل يا شيريني ديگري به‌عنوان دهن‌شيريني به خادم مسجد مي‌دادند و خواهش مي‌کردند در ورودي پله‌هاي مناره‌هاي مسجد را به رويشان باز کند. سپس، از پله‌هاي يکي از مناره‌ها بالا مي‌رفتند. در هر پله يک گردو يا بادام زير پايشان مي‌شکستند تا به شبکه‌ي مناره برسند. وقتي به مناره مي‌رسيدند اگر گردو يا بادام زياد مي‌آمد به فال نيک مي‌گرفتند. بالاي مناره کليد قفلي را که با خود آورده بودند گوشه‌ي چادرشان گره مي‌زدند و از پله‌ها پايين مي‌آمدند و از اولين مردي که سر راهشان بود درخواست مي‌کردند گره چادرشان را باز کند و با کليد قفل بسته را بگشايد؛ سپس، به آن مرد دهن‌شيريني مي‌دادند. معتقد بودند شوهرشان شبيه گشاينده‌ي قفل خواهد بود و به همين دليل سعي مي‌کردند قفل به دست جواني که هنوز ازدواج‌نکرده باز شود تا مبادا سر راه مردي ۲ زنه قرار بگيرند و بختشان نصيب مرد زن‌دار شود.[36] اين آيين بسيار شبيه آييني است که در دوره‌ي صفويه در مسجد «سيد احمديان» اصفهان برگزار مي‌شد؛ مسجدي که مناره‌اي به نام مناره‌ي «ته برنجي» داشت[37] و نوعروسان و زنان نازا به آن بسيار اعتقاد داشتند.[38]

۲. آيين‌هاي پوششي

تعداد درخور توجهي از آيين‌هاي ۲۷ رمضان، آيين‌هاي «پوششي» هستند و دوختن يک لباس، چادر يا کيسه از پارچه و يا تهيه يک گوشواره يا انگشتري در کانون مرکزي اين آيين‌ها قرار مي‌گيرد؛ رفتاري که آييني است و برکت و استجابت به همراه مي‌آورد. آيين‌هاي «پوششي» آيين‌هايي زنانه‌اند و به‌طور عموم، در مسجد که خانه‌ي خدا و محل نزول برکت‌هاي الهي است، برگزار مي‌شوند، آن‌هم در ساعت‌ها و روزهايي که به‌واسطه‌ي ماه رمضان و تقارن بازمان قصاص قاتل اميرالمؤمنين، اهميت و برکت ويژه‌اي يافته‌اند. آيين‌هاي پوششي برگزارشده در ۲۷ رمضان خود به ۵ دسته تقسيم مي‌شوند: آيين‌هاي دوختن «پيراهن مراد»، «چادر مراد»، «کيسه مراد»، «حلقه‌ي مراد» و «انگشتر مراد».

۲-۱. آيين‌هاي دوختن «پيراهن مراد»

آيين‌هاي دوختن پيراهن مراد در مناطقي چون يزد، کاشان، مشهد و اصفهان بوده و هست؛ اما در برخي موارد، از گذشته تا به امروز تغيير و تحول‌هايي يافته است. اين آيين‌ها گرچه در هر جا نامي خاص يافته‌اند، همگي بر دوختن پيراهن و لباسي تکيه‌دارند که قرار است برکت و خوش‌يمني داشته باشد. گفتني است باوجود باور عمومي به خوش‌يمني پيراهن مراد، برخي از زنان يزد معتقدند «زن خولي» که شوهرش از قاتلان امام حسين (ع) بود براي موفقيت شوهرش، در روز عاشورا پيراهن مراد دوخته است؛ مي‌گويند با توجه به اين‌که مراد او برخلاف خواسته‌ي شيعيان بوده است نبايد با او همراهي کنند و پيراهن مراد بدوزند.[39]

در يزد زنان در شب ۲۷ رمضان با رفتن به در منزل زنان سادات آشنا مقداري پول تبرک طلب مي‌کنند و پس از گرفتن، با پولي که از خودشان روي آن مي‌گذارند، در روز ۲۷ رمضان پارچه‌اي مي‌خرند و به مسجد جامع يزد مي‌برند و پيراهن مراد مي‌دوزند. برخي از وقت اذان صبح تا اذان ظهر در مسجد مي‌مانند و حتي با خودشان چرخ‌خياطي مي‌آورند تا پيراهن مرادشان را کامل کنند. برخي هم يک يا چند ساعت مانده به اذان ظهر به مسجد مي‌آيند و برخي نيز بر اساس سنت آييني تلاش مي‌کنند در فاصله‌ي نماز ظهر تا عصر پارچه‌هايشان را برش بزنند؛ براي اين کار، زودتر وسايلشان را آماده مي‌کنند و پيش از شروع نماز عصر برش کوچکي با قيچي روي پارچه مي‌زدند تا بقيه‌ي کار را پس از اقامه‌ي نماز عصر انجام دهند. سپس، بعد از خواندن نماز عصر به دوختن پيراهن مراد مشغول مي‌شوند. هرکدام از زنان نيتي دارند و با نيت مخصوص به خود پيراهن مراد را مي‌دوزند: برخي به نيت شفاي مريض، برخي به نيت سفر زيارتي، برخي با نيت سلامتي خود و اعضاي خانواده، برخي با نيت ازدواج، خريد خانه، کسب‌وکار و بچه‌دار شدن. برخي از زنان تمام سر قيچي‌هاي باقي‌مانده از پارچه‌هاي برش داده‌شده در صحن مسجد را گردآوري مي‌کنند و معتقدند ۴۰ تکه پارچه‌ي متبرکبه فضاي مسجد و برش خرده با نيت مراد مي‌تواند براي زني که صاحب فرزند نيست، فرزند آور باشد. برخي هم با همان پارچه‌هاي گردآمده کيسه مراد مي‌دوزند و پولي را براي تبرک در آن مي‌گذراند تا کسب‌وکارشان در آن سال رونق و برکت پيدا کند. اين آيين در يزد، بيشتر در مسجد امير چخماق که سنگي بانام مراد دارد، انجام مي‌شود؛ گرچه در ديگر مساجد نيز تعطيل نشده است.[40]

