(بررسی جریان­های تقریب)

 به یاری خداوند متعال اولین کرسی آزاداندیشی انجمن علمی ادیان و مذاهب با همکاری گروه علمی ادیان و معاونت پژوهش مجتمع عالی امام خمینی­(ره) با محوریت «بررسی جریان­های تقریب» در 5/10/94 برگزار شد. این نشست که در اتاق جلسات معاونت پژوهش مجتمع برگزار گردید، در ابتدا حجة الاسلام والمسلمين آقای فولادی   به طرح بحث جریان­های موافق و مخالف تقریب پرداخت. سپس برخی از طلاب نظر و سؤال‌های خویش را در باب تقریب و چالش­های آن مطرح ساختند. نهایتاً استاد جوادی سخنان و دیدگاه­های دقیق و ارزشمندی ارائه فرمودند که در اینجا گزارش خلاصه این دیدگاه­ها، محضر خوانندگان محترم تقدیم می­گردد.

 

بخش گزارش توسط حجة الاسلام والمسلمين آقای فولادی از جریان­های تقریب

 

1-    مخالفین تقریب

آقای فولادی ضمن اینکه بحث تقریب را محور فعالیت­ها و گفتمان مصلحان جهان اسلام در بیش از یک قرن دانست، مخالفان و موافقان این گفتمان را به دو دسته اعتقادی و سیاسی دسته­بندی کرد. ایشان دلیل مخالفت مخالفان تقریب، اعم از شیعه و سنی را دو مسئله دانست؛ 1- تقریب را عمل انحرافی و ساخته و پرداخته مذهب رقیب می­ دانند. 2- اندیشه­ تقریب را نوعی توطئه­ می­ دانند که به منظور جلوگیری از اشاعه مذهب مختار و نفوذ اندیشه­ های رقیب طراحی شده است. آقای فولادی، نمونه جریان مخالف در میان اهل سنت، از دکتر ناصر القفاری صاحب کتاب (مسئله التقریب بین اهل السنه و الشیعه) و عبدالمنعم النمر صاحب (المعامره علی الکعبه من القرامطه الی الخمینی) نام برد. و درد میان شیعه به سید احمد روضاتی صاحب کتاب (گفتگوی یک دانشمند شیعی با یک عالم سنی یا مناظره پدر شیخ بهایی) و یعصوب الدین رستگاری جویباری صاحب کتاب (حقیقت وحدت در دین و حکمت عیدالزهراء) اشاره کرد.

 

2-    موافقین تقریب

 

     آقای فولادی در مورد جریان­های موافق تقریب به توضیح پنج دیدگاه و جریان پرداخت. ایشان ضمن اینکه برخی از نظریات در این باب را صرفاً تئوری ذهنی و غیرعملی دانست کما اینکه آیت‌الله واعظ زاده خراسانی برخی این نظریه­ ها را در کتاب (پیام وحدت) معرفی کرده است مثل اینکه؛ تقریب را به ادغام مذاهب و تأسیس مذهب جدید، یا الغای مذاهب و پیروی از سلف و یا کنار نهادن مسایل اختلافی تعبیر کرده‌اند. اما جریان­های عملی و موجود در باب تقریب را چنین توضیح داد:

 

1- جریان سیاسی-اجتماعی: این جریان بر زندگی مسالمت‌آمیز و ضرورت وحدت سیاسی-اجتماعی تاکید دارد. نادرشاه افشار، سید جمال، عبده در این جریان قرار می­ گیرد.

