اين نشست كه از سوي گروه اديان و مذاهب مجتمع آموزش عالي امام خميني( و با همكاري معاونت محترم پژوهش آن  در تاريخ 25/11/1386 برگزار گرديد، با استقبال گسترده طلاب و حضور چشم‌گير اساتيد محترم به صورت موفقيت آميزي به انجام رسيد.

   اين نشست كه با انگيزه معرفي همگرايي و واگرايي دو جريان فكري تصوف و تشيع، و همچنين آگاهي از وضعيت فكري و فرهنگي جهان اسلام برگزار گرديد، چهار نفر سخنران داشت كه هر يك از چهار گوشه جهان اسلام و اقاليم مختلف فرهنگي عالم اسلام انتخاب شده بودند كه اين نکته بر اهميت و ميزان توفيق اجلاس افزوده و از حسن درايت و انتخاب گروه به خصوص جناب آقاي دکتر جوادي حكايت داشت.

 

   در اين نشست كه با اجراي جناب آقاي سيدمسلم مدني برگزار شد، آقايان: كميل راجاني از هندوستان، ناصر دمياتي از اندونزي، سعيد خليل اويچ از بوسني و سيدمحمد احمدالنور از سودان، به ترتيب ايراد سخن نمودند كه چكيده‌ي آن از حضورتان مي‌گذرد:

    ناصر دمياتي اهل اندونزي به عنوان اولين سخنران، سخنانش را با عنوان «نقش تصوف در اسلامي شدن نوسانترا» آغاز نمود. وي ابتدا به معرفي حوزه جغرافيايي منطقه نوسانترا كه شامل كشورهاي فعلي چون اندونزي، مالزي و سنگاپور بوده است، پرداخت و سپس مسأله ورود اسلام را با توضيح سه نظريه به گجرات، فارس و عرب مورد بحث قرار داد و نتيجه گرفت كه اصل معرفي اسلام در قرن نخست هجري بوده امّا گسترش انديشه اسلامي مربوط به قرن‌هاي 12 تا 16 ميلادي است كه توسط مبلغين و بازرگانان عرب و فارس و گجراتي از طريق طبيعي بازرگاني و ازدواج، صورت گرفته است.

   همچنين وي با اشاره به نقش تصوف اظهار داشت كه به دليل روحيه آرام مردم آن سرزمين، تصوف در پيش گرفتن راه‌هاي اعتدال و ترويج ابعاد لطيف آموزه‌هاي اسلامي بدون برانگيختن حس مخالفت مردم موفق به گسترش معارف اسلامي شد.

   وي اظهار داشت كه نمايندگان مشهور انديشه وحدت وجودي و سلسله قادريه در نوسانترا حمزه فنصوري مؤلف «زينة الموحدين» و «اسرار العارفين» و مريد ايشان جناب شمس الدين سومتراني مؤلف مرآة المؤمنين، جوهر الحقايق و الحركات كه انديشه وحدت وجودي‌شان به دليل مشابهت، انديشه‌هاي بودايي و هندويي به سرعت مورد قبول واقع شد.

   وي همچنين از تيپ مخالف فنصوري و سومتراني، نورالدين رانيري (داراي 29 اثر) ياد مي‌كند كه در آثارش به خصوص در صراط‌المستقيم و جواهر العلوم في كشف المعلوم، به مخالفت با انديشه‌هاي فنصوري و بحث وحدت وجودي برمي‌خيزد. از ديگر افراد صوفيه اصلاح طلب كه در پي تطبيق طريقت با شريعت بوده احمد قُشاثي، ابراهيم كوراني، عبدالكريم سمان و محمديوسف بن عبدالله خلوتي مكسري بوده‌اند كه غالباً در مكه و مدينه درس خوانده و حتي تصوف را نيز نه از هند كه از حجاز وارد مي‌كرده‌اند.

   غالب اين صوفيان در پي تطبيق طريقت بر شريعت بوده‌اند. هر چند كه صوفيان اباحي نيز مانند شيخ سيتي جنار و… نيز حضور داشته‌اند.