اين آيين درگذشته در برخي از مناطق اصفهان به شيوه‌ي ديگري برگزار مي‌شد و زني از نزديکان بيمار پارچه‌اي را به مسجد مي‌برد و پس از اقامه‌ي نماز مغرب و عشا با ذکر صلوات برش مي‌زد و مي‌دوخت. سپس از روحاني مسجد مي‌خواست که روضه‌ي حضرت ابوالفضل (ع) را بخواند و براي بيمار دعا کند. به هنگام دعا تمامي شرکت‌کنندگان در جلسه روبه‌قبله، آيه‌ي «امن يجيب ...» را مي‌خواندند و صاحب نذر هم مقداري خرما بين مردم تقسيم مي‌کرد. سرانجام، روحاني مسجد به همراه عده‌اي از اهالي به عيادت بيمار مي‌رفت، برايش دعا مي‌کرد و پيراهن دوخته‌شده را به او مي‌پوشاند با اين اعتقاد که خداوند او را شفا مي‌دهد. گفته مي‌شود: اين آيين هنوز در قمصر کاشان برگزار مي‌شود.[41]

۲-۲. چادر مراد

در برخي از شهرها و مناطق ازجمله کرج، دختران دم بخت براي گشايش بخت در روز ۲۷ رمضان و بين ۲ نماز ظهر و عصر در مسجد براي خود چادر مراد مي‌دوزند تا بختشان باز شود و پيرزن‌ها براي رفتن به زيارت، کيسه‌ي پول مي‌دوزند و زن‌هاي بي‌فرزند براي فرزند دار شدن لباس نوزاد مي‌دوزند.[42]

۲-۳. کيسه‌ي مراد

آيين «کيسه‌ي مراد» آييني زنانه است که در مناطق مختلف ايران ازجمله قم، اصفهان، همدان، کرمان، يزد، سمنان، شاهرود و دامغان برگزار مي‌شود، اما به نام‌هاي مختلفي همچون «کيسه‌ي مراد»، «کيسه‌ي برکت» و «کيسه‌ي لعن ابن ملجم» خوانده مي‌شود. در نوش‌آباد اصفهان، شب ۲۷ رمضان، زنان به مساجد مي‌آيند و کيسه‌هاي کوچکي مي‌دوزند و يک قرص کوچک نان را که خودشان پخته‌اند، با يک سکه پول درون کيسه مي‌گذارند و معتقدند حاجتشان برآورده و برکت رزقشان زياد مي‌شود. در کاشان، آرزومندان سفر به مکه و کربلا، پارچه‌اي مي‌خريدند و ظهر روز ۲۷ رمضان، در فاصله‌ي نماز ظهر و عصر، در مسجد، با نخ و سوزني که آورده‌اند، قطعه‌اي پارچه‌اي شبيه به کيسه مي‌دوزند و مقداري پول داخلش مي‌گذارند تا سال آينده به برکت آن پول، راهي سفر مکه يا کربلا شوند. در همدان هم زنان در اين روز تکه پارچه‌اي ندوخته را با نخ و سوزن به مسجد مي‌برند و در فاصله‌ي نماز ظهر تا نماز عصر، کيسه‌اي مي‌دوزند، دهانه‌اش را ليفه مي‌گذارند و نخ‌کش مي‌کنند؛ سپس، سکه‌اي داخلش قرار مي‌دهند تا برکت مال وزندگي‌شان شود.[43]

در شاهرود و دامغان زنان در روز ۲۷ ماه رمضان به مسجد جامع يا يکي از مساجد قديمي شهر مي‌روند و در فاصله بين نماز ظهر و عصر با مقداري پارچه و نخ و سوزن کيسه کوچکي به نام «کيسه مراد» مي‌دوزند. آن‌ها هم‌زمان با دوخت کيسه ذکر و صلوات مي‌گويند و پس از دوخته شدن کيسه، سکه‌اي درون آن مي‌گذراند و دورکعت نماز حاجت مي‌خوانند. اين کيسه‌ها با نيت‌هاي مختلفي مثل برکت رزق و سرمايه، بخت‌گشايي و باروري دوخته مي‌شود.

در قم نيز زنان و دختران حاجتمند پيش از ظهر روز ۲۷ رمضان در مسجد امام حسن عسکري (ع) گرد هم آمده، با پارچه‌هايي که آورده‌اند يا زنان ديگر به‌صورت نذري بين شرکت‌کنندگان پخش مي‌کنند قطعه‌هاي کوچک کيسه‌مانندي مي‌دوزند تا حاجت‌هايشان برآورده شود. زناني که نيت سرمايه و دارايي داشته باشند، مقداري پول لاي پارچه مي‌گذراند و بعد پارچه را مي‌دوزند. اين پارچه‌ها بيشتر به رنگ سبز و سفيد انتخاب مي‌شوند و دوختن به دست زنان سادات صورت مي‌گيرد؛ و معتقدند هر کيسه بايد به دست ۷ زن سيده کوک خورده و دوخته شود و کيسه‌ي دوخته‌شده را تا سال آينده نگه‌داشته شود تا حاجت موردنظر برآورده شود. زنان و دختراني که سال گذشته در چنين روزي نيت کرده و به حاجت رسيده‌اند در اين روز به توزيع پارچه‌ي نذري، «حنا» ي بسته‌بندي‌شده در بسته‌هاي کوچک، «نبات» و نظاير آن مي‌پردازند. به‌طورمعمول، «حنا» را براي «بخت گشوده‌ها» و «پارچه» و «شيريني‌جات» را براي ديگر حاجت بر آورده‌ها استفاده مي‌کنند.