 

2- جریان که معتقد است، بر مشترکات باید تأکید ورزید و در امور اختلافی همدیگر را معذور بدانیم. این جریان که اکثریت داعیه‌داران تقریب را در بر می­ گیرد، اختلاف بین شیعه و سنی را بسیار اندک و کمتر از 10درصد دانسته، معتقد است موارد اختلافی را می­بایست یا با شیوه و توجیه علمی برطرف کنیم و یا آن را مسکوت گزاریم. در هر حال مذاهب در این قسمت معذور هستند. آقای فولادی مدعی شد؛ شخصیت­های چون آیت‌الله آصف محسنی صاحب کتاب (تقریب از نظر تا عمل) آیت‌الله واعظ زاده خراسانی صاحب (پیام وحدت و ندای وحدت)، علامه سمنانی (در مقاله­ی «الی اخواننا المسلمین» که در مجله رسالت اسلام چاپ‌شده)، علامه سید مرتضی عسکری (که نظر ایشان در این موضوع را می­توان از مصاحبه­ی که در مجله علوم حدیث شماره 20 انجام داده است فهمید.) نعمت‌الله صالحی مازندرانی، شیخ محمود شلتوت و علامه سيد محمد فضل‌الله در این جریان جای می ­گیرند.

 

3- جریان که برای تحقق تقریب به تفسیر خاص از امامت روی آورده‌اند. آقای فولادی ضمن اینکه بحث امامت را از نظر این جریان مهم­ترین مانع تقریب ارزیابی کرد، گفت: این جریان مدعی است در عین اینکه امام افضل الناس است و برای خلافت و حکومت اولویت دارد ولی امامت تلازمی با حکومت سیاسی و اجتماعی ندارد. بلکه امامت جدای از امارت و مربوط به امور معنوی است. این گروه در کنار این تفسیر خاص معتقد هستند قصور و خطا در شناخت امام سبب خسران اخروی نمی­ گردد. مدارای ائمه (ع) با حاکمان و مراودات صمیمی ایشان (ع) با فقهای اهل سنت از دیگر مستمسک­ های است که این جریان بر لزوم تقریب استدلال کرده‌اند. ایشان از حیدر علی قلنداران صاحب (شاه‌راه اتحاد) و سید مصطفی حسینی طباطبایی صاحب کتاب (راهی به سوی وحدت اسلامی) به عنوان افراد شاخص این جریان نام برد.

 

4- جریان که بر مشترکات تأکید دارد ولی در مورد امور اختلافی معتقد است که باید بازخوانی صورت گیرد. یعنی در موارد اختلافی به قرائت رایج نباید اکتفا شود بلکه دیدگاه های مخالف درون مذهب را هم باید دید و یک‌بار دیگر در این موارد بازخوانی صورت گیرد. دکتر احمد زقاقی صاحب دو کتاب (اساس التشریعی للوحدت بین الشیعه و السنه، التقریب بین الشیعه و اهل السنه والتهدیدات الاختلاف والتصحیح) فرد شاخص این جریان می­ تواند باشد که استاد مهریزی در مجله هفت‌آسمان نیز این راه را معقول­ترین مسیر برای تقریب دانسته است.

 

بخش دیدگاه­ها، نقد و سخنان استاد جوادی

 

1-    نقد استاد جوادی به گزارش آقای فولادی

 

در ادامه استاد جوادی ابتدا به سؤال­های طلاب پاسخ داد سپس نکاتی در مورد گزارش آقای فولادی اشاره فرمود و نهایتاً به بیان دیدگاه خویش در باب تقریب پرداخت که بنده قسمت پاسخ به سؤال­ها را در آخر گزارش خواهم کرد.

 

 استاد جوادی دو نکته در گزارش آقای فولادی را مورد نقد قرارداد؛

 

نکته اول؛ به رغم اینکه موقعیت علامه سمنانی میان عالمان شیعه متفاوت از جایگاه امثال سید مصطفی طباطبایی و برقعی است ولی در باب تقریب علامه سمنانی در جریان سوم جای می­گیرد نه دوم.

 

نکته دوم؛ اینکه امامت را بزرگ‌ترین مانع سری راه تحقق تقریب معرفی کرده‌اند، درست نیست؛ بلکه با حفظ امامت حداکثری می­توان به تقریب رسید و برای تحقق وحدت لزوماً نیازی به تفسیر و دگرگونی بحث امامت وجود ندارد. آنچه مانع تقریب است بیشتر بحث سب و لعن این‌ها هستند.