   ايشان تأكيد کرد كه جريان تصوف با رشد جريان‌هاي ملي گرا از يك سو و انجام اعمال نادرست برخي سلسله‌ها از سوي ديگر رو به ضعف نهاده است. هر چند كه تصوف سازگار با شريعت و آثار رانيري و سينكيلي در همخواني با تصوف جنيد، قشيري و غزالي همچنان اهميت داشته و بسياري از افراد دولتي، روحاني و حتي روشنفكر بدان متمايل مي‌باشند.

   از طرفي گفتني است كه انديشه شيعه به دليل برخورداري از معنويت، عقلانيت و عدالت نيز مورد توجه قرار دارد و اين با ظهور قيام امام خميني(در ايران، اهميت بيشتري يافته است.

   كميل عباس راجاني اهل هندوستان به عنوان سخنران دوم در سخنان خود با اشاره به تاريخ کهن فرهنگي هندوستان، آن كشور را سرزمين اسرار خوانده و اظهار داشت كه دين از قديم الايّام در زندگي مردم آن سامان نقش اساسي داشته و امروزه نيز بسياري از مسافرت‌هاي داخلي با انگيزه‌ اعمال مذهبي زيارت صورت مي‌گيرد.

   وي تأكيد کرد كه دين‌پذيري آن سرزمين سبب شده كه بسياري از فرق اسلامي در صدد ترويج انديشه‌ها و باورهاي خود برآيند اما كساني موفق شدند كه با زبان همدلي وارد شدند، چه اينكه همدلي از همزباني بهتر است.

   بدين ترتيب صوفيه در ترويج تصوف با استفاده از مفاهيم آشناي مردم هندوستان از قبيل وحدت وجود، اهمسا و... موفق شدند.

   وي از صوفياني كه در اين راستا تلاش كرده‌اند مانند خواجه معين الدين چشتي، نظام الدين اوليا، شاه جلال، امير خسرو، سركار صابر پاك، وارث پاك و بابا فريد، نام ‌برد.

   ايشان در بخش ديگر سخنانش به نقد صوفيه بر وهابيت اشاره كرده و از آقايان شيخ محمد هشام كبّاني، دكتر محمد القادري ذيشان علي بنگالي، به عنوان جريان مخالف وهابيت نام برده و تأكيد کرد كه نقد وهابيت در هندوستان با جريان بريلويه گره خورده است.

   اين جريان براي مقابله با آراي محمد بن عبد الوهاب و شاه اسماعيل دهلوي، توسط احمد رضا خان تأسيس شد كه ابن تيميه را ضال و مضل مي‌دانست. و دهلوي را طاغيه النجديه مي‌خواند.

   اين جريان با سه محوريت فكري «وحدت وجود، توحيد رسالت و تأكيد بر نقش اهل‌بيت(»‌ قايل به ضرورت وجود «غوث» شدند كه همة امامان شيعه جزء آن بوده و از آن پس نيز غوث‌ها نواب آنها بوده و بالاخره به عبدالقادر گلاني رسيده است و بعد از آن نيز تا غوثيت كبراي حضرت مهدي همه غوث‌ها نايبان گيلاني‌اند.

   اين جريان تأليفات بسياري در نقد وهابيت نوشتند از جمله فتاوي الحرمين، حسام الحرمين و كتاب 8 جلدي الفتاوي الرضويه از احمدرضا خان، تحقيق الفتاوي از فضل الحق خيرآبادي، سيف الجبار از فضل الرسول قادري برايوني، سيوف الله از محمد عاشق الرحمان، اطيب البيان و الكلمة العلياء از نصيم الدين راوآبادي و جاء الحق از مضق احمديار. جريان بريلويه بشتر در مباحث نور پيامبر،‌ علم غيب آن حضرت، ولايت تكويني، بناي قبور، زندگي اموات، بزرگداشت‌ها و... مخالف وهابيت بوده‌اند.