در بجنورد نيز زنان روز ۲۷ رمضان در مسجد، بين دو نماز ظهر و عصر، با تکه پارچه‌اي کيسه مي‌دوزند و از ۷ زن که فاطمه نام دارند مي‌خواهند هرچقدر دوست دارند در کيسه بيندازند. اگر ۷ زن سيده باشد بهتر است. زنان به‌طورمعمول هرکدام سکه‌اي در کيسه مي‌اندازند و حمد و سوره‌اي مي‌خوانند و درون کيسه مي‌دمند. کيسه را به خانه مي‌برند و دور از دسترس ديگران نگهداري مي‌کنند. هر مقدار پولي که به دست مي‌آورند در آن کيسه مي‌اندازند و براي خرج‌هاي روزانه هم از کيسه برداشت مي‌کنند، اما از سکه‌هايي که فاطمه نام‌ها در کيسه انداخته‌اند، استفاده نمي‌کنند و معتقدند برکت مي‌آورد.[44]

در «بيجار» زنان و دختران بيجاري کيسه‌ي مراد را پس از نماز عشاء در شب ۲۷ رمضان مي‌دوزند و پس از دوختن کيسه، يکي دو سکه به ۷ نفر مي‌دهند تا ۷ «قل هوالله» بخوانند و به سکه‌ها بدمند. سپس، سکه‌ها را به کيسه مي‌دوزند و معتقدند ماه رمضان ماه خيروبرکت است و با دوختن کيسه‌ي پول، خداوند روزي‌شان را زياد مي‌کند. همچنين معتقدند چون شب ۲۷ شب قتل ابن ملجم است با دوختن اين کيسه رزق و روزي ابن ملجم نصيب آن‌ها مي‌شود و دوخته شدن کيسه را توسط دختران دم بخت، بهتر و اثربخش‌تر مي‌دانند.[45] ‌

۲-۴. حلقه‌ي مراد

در يزد پدران و مادراني که فرزندشان پيش از بلوغ از دنيا مي‌رود، براي فرزندشان حلقه‌ي مراد سفارش مي‌دهند تا از مرگش جلوگيري کنند. بدين منظور، از ۷ نفر که اسمشان محمد، علي و يا فاطمه است هرکدام يک سکه‌ي پول مي‌گيرند و روز ۲۶ يا صبح روز ۲۷ رمضان به مغازه زرگري مي‌روند و حلقه را سفارش مي‌دهند. زرگر همان روز حلقه‌اي نقره‌اي مي‌سازد و آن را پيش از ظهر به گوش فرزندشان آويزان مي‌کنند. اگر کودک دختر باشد ۲ حلقه به گوش‌هايش مي‌آويزند و اگر پسر باشد فقط يک حلقه از گوش راستش آويزان مي‌کنند. اين گوشواره چون با کمک مالي کساني به نام‌هاي محمد يا علي يا فاطمه تهيه مي‌شود، «حلقه‌ي هفت محمد» يا «حلقه‌ي هفت مرتضي علي» يا «حلقه‌ي هفت فاطمه» هم ناميده مي‌شود.[46]

۲-۵. انگشتر مراد (انگشتر گردان)

در يزد زناني که به دنبال جلب محبت شوهر، مادر شوهر، خواهرشوهر و يا هرکس ديگري هستند روز ۲۷ رمضان انگشتر گردان به دست مي‌کنند. شکل انگشتر گردان با انگشترهاي ديگر تفاوت دارد. نگينش به شکل ورقه‌اي مستطيلي از جنس خود انگشتر بوده و به‌گونه‌اي روي انگشتر قرارگرفته که قابل گرداندن باشد و به‌طورمعمول جنس انگشتر نيز از طلا يا نقره است. زمان ساختن انگشتر مهم نيست، اما حکاکي روي نگين بايد روز ۲۷ رمضان انجام شود. انگشتر را از زرگري مي‌خرند و به حکاکي که تخصصش حکاکي روي طلسم محبت و انگشتر گردان است مي‌دهند. حکاک نقش دوتا سر را در دو طرف نگين به نيت زن سفارش‌دهنده و کسي که بايد نسبت به او مهربان و مطيع باشد حک مي‌کند. سپس، بر اساس حروف ابجد زير اين دو نقش عددي مساوي بانام آن‌ها و در وسط هم آيه‌اي از قرآن مجيد حک مي‌کند. سپس، روز ۲۷ رمضان، سفارش‌دهنده‌ي انگشتر آن را به انگشت کرده و در مقابل شخص موردنظرش مي‌نشيند و به‌طوري‌که او متوجه نشود، نگين انگشتري را مي‌گرداند و ۳ مرتبه صلوات مي‌فرستد و به‌صورت او فوت مي‌کند با اين باور که دل آن شخص نرم مي‌شود و نسبت به صاحب انگشتر مهربان مي‌شود.[47]

۳. آيين‌هاي خورشي

«آيين‌هاي خورشي» آيين‌هاي خوراک محورند، آيين‌هايي که خوراکي و غذا در آن‌ها نقش اساسي و محوري دارند. اين آيين‌ها گاهي به‌طور مستقل و گاهي به‌طور غيرمستقل و در ارتباط با ديگر آيين‌هاي شب و روز ۲۷ رمضان برگزار مي‌شوند. اين آيين‌ها خود به دو دسته تقسيم مي‌شوند: «آيين‌هاي نان» و «آيين‌هاي خوراکي ديگر».

۳-۱. آيين‌هاي نان يا نان‌هاي آييني

«آيين‌هاي نان» بخش مهمي از آيين‌هاي ۲۷ رمضان است. در اين آيين‌ها نان که غذاي غالب و رايج خانواده‌هاي ايراني و جزء انکارناپذير سفره‌ي ايراني است درزماني پربرکت و طي فرآيندي آييني پخته و مصرف مي‌شود. اختلاف آيين‌هاي نان به اختلاف نام نان هر منطقه با منطقه‌ي ديگر است وگرنه اصل و اساس تمامي «آيين‌هاي نان» يکي است. اين نان‌ها عبارت‌اند از:

۳-۱-۱. صورک

«صورک» يا «سورک»، نان مخصوص ندوشن است که روز ۲۷ رمضان پخته و به‌صورت نان خشک تا روز عيد قربان نگهداري مي‌شود. به باور مردم: وجود صورتک‌هاي «بيست و هفتمي» در منزل موجب برکت غذا و نان مي‌شود و رزق افراد خانواده را براي يک سال تضمين مي‌کند. به همين خاطر، براي هرکدام از افراد خانواده يک قرص «صورک» مي‌پزند و درون ظرف‌هاي برنج، گندم، آرد، قند و ديگر مواد غذايي مي‌گذارند تا برکت بياورد؛ اين صورتک‌ها را سرانجام روز عيد قربان، با آب‌گوشت نذري روز عيد مي‌خورند.

۳-۱-۲. کاکولي

«کاکولي» نان مخصوص چهارمحال و بختياري است که در روز ۲۷ رمضان پخته مي‌شود و ترکيبي از آرد، شکر، شير، شيره انگور، تخم‌مرغ، گل‌رنگ، خشخاش و خشکبارهاي افزودني مانند مغز گردو و بادام پخته است. زنان براي پخت آن، در سحرگاه ۲۷ ماه مبارک آتش تنور را روشن مي‌کنند و گرد هم مي‌آيند و هرکدام، دعاگويان و براي تبرک، کف دست خود را آرام روي خمير چانه يا ول مي‌گذارند و پهن مي‌کنند، سپس يک بانوي «سيده» و مشهور به مؤمنه کاکولي اول را به تنور مي‌کوبد؛ و بعد، کاکولي‌هاي ديگر را مي‌پزند و پخته شده‌ها را در ظرف‌هاي چوبي مي‌گذارند تا بخارشان گرفته شود و ترد بمانند. پخت کاکولي گاهي حتي تا روز عيد فطر نيز ادامه مي‌يابد و سرانجام کاکولي‌ها را بين همسايه‌ها تقسيم مي‌کنند.

۳-۱-۳. کُلو بيست و هفتمو

«کُلو بيست و هفتمي» نان ويژه‌اي است که مردم بافق در شب ۲۷ ماه رمضان مي‌پختند. باور عمومي روشن کردن تنورخانه‌ها و پختن «کُلو بيست و هفتمي» را در اين شب واجب مي‌دانست و هر خانواده بين ۱۰ تا ۱۵ قرص نان کوچک که «کُلو» گفته مي‌شد، مي‌پخت. سپس کُلوها را در همان تنور خشک مي‌کردند و بعد به نشانه برکت بر سر خمره‌ي گندم، کيسه‌ي آرد يا خم نان مي‌گذاشتند و تا سال آينده نگه مي‌داشتند.

۳-۱-۴. کوليره

«کوليره» نان مخصوص زنان کرد براي شب ۲۷ ماه رمضان است،[48] ناني که از آرد، مغز گردو و روغن ساخته مي‌شود. کوليره‌پزي را از بعد از نماز ظهر روز ۲۶ ماه رمضان آغاز کرده، خميرهاي آماده‌شده را در روز ۲۷ رمضان در تنور مي‌پزند. کوليره‌ها در تعداد زياد پخته‌شده و بين مردم محل و رهگذران محله توزيع مي‌شود، به‌طوري‌که در روز ۲۷ ماه رمضان، تقريباً تمام خانواده‌هاي محل با کوليره افطار مي‌کنند. برخي از خانواده‌ها نيز کوليره‌ها را همراه با ماست به مسجد مي‌برند و پس از نماز عشاء بين نمازگزاران توزيع مي‌کنند.

بانوان کرد پس از پخت «کوليره‌هاي» نذري از باقيمانده‌ي خمير، ۲۷ کوليره‌ي کوچک مي‌پزند و سپس يکي از حاضران وضو گرفته و هم‌زمان با زمزمه‌ي آيات قرآن، کوليره‌هاي ۲۷ گانه را يکي پس از ديگري نخ مي‌کند. کوليره‌هاي نخ‌شده به يکي از ديوارهاي خانه آويزان شده تا سال آينده نگهداري مي‌شوند و در بيست و هفتم ماه رمضان سال جديد جاي خود را به کوليره‌هاي جديد مي‌دهند. باور بر اين است که آويختن کوليره‌ها موجب خيروبرکت در خانه وزندگي مي‌شود.

۳-۱-۵. نان بيست و هفتمي

«نان بيست و هفتمي» نان مخصوصي است که روستاييان «بنادک سادات» يزد به مناسبت ۲۷ ماه مبارک رمضان مي‌پزند و به کودکاني که دسته‌جمعي به در خانه آمده‌اند و براي گرفتن نان، شعر مي‌خوانند، مي‌دهند. مردم دماوند اين نان را براي دست‌يابي به خيروبرکت مي‌پزند و معتقدند در اول ماه رمضان فرشتگان، گندمي در شکم روزه‌داران مي‌گذارند تا به برکت آن، مردم بتوانند روزه‌بگيرند؛ اين گندم، گندم قناعت نام دارد و تا روز ۲۷ رمضان در شکم روزه‌داران مي‌ماند، اما روز ۲۷ رمضان همان فرشته‌اي که «گندم قناعت» را در شکم روزه‌دار گذاشته، آن را به بهشت برمي‌گرداند و به همين خاطر روزهاي آخر ماه رمضان روزه‌داران بيشتر گرسنه و بي‌طاقت مي‌شوند. نان «بيست و هفتمي» با آدابي ويژه پخته مي‌شود تا قوت و نيروي روزه‌داري و برکت براي زندگي بياورد.[49]

۳-۱-۶. بل بلوک

نان «بل‌بلوک»[50] در صغاد و بهمن آباده رايج است. در صغاد براي پختن «بل‌بلوک» از ۷ خانه که بانوي آن خانه‌ها فاطمه نام دارند، هرکدام ۱۰ مثقال آرد مي‌گيرند و سپس، آردهاي گردآمده را خمير مي‌کنند و به کمي نمک، سياه‌دانه، رازيانه و گشنيز به آن اضافه مي‌کنند. پس‌ازآن، ۷ چانه‌ي خمير درست مي‌کنند و ۷ قرص نان مي‌پزند. يکي از «بل‌بلوک» ها را روي نان‌داني، يکي را در ظرف برنج، يکي را روي خمره‌ي گندم و ديگري را روي قابلمه‌ي روغن و يکي را هم توي «کم‌قليه»[51] مي‌گذراند. هنگام گذاشتن هرکدام از نان‌ها روي هر يک از ظرف‌ها ۷ مرتبه «بسم الله» مي‌گويند تا خداوند به زندگي‌شان برکت بدهد. اين نان‌ها تا روز عيد قربان روي ظرف‌هاست و عيد قربان نان‌ها را با آبگوشتي که از گوشت قرباني درست کرده‌اند مي‌خورند به اين اعتقاد که تا يک سال مريض نخواهند شد و زندگي به کام دلشان خواهد بود.

در قريه‌ي بهمن آباده مردم «بل‌بلوک» را براي فراري دادن اجنّه مي‌پزند. آن‌ها معتقدند: در آغاز ماه رمضان فرشتگان دانه‌ي گندمي را در شکم روزه‌داران مي‌گذراند تا از برکت آن بتوانند ماه رمضان روزه‌بگيرند، اما شب ۲۷ رمضان ازمابهتران يا اجنه مي‌آيند تا آن گندم را ببرند. مردم براي نگه‌داشتن آن دانه‌ي گندم نان «بل‌بلوک» مي‌پزند و با خوردن لقمه‌اي از آن و خواندن ۷ بسم الله اجنه را فراري مي‌دهند و دانه‌ي گندم بهشتي را در شکمشان حفظ مي‌کنند.[52]

۳-۲. آيين‌هاي خوراکي ديگر

«خوراکي‌ها» و «آيين‌هاي خورشي» ۲۷ رمضان منحصر در «آيين‌هاي نان» نيست، گرچه «آيين‌هاي نان» مهم‌ترين دسته از «آيين‌هاي خورشي» است. افزون بر «آيين‌هاي نان» «آيين‌هاي خورشي» ديگري نظير «آجيل مراد خورون»، «کله‌پاچه خورون» و... برگزار مي‌شود که بر اساس نوع خوراکي محوري و مورداستفاده متفاوت است. اين خوراکي‌ها عبارت‌اند از:

۳-۲-۱. آجيل مراد

«آجيل مراد» يکي از خوراکي‌هاي آييني شب ۲۷ رمضان در برخي از مناطق و شهرهاي ايران ازجمله نير، درگذشته‌اي نزديک بوده است. اين آجيل، خشکباري مخصوص بود که از ترکيب خرما، پسته، فندق، تخمه، نخودچي، بادام، شکر و مواردي نظير آن ساخته مي‌شد. «آجيل مراد» را به‌طورمعمول، سادات يا کساني که نام محمد، علي يا فاطمه داشتند تهيه و توزيع مي‌کردند و شب‌ها به‌عنوان شب‌چره، پيش از وعده سحري تناول مي‌شد.

۳-۲-۲. آش شِري

«آش شِري» غذاي مخصوص خانواده‌هاي بهبهاني در شب ۲۷ رمضان در فرهنگ عمومي ساکنان اين شهر است، غذايي که در وعده‌ي افطاري و سحري اين شب خورده مي‌شود.[53]

۳-۲-۳. حلوا

زنان چهارمحال و بختياري در روزهاي پاياني ماه رمضان به‌ويژه شب ۲۷ رمضان «ته حلوا»(تر حلوا) مي‌پزند و به‌عنوان نذري در بين روزه‌داران پخش مي‌کنند. اين «ته حلوا» که مخلوطي از شکر، آرد، زنجبيل، هل و ديگر افزودني‌هاست، بايسته‌هاي کوچک نان به روزه‌داران داده مي‌شود.

۳-۳-۴. زرده‌پلو

در «صغاد آباده» شب ۲۷ رمضان «زرده‌پلو» مي‌پزند و براي پختنش برنج را در ديگ ريخته، پس از آبکش کردن روي اجاق دم مي‌کنند. وقتي برنج دم کشيد در سيني مي‌کشند و مقداري شکر در روغن گوسفند ريخته روي آتش مي‌گذراند. پس‌ازآن که روغن خوب جوشيد، مقداري زعفران اضافه مي‌کنند و با کفگير روي چلو مي‌دهند و اول افطار مي‌خورند.[54]

۳-۳-۵. کله‌پاچه

خوردن کله‌پاچه‌ي گوسفند يکي از رفتارهاي آييني رايج برخي از شهرها و مناطق ايران ازجمله کاشان، بجنورد، مشهد و نير در شب ۲۷ ماه رمضان است و افراد خانواده در اين شب به‌طور عموم با پوشيدن لباس‌هاي زيبا و رنگ‌هاي شاد گرد هم آمده، براي افطار کله‌پاچه مي‌خورند. اين آيين با شادي و سرور شرکت‌کنندگان و لعن و نفرين بر ابن ملجم همراه است. در شهر قديم مشهد ۲۷ رمضان برخي از زن‌ها در صحن کله‌پاچه تميز مي‌کردند تا آن را براي افطار آماده کنند؛[55] و درگذشته‌اي نه‌چندان دور، در برخي از مناطق مثل بجنورد، اظهار بيزاري از ابن ملجم با چاقو زدن به کله‌اي که پخته‌شده، همراه بود. افراد خانواده شب ۲۷ گرد هم مي‌آمدند، زنان لباس گُلي مي‌پوشيدند، جشن مي‌گرفتند و براي افطار کله‌پاچه مي‌پختند. سپس هنگام خوردن کله‌پاچه هرکدام از اعضاي خانواده چاقويي مي‌گرفت، به کله‌ي پخته‌شده حمله مي‌کرد و مي‌خواند:

اين ابن ملجم لعنتي/ سرت را تکه‌تکه مي‌کنم

چاقو تيزه، تيزه/ استخوانت ريزه، ريزه

مي‌برم لبات و چشمات/ مي‌خورم مي‌پرم به هوا

اين کار را تا جايي ادامه مي‌دادند که جز استخوان کله‌ي گوسفند چيزي نمي‌ماند. آن‌وقت سر گوسفند را جلوي اردکي مي‌انداختند که روبان قرمز به گردنش بسته بودند و آن را نماد مرغي مي‌دانستند که پس از مرگ ابن ملجم از آسمان فرود آمده و گوشت او را خورده است.[56]

نتيجه

شب و روز ۲۷ ماه مبارک رمضان در فرهنگ عامه به‌ويژه عامه‌ي شيعيان اهميت و جايگاه ويژه‌اي دارد و مقارن با قصاص قاتل امام علي (ع) انگاشته مي‌شود؛ افزون بر آن در فرهنگ اهل سنت ايران به‌ويژه مردم ترکمن و کرد ايران نيز ۲۷ رمضان زماني ويژه است ازآن‌رو که گمان مي‌رود شب قدر باشد. به راين اساس، طيف وسيعي از آيين‌هاي مختلف بر محور ۲۷ رمضان در فرهنگ عامه‌ي مردم ايران اعم از شيعي و سنّي شکل‌گرفته است و برگزار مي‌شود. اين آيين‌ها را مي‌توان به ۳ مجموعه‌ي اصلي آيين‌هاي «پويشي»، «پوششي» و «خورشي» تقسيم کرد. «آيين‌هاي پوششي» به‌طور غالب، آيين‌هايي زنانه‌اند و زنان برگزارکنندگان اصلي آن‌اند، اما «آيين‌هاي پويشي» و «خورشي» آيين‌هايي مشترک بين زنان و مردان هست. فضاي کلي حاکم بر «آيين‌هاي ۲۷ رمضان» فضاي «شادماني»، «سرور»، «برکت باوري» و «خوش‌يمني» است.

منابع

الف. کتاب‌ها

ابن سعد، محمد، الطبقات الکبري، تحقيق محمد عبدالقادر عطا، بيروت، دارالکتب العلمية، چ ۱، ۱۴۱۰/۱۹۹۰ م.

اصفهاني، ابوالفرج، مقاتل الطالبيين، تحقيق سيد احمد صقر، بيروت، دارالمعرفة، بي‌تا.

شاردن، سفرنامه شاردن، ترجمه يغمايي، اقبال، تهران، توس، چ ۱، ۱۳۷۲ هـ. ش.

وکيليان، سيد احمد، رمضان در فرهنگ مردم، تهران، سروش، چ ۲، ۱۳۷۶.

ب. نشريه‌ها

آژنگ، نصرالله، رمضان در همدان، فصلنامه فرهنگ مردم، تابستان ۱۳۸۷، شماره ۲۶.

شهپر، ساره، رمضان در فرهنگ مردم لار، فصلنامه فرهنگ مردم، زمستان ۱۳۹۰، شماره ۴۰.

ظفرمند، احمد و حسنا مجديان، برخي از آيين‌هاي رمضان در ابوزيد آبادکهن، گاهنامه روجگان، شهريورماه ۱۳۹۰، شماره ۱۷.

وکيليان، سيد احمد، آداب‌ورسوم ماه مبارک رمضان در کاشان و آبادي‌هاي آن، فصلنامه فرهنگ مردم، پاييز و زمستان ۱۳۸۵، شماره ۱۹ و ۲۰.

ج. خبرگزاري‌ها و پايگاه‌هاي اينترنتي

باشگاه خبرنگاران، مراسم شب دوست آئيني ماندگار در ماه صيام در ابرکوه، ۱۸ تير ۱۳۹۳، کد خبر ۴۹۰۴۱۴۳.

http://www.yjc.ir

پايگاه خبري تحليلي اصفهان شرق، نگاهي به آيين جِرجِروني در شب ۲۷ رمضان،۳ مرداد ۱۳۹۳، کد خبر ۲۵۱۷۶.

http://esfahanshargh.ir

پايگاه خبري تحليلي بياض نيوز، فرهنگ عامه؛ ميراث مهجور به بهانه «بلبل علي خواني» و «کليد زني»، ۱۴ مرداد ۱۳۹۲.

http://www.bayaznews.com

خبرگزاري تقريب (تنا)، نگاهي به آداب و آيين‌هاي اهل سنت گلستان در ماه مبارک رمضان، ۱۱ تير ۱۳۹۳.

http://www.taghribnews.ir

خبرگزاري جمهوري اسلامي (ايرنا)، آداب‌ورسوم يزدي‌ها در ماه مبارک رمضان، ۱۲ تير ۱۳۹۳، کد خبر ۸۱۲۲۴۷۰۱ (۴۰۹۸۱۷۱).

http://www.irna.ir

----------------------، آداب و سنت‌هاي مردم آذربايجان شرقي در آيينه رمضان، ۱۵ تير ۱۳۹۳، کد خبر ۸۱۲۲۷۰۴۷ (۴۱۰۹۵۱۲).

---------------------، نگاهي به آيين دوس دوس شب بيست و هفتم رمضان در شهرستان بافق، ۲ مرداد ۱۳۹۳، کد خبر ۸۱۲۴۸۸۷۱ (۴۱۴۰۰۰۳).

خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، رسم کرماني‌هاي قديم در ماه مبارک رمضان، ۱۴ تير ۱۳۹۳، کد خبر ۹۳۰۴۱۴۰۷۶۵۱.

www.isna.ir

---------------------، مراسم ملاقه‌زني رمضان در خراسان جنوبي، ۱ مرداد ۱۳۹۳، کد خبر ۹۳۰۵۰۱۰۰۵۰۹.

خبرگزاري رسا، برگزاري آيين دوست علي امشب در کوچه‌هاي يزد، ۲ مرداد ۱۳۹۳، کد خبر ۲۱۴۲۹۷.

http://www.rasanews.ir

خبرگزاري شبستان، آيين‌هاي مردم خوزستان در ماه مبارک رمضان، يازدهم تيرماه ۱۳۹۳، کد مطلب ۳۸۱۷۷۴.

http://www.shabestan.ir

خبرگزاري مهر، ۲۷ رمضان شبي ويژه براي يزدي‌ها، ۲۵ مرداد ۱۳۹۱، کد خبر ۱۶۷۴۳۶۸.

http://www.mehrnews.com

---------------، آئين‌هاي فراموش‌شده ماه مهماني خدا در کردستان، ۹ تير ۱۳۹۳، کد خبر ۲۳۲۲۲۴۶.

کوچ نيوز، استقبال عشاير سمنان از رمضان تا آئين‌لاگژني، ۱۵ تير ۱۳۹۳، کد خبر ۲۵۸۱.

http://www.koochnews.ir

مشرق نيوز، «دوستان علي» امشب در کوچه‌ها و خيابان‌هاي يزد، ۲ مرداد ۱۳۹۳، کد خبر ۳۳۰۰۸۱.

http://www.mashreghnews.ir

[1]. اصفهانی، ابوالفرج، مقاتل الطالبیین، تحقیق سید احمد صقر، بیروت، دارالمعرفة، ص ۵۴؛ ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، تحقیق محمد عبدالقادر عطا، بیروت، دارالکتب العلمیة، چ ۱، ۱۴۱۰، ج ۳، ص ۲۸.


[2]. وکیلیان، سید احمد، رمضان در فرهنگ مردم، تهران، سروش، چ ۲، ۱۳۷۶، ص ۱۳۱.


[3]. باشگاه خبرنگاران، مراسم شب دوست آئینی ماندگار در ماه صیام در ابرکوه، ۱۸ تیر ۱۳۹۳، کد خبر ۴۹۰۴۱۴۳.


[4]. خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا)، نگاهی به آیین دوس دوس شب بیست و هفتم رمضان در شهرستان بافق، ۲ مرداد ۱۳۹۳، کد خبر ۸۱۲۴۸۸۷۱ (۴۱۴۰۰۰۳).


[5]. خبرگزاری شبستان، آیین‌های مردم خوزستان در ماه مبارک رمضان، ۱۱ تیرماه ۱۳۹۳، کد مطلب ۳۸۱۷۷۴.


[6]. خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا)، آداب و سنت‌های مردم آذربایجان شرقی در آیینه رمضان، ۱۵ تیر ۱۳۹۳، کد خبر: ۸۱۲۲۷۰۴۷ (۴۱۰۹۵۱۲).


[7]. خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا)، آداب‌ورسوم یزدی‌ها در ماه مبارک رمضان، ۱۲ تیر ۱۳۹۳، کد خبر ۸۱۲۲۴۷۰۱ (۴۰۹۸۱۷۱).


[8]. ظفرمند، احمد و حسنا، مجدیان، برخی از آیین‌های رمضان در ابوزیدآباد کهن، گاهنامه روجگان، شهریورماه ۱۳۹۰، شماره ۱۷، صص ۶-۷.


[9]. شهپر، ساره، رمضان در فرهنگ مردم لار، فصلنامه فرهنگ مردم، زمستان ۱۳۹۰، شماره ۴۰، ص ۲۰۹.


[10]. KuleMarjon.


[11]. وارونه، برعکس.


[12]. Kall-ekolat: کله‌ی کلاهت.


[13]. Xoftebid: خوابیده بود.


[14]. Une: او را.


[15]. با او.


[16]. وکیلیان، سید احمد، رمضان در فرهنگ مردم، صص ۱۱۷-۱۲۰.


[17]. همان، صص ۱۲۰-۱۲۱.


[18]. خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا)، نگاهی به آیین دوس دوس شب بیست و هفتم رمضان در شهرستان بافق، ۲ مرداد ۱۳۹۳، کد خبر ۸۱۲۴۸۸۷۱ (۴۱۴۰۰۰۳).


[19]. مشرق نیوز، «دوستان علی» امشب در کوچه‌ها و خیابان‌های یزد، ۲ مرداد ۱۳۹۳، کد خبر ۳۳۰۰۸۱.


[20]. خبرگزاری مهر، ۲۷ رمضان شبی ویژه برای یزدی‌ها، ۲۵ مرداد ۱۳۹۱، کد خبر ۱۶۷۴۳۶۸.


[21]. خبرگزاری رسا، برگزاری آیین دوستعلی امشب در کوچه‌های یزد، ۲ مرداد ۱۳۹۳، کد خبر ۲۱۴۲۹۷.


[22]. پایگاه خبری تحلیلی بیاض نیوز، فرهنگ عامه؛ میراث مهجور به بهانه «بلبل علی خوانی» و «کلیدزنی»، ۱۴ مرداد ۱۳۹۲.


[23]. پایگاه خبری تحلیلی اصفهان شرق، نگاهی به آیین جِرجِرونی در شب ۲۷ رمضان، ۳ مرداد ۱۳۹۳، کد خبر ۲۵۱۷۶.


[24]. کوچ نیوز، استقبال عشایر سمنان از رمضان تا آئین لاگژنی، ۱۵ تیر ۱۳۹۳، کد خبر ۲۵۸۱.


[25]. خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، مراسم ملاقه زنی رمضان در خراسان جنوبی، ۱ مرداد ۱۳۹۳، کد خبر ۹۳۰۵۰۱۰۰۵۰۹.


[26]. پایگاه خبری تحلیلی بیاض نیوز، فرهنگ عامه؛ میراث مهجور به بهانه «بلبل علی خوانی» و «کلیدزنی»، ۱۴ مرداد ۱۳۹۲.


[27]. خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، رسم کرمانی‌های قدیم در ماه مبارک رمضان، ۱۴ تیر ۱۳۹۳، کد خبر ۹۳۰۴۱۴۰۷۶۵۱.


[28]. همان، ص ۱۲۴.


[29]. همان، ص ۱۲۸.


[30]. خبرگزاری شبستان، آیین‌های مردم خوزستان در ماه مبارک رمضان، یازدهم تیرماه ۱۳۹۳، کد مطلب ۳۸۱۷۷۴.


[31]. خبرگزاری تقریب، نگاهی به آداب و آیین‌های اهل سنت گلستان در ماه مبارک رمضان، ۱۱ تیر ۱۳۹۳.


[32]. وکیلیان، سید احمد، رمضان در فرهنگ مردم، ص ۱۳۱.


[33]. همان، ص ۱۲۹.


[34]. همان، ص ۱۲۹.


[35]. همان، ص ۱۲۶.


[36]. همان، ص ۱۲۸.


[37]. این مناره را مناره ته برنجی نامیده بودند، زیرا پایین آن از صفحات برنجی پوشانده شده بود.


[38]. شاردن، سفرنامه شاردن، ترجمه یغمایی، اقبال، تهران، توس، چ ۱، ۱۳۷۲ هـ. ش، ج ۴، صص ۱۴۸۶-۱۴۸۷.


[39]. همان، ص ۱۲۵.


[40]. همان‌جا.


[41]. وکیلیان، سید احمد، آداب‌ورسوم ماه مبارک رمضان در کاشان و آبادی‌های آن، فصلنامه فرهنگ مردم، پاییز و زمستان ۱۳۸۵، شماره ۱۹ و ۲۰، ص ۱۲۹.


[42]. وکیلیان، سید احمد، رمضان در فرهنگ مردم، ص ۱۲۶.


[43]. آژنگ، نصرالله، رمضان در همدان، فصلنامه فرهنگ مردم، تابستان ۱۳۸۷، شماره ۲۶، ص ۲۸۰.


[44]. همان، ص ۱۲۷.


[45]. همان‌جا.


[46]. همان‌جا.


[47]. همان، صص ۱۲۷-۱۲۸.


[48]. خبرگزاری مهر، آئین‌های فراموش شده ماه مهمانی خدا در کردستان، ۹ تیر ۱۳۹۳، کد خبر ۲۳۲۲۲۴۶.


[49]. وکیلیان، سید احمد، رمضان در فرهنگ مردم، صص ۱۳۰-۱۳۱.


[50]. BalBaluk.


[51]. Komqalye: شکمبه‌ی گوسفندی را گویند که در آن گوشت قورمه می‌پزند. Kom به معنی «شکم» هست.


[52]. همان، ص ۱۳۰.


[53]. خبرگزاری شبستان، آیین‌های مردم خوزستان در ماه مبارک رمضان، یازدهم تیرماه ۱۳۹۳، کد مطلب ۳۸۱۷۷۴.


[54]. وکیلیان، سید احمد، رمضان در فرهنگ مردم، ص ۱۳۱.


[55]. همان، ص ۱۳۲.


[56]. همان، ص ۱۲۹.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

گزارشی از مراسم تجلیل از استاد قاسم جوادی مراسم پاسداشت تلاش‌های فراوان جناب...
گزارش کتاب فرزند هرات ارج نامه نجیب مایل هروی  (به کوشش: علی اوجبی) سید جمال...
گزارش نشست علمی (بازشناسی آثار و اهمیت فعالیت های پژوهشی نجیب مایل هروی) اشاره در...
این نشست علمی که از سوی انجمن علمی ادیان و مذاهب با همکاری گروه علمی ادیان ومذاهب...
بزرگداشت شيخ نمر باقر النمر با همکاري انجمن اديان و مذاهب و انجمن هاي موسسه زبان...
 اين نشست كه از سوي گروه اديان و مذاهب مجتمع آموزش عالي امام خميني( و با همكاري...
این نشست که از سوی انجمن علمی ادیان و مذاهب با همکاری گروه علمی ادیان و مذاهب و...
برگزاری مراسم محرم در اندونزی، در شهر پاریامان نزدیك شهر پادانگ ، پایتخت استان...
 شناسنامه موسوعه الموسوعة الفقهيه، وزارت اوقاف و شئون اسلامي‌كويت، چاپ پنجم،...
در اين مقاله مراسم عاشورا و شهادت امام حسين عليه السلام در حماسه‌هاي مالايي‌هاي...
گزارشی از فعالیت‌های اسماعیلیه پس از طالبان در افغانستان     جغرافیای انسانی...
دومین کرسی آزاد اندیشی تحت عنوان (وضعیت مطالعات اسلامی – شیعی در آلمان) با سخنرانی...
  در نشست علمی ­ای که روز سه شنبه 4/12/94 از سوی انجمن علمی ادیان و مذاهب حوزه، در...
عنوان نشست: «جایگاه عاشورا و منابع عاشورایی در مذهب زیدیه»عاشورا،...
  در تمام اديان الهي دستور العمال هاي بندگي و عبادت خداوند، كه به آنها احكام يا...