 

ایشان، در قسمت دیگر از سخنان خویش به ضرورت بررسی دیدگاه علامه طباطبایی(ره) اشاره کرد و نظر علامه را در این باب بسیار ارزشمند و مهم توصیف کرد که متأسفانه مورد غفلت واقع شده است. استاد جوادی بر این باور است که علامه با وجود اینکه در مبحث امامت و ولایت سر سوزنی هم کوتاه نمی­آید ولی عقیده دارد که بر اساس آموزه­های قرآنی وحدت مسلمین به هر قیمتی باید حفظ بشود. نظری که با شیوه ­ی عملی امام علی (ع) و بقیه­ی ائمه (ع) مطابقت دارد که در عین بیان حقایق و نقد و انتقادها، به هیچ‌وجه شق عصای مسلمین نکردند و سر سوزنی از کلیت جهان اسلام کوتاه نیامدند.

 

2-    دیدگاه استاد جوادی در باب تقریب

 

استاد دیدگاه خویش در باب تقریب را این­گونه اظهار کرد که اگر بحث­ها را به نوعی دیگر ببنیم و مطرح کنیم اصلاً نوبت به بررسی دیدگاه­های موافق و مخالف و جریان­های تقریب نمی­ رسد. ایشان در توضیح این نظر فرمود: واقعیت این است که هیچ‌کدام از شیعیان و اهل سنت و دیگر مذاهب از مذهب خویش آگاهی کامل ندارند؛ مشکل اساسی این است که ما از بسیاری از حرف­های مان بی‌خبریم و همیشه فهم و درک اهل مذاهب از مذهبشان گزینشی بوده؛ چند مورد که موافق سلیقه اهل مذهب هستند می­ گیرند و بقیه­ ی موارد را مغفول می­گزارند. اگر آگاهی ما از دیدگاه­های مذهب کامل باشد و به صورت جامع و همه‌جانبه -نه گزینشی- همه­ ی جوانب آموزه­های مذهب خود را ببنیم، بسیاری از این چالش­ها و اختلاف­ها –نه همه­ ی اختلاف- حل می­شود و به این نتیجه خواهیم رسید که بسیاری از آنچه ما اختلاف می­ پنداشتیم و دعوای شیعه و سنی قلمداد می­ کردیم، اختلاف نبوده و ربطی به شیعه و سنی نداشته و شاید نیاز و نوبت به بحث و بررسی شیوه­ های تقریب نرسد. استاد جوادی به نمونه­ هایی از اختلاف­ های واقعی و  اختلاف پنداری میان شیعه و سنی اشاره کرد؛ امامت ائمه اثناعشر و برخی فروعات آن مثل علم و عصمت امام را از موارد اختلاف قطعی برشمرد ولی مسایلی مثل عقل­گرایی، اهل‌بیت (ع)، بحث تجسیم و .. را جزء پندارهای دانست که فکر می­کنیم با اهل سنت اختلاف داریم. ایشان بسیاری از موضوعات اختلافی را ناشی از لج و لج بازی میان اهل مذاهب دانست.

 

استاد جوادی ضمن اینکه کوتاه آمدن از مبانی حق، نسبت دادن ناروا، و تفسیر به رأی و گزینشی رفتار کردن را حرام دانست، تأکید کرد ابتدا باید مشکل نسبت­ های که به همدیگر می­دهیم و نگاه گزینشی را حل کنیم، حرف‌های خود و همدیگر را دقیق و کامل ببنیم، بعد اگر به یک دیدگاه حق و درست رسیدیم دلیل ندارد از دیدگاه حق خود دست‌برداریم. ایشان در ارتباط به این بحث به یکی از مقاله­های خویش (اخلاق نقد مذاهب) در مجله اخلاق وحیانی شماره سوم ارجاع دادند.