   سومين سخنران احمدالنور سوداني بود كه در باره «رابطه تصوف و تشيع» در سودان و افريقا سخناني ايراد نمود.

   ايشان از طريقه‌هاي فعّال صوفي در آفريقا از قبيل تجانيه، قادريه، سمانيه، عركيه، خلوتيه و ... نام برده و به مبارزات ضد استعماري آنان اشاره نمود.

   وي سپس با توجه به نقش سادات حسني از دولت مهدي سوداني ياد كرد و دفاع ضد استعماري او را تحسين نمود و فعاليت‌هاي مهم آن را در زمينه الغاي مذاهب رسمي، تأسيس خلافت و ايجاد دارالقران‌ها ... برشمرد.

   وي همچنين به مخالفت صوفيه با وهابيان اشاره كرده و ترويج آموزه اسلامي از قبيل شفاعت، توسل،‌ تبرك و حب اهل بيت(، برگزاري مراسم‌هاي مذهبي، زيارت قبور و ... را در مخالفت با وهابيت يادآور شدند. وي اظهار داشت كه «وهابيان با تلاش جدي صد ساله در سودان، و كمك‌هاي غربي‌ها، عربستان و كشورهاي حوزه خليج فارس هنوز نتوانستند سه درصد سوداني‌ها را وهابي كنند و اين به دليل حضور صوفيه در آنجا است».

   ايشان در پايان از جايگاه اهل بيت و تشيع و انقلاب اسلامي سخن گفته و اظهار داشت كه بسياري از رسوم همنوا با شيعه و فرهنگ شيعي است و حتي ضرب المثل‌هاي خوبي در آن جا رواج دارد كه بسيار جالب و حتي عجيب است مثلاً اگر به كسي ظلم شود مي‌گويند: «انا مظلوم ظلم الحسن و الحسين.» از طرفي بسياري از خانواده‌ها نام فرزندان‌شان به اسامي مبارك اهل بيت(است و اسم فاطمه نام بيشتر دختران سوداني است. وي تأكيد کرد كه «بنده خانواده‌اي را مي‌شناسم كه نام‌هاي دختران‌شان به اين ترتيب است: مادرشان ام الحسين،‌ دختران: ام الحسن، فاطمه، زينب، ام الحسنين، بتول، زهرا. و اين خانواده شيعه نيست، بلكه اسم تشيّع را هم نشنيده است، ولي فرهنگ و رسوم نام گزاري جامعه سودان همين است. و نام‌هاي پسران‌شان اكثراً از نام‌هاي اهل بيت(ع) مثل: محمد، احمد،‌ علي، حسن، حسين، الباقر، الصادق، الهادي، مهدي، جعفر، عباس و… است و اين فرهنگ از همان تصوف است كه ميانه خوبي با اهل بيت (ع) دارد.

   سخنران بعدي جلسه آقاي خليل اويچ از بوسني بود. آقاي خليل اويج در مقاله‌اي با عنوان «نقش تصوف در تعميق محبت به اهل بيت (ع) و تداوم پاي بندي به شريعت در ميان مسلمين بوسني» ابتدا به آغاز و نحوه ورود اسلام به بوسني و شبه جزيره بالكان پرداخته و اظهار داشت كه: هرچند شواهدي بر وجود مسلمين در ميان حقالبه قبل از فتوحات عثماني وجود دارد، اما طنين نداي آسماني اسلام از زمان سلطان مراد اول و به تدريج به گوش و جان مردمان آن مناطق رسيده و گسترش اسلام در زمان پسر او و بعد از وي بوده است.

   ايشان همچنين به همراهي حكومت عثماني و صوفيان مسلمان اشاره نموده و از نقش سلطان مراد خان چهارم و خسرو بيگ در اين زمينه ياد کرد و حضور آنان را در ساختار معماري شهرها، بناها، مراكز و آموزش به بحث گرفت.

   وي بر حضور مثنوي معنوي مولانا بلخي در زندگي مردم و رواج آن در ميان مردمان بوسنيايي اشاره نموده و با توجه به جايگاه اهل بيت(ع) در مثنوي، از نقش و محبت آنان در ميان مردم بوسني خبر داد.

   ايشان از باب نمونه از احمد وحدتي شاعر بوسنوي نام ‌برد كه ترجيح بندي با عنوان «ترجيح بند احمد در مدح ائمه دوازده» دارد. و اينكه وي با تأثر از حديث امام اول شيعيان علي (ع) كه فرمود: «أنا نقطتة باء بسم الله»، اظهار ‌داشت كه: «در نقطه‌ي باي بسم الله همه علوم نهاده شده است».

   ايشان اضافه کرد كه اين گونه محبت ورزي‌هاي صوفيان بوسني نسبت به اهل بيت(ع) با سياست‌هاي حكومت عثماني همگوني نداشته و حساسيت و واكنش آنها را بر عليه صوفيان برانگيخته است، هر چند كه اين مخالفت‌ها چندان موفق نبوده است.

   ايشان همچنين با اشاره به هويت جدي كلام ماترري و نوگرايي ديني در آن منطقه، به تقيد صوفيان بوسني به شريعت اسلامي اشاره كرده گفت: «تحفظ بر شرع و مباني آن و تقيد به احكام و دستورات شريعت ويژگي ثابت و عمومي صوفيان اسلاو جنوبي بوده است» وي در اين زمينه از اشخاصي چون: غازي خسرو بيگي، فضل الله بن عيسي بوسنوي، حسن فرزند شيخ عبدالله، عبدالله بيدمي بوسنوي و… نام برده و از نقش آنان ياد کرد و در پايان تأكيد کرد كه همين سنت و ميراث تصوف بوده است، كه مردمان آن ديار را در دفاع از انديشه اسلامي و محبت به اهل بيت( و مقاومت در برابر تهاجم گسترده ديگران، استوار نگاه داشته است.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

گزارشی از مراسم تجلیل از استاد قاسم جوادی مراسم پاسداشت تلاش‌های فراوان جناب...
این مقاله در شماره 4 نیستان ادیان و مذاهب به چاپ رسیده است. سيد مرتضي حسيني...
گزارش کتاب فرزند هرات ارج نامه نجیب مایل هروی  (به کوشش: علی اوجبی) سید جمال...
گزارش نشست علمی (بازشناسی آثار و اهمیت فعالیت های پژوهشی نجیب مایل هروی) اشاره در...
این نشست علمی که از سوی انجمن علمی ادیان و مذاهب با همکاری گروه علمی ادیان ومذاهب...
بزرگداشت شيخ نمر باقر النمر با همکاري انجمن اديان و مذاهب و انجمن هاي موسسه زبان...
این نشست که از سوی انجمن علمی ادیان و مذاهب با همکاری گروه علمی ادیان و مذاهب و...
برگزاری مراسم محرم در اندونزی، در شهر پاریامان نزدیك شهر پادانگ ، پایتخت استان...
 شناسنامه موسوعه الموسوعة الفقهيه، وزارت اوقاف و شئون اسلامي‌كويت، چاپ پنجم،...
در اين مقاله مراسم عاشورا و شهادت امام حسين عليه السلام در حماسه‌هاي مالايي‌هاي...
گزارشی از فعالیت‌های اسماعیلیه پس از طالبان در افغانستان     جغرافیای انسانی...
دومین کرسی آزاد اندیشی تحت عنوان (وضعیت مطالعات اسلامی – شیعی در آلمان) با سخنرانی...
  در نشست علمی ­ای که روز سه شنبه 4/12/94 از سوی انجمن علمی ادیان و مذاهب حوزه، در...
عنوان نشست: «جایگاه عاشورا و منابع عاشورایی در مذهب زیدیه»عاشورا،...
  در تمام اديان الهي دستور العمال هاي بندگي و عبادت خداوند، كه به آنها احكام يا...