 

3-    پاسخ به سؤال­­های طلاب

 

طلاب؛ نظرات و سؤال­های متعددی را مطرح کردند که استاد جوادی به برخی این سؤال­ها پاسخ داد. برخی از سؤال­های مطروحه از این قرار بود:

 

1- در مباحث تقریب به ظرفیت­های مذاهب کمتر توجه شده است.؟

 

2-  تقریب نوعی مشروعیت بخشی به کسانی است که ولایت و مرجعیت اهل‌بیت را قبول ندارند. و کسانی که دنبال تقریب هستند، به این جهات کمتر می­پردازند. ؟

 

3- جواز لعن مورد اتفاق است. این مسئله چگونه با تقریب قابل جمع است.؟

 

4- تقریب با تبری چگونه سازگار است.؟

 

جواب استاد:

 

استاد در پاسخ از ظرفیت­های مذاهب برای تقریب فرمود؛ امام خمینی(ره) قبل از انقلاب، علی رغم اینکه خیلی اندیشه­ ی تقریبی نداشت و فضای تقریب حاکم نبود، در مکاسب محرمه گفته است: پیروان ادیان؛ عوامشان اگر به آنچه دارند عمل کنند نوعاً اهل نجات‌اند و خواصشان هم غالب اهل نجات‌اند. ظرفیت در این فتوا قطع قطاع است که حجت است. امام در ادامه تأکید می ­کند که عدالت خداوند اقتضا می­کند این­ها اهل نجات باشند.

 

 ایشان در باب عدم پذیرش ولایت از سوی اهل سنت و مشروعیت ایشان، به فتوای آیت‌الله العظمی خویی (ره) استناد کرد که ایشان محبت اهل‌بیت را برای مشروعیت، کافی می­ داند. ولایت را ضروری مذهب می­ داند نه ضروری دین. ضمن اینکه استاد با استناد به برخی از کارهای تحقیقاتی که انجام شده است، بر این نظر است که اهل سنت بعضاً در مواردی ولایت اهل‌بیت را در یک سطحی، قبول دارند.

 

استاد، اتفاقی بودن جواز لعن را نادرست دانسته به دیدگاه متفاوت امام موسی صدر استناد کرد که ایشان در یک مصاحبه ­ای در مصر گفته است: کسی که نسبت کفر به خلفا بدهد، خود کافر است؛ زیرا پیامبر (ص) ایمان خلفا را پذیرفته و به ایشان مسئولیت داده است. اگر کسی نفی ایمان از خلفا کند، در حقیقت  پیامبر را ردکرده است.

 

استاد، در پاسخ به جایگاه تبری در مبحث تقریب، فرمود: تولی و تبری نه تنها یک امر شیعی است بلکه یک مسئله ­ی کاملاً مسلم دینی است که باید حفظ بشود. اما تولی و تبری قبل از آنکه شخص باشد، یک ایده، و یک مفهوم و ارزش است؛ تولی و تبری یعنی هرچه ارزش است دوست دارم و هرچه ضد ارزش است، مخالفم. این یعنی؛ قبل از شخص، ارزش و ضد ارزش­ها مطرح است؛ قبل از ظالم، مخالفت با ظلم مطرح است؛ قبل از قاتل مخالفت با قتل مطرح است؛ قبل از الف و ب و جیم و مصادیق، ارزش­ها مطرح است. چنانکه قرآن و روایات در مسئله ­ی تولی و تبری دایم روی ارزش­ها و ضد ارزش­ها تکیه می­ کند و در رأس تبری، مخالفت با شیطان، تبعیت غیر خدا، دروغ، تهمت و غیره را قرار می­دهد. اینکه همه­ ی ارزش‌ها و ضد ارزش­های که قرآن و روایات معرفی کرده، کنار بگزاریم و تبری را به مخالفت و فحش علیه همدیگر محدود کنیم، اصلاً با محتوای قرآنیِ تبری سازگار نیست.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید