این مقاله در شماره 4 مجله نیستان ادیان و مذاهب به چاپ رسیده است.

bangladish
بررسی طریقت‌های تصوف در بنگلادش

محمد میزان الرحمن

چکیده

اسلام توسط صوفیان ایران، یمن و عراق در بنگلادش پایه گزاری شده و گسترش پیدا کرده است. لذا تصوف در کشور بنگلادش ریشه بسیار عمیقی در فرهنگ این سرزمین دارد.

صوفیان بنگلادش از راه‌های مختلف به اسلام و جامعه خود خدمات بسیاری کردند، صدها نفر از مریدان و پیروانشان طی ادوار مختلف وارد بنگلادش شدند و به شهرها و روستاها و حتی به دورترین نقاط این منطقه راه یافتند، در ترویج دین و حمایت از آن کوشیدند و مردم را به تصوف و روحانیت تشویق کردند.

در این مقاله جریان‌های مهم تصوف، صوفیان معروف، نقش کلیدی و اساسی آنان در ترویچ و گسترش دین اسلام در این سرزمین و همچنین نفوذ شگفت انگیز آنان بر مردم این کشور را مورد بحث و بررسی قرار داده‌ایم.

کلید واژه: بنگلادش، صوفیان، طریقه، اسلام و چشتیه.

مقدمه

با توجه به این مسئله که اسلام توسط صوفیان ایران، یمن و عراق در بنگلادش پایه گزاری شده و گسترش پیدا کرده است و لذا تصوف در کشور بنگلادش ریشه بسیار عمیقی در فرهنگ این سرزمین دارد به گونه‌ای که بر خلاف برخی از کشورهای حوزه خلیج فارس که تصوف در آن‌ها به عنوان یک گرایش منحرف به شمار می‌آید، در کشورهایی از قبیل هندوستان، بنگلادش، مصر و برخی از کشورهای آفریقایی و آسیای شرقی، صوفیان و صوفی‌گری به عنوان یک مکتب رسمی شناخته شده و پیروان بسیاری را جذب خود نموده است.

در مناطق مختلف شبه قاره هند متصوفانی می‌زیسته‌اند که فعالیت‌های معنوی و روحانی آن‌ها در این مناطق گسترش و آثار اخلاقی و معنویشان در این مناطق به جای مانده است. در بنگلادش نیز گروه‌های زیادی از متصوفان فوق زندگی می‌کرده‌اند. نفوذ اینان در بنگلادش بیش از مناطق دیگر بوده است کثرت مسلمانان و طبع صوفیانه مردم آن منطقه، گواه این مطلب است.

صوفیان بنگلادش از راه‌های مختلف به اسلام و جامعه خود خدمات بسیاری کردند، صدها نفر از مریدان و پیروانشان طی ادوار مختلف وارد بنگلادش شدند و به شهرها و روستاها و حتی به دورترین نقاط این منطقه راه یافتند، در ترویج دین و حمایت از آن کوشیدند و مردم را به تصوف و روحانیت تشویق کردند.

هر کجا متصوفان وارد می‌شدند، به واسطه حسن اخلاق و قدرت فوق‌العاده روحانی و همچنین رفتار شایسته، عواطف و انسان دوستی و فرهنگ اسلامی، توده‌های غیرمسلمان مانند بودایی‌ها و هندوها به سوی اسلام روی می‌آوردند.

طبق شواهد تاریخی ورود صوفیان از کشورهای ایران، عراق و یمن به سرزمین بنگلادش از قرن ۱۱ میلادی شروع شد و مهمترین هدف آنان از مهاجرت به این کشور، ترویچ و تبلیغ دین مبین اسلام است و فعالیت آنان نیز در این محدوده متمرکز بود. جالب آن است که اغلب آنان علاقه مند به اهل بیت عصمت و طهارت (ع) بوده‌اند؛ به ویژه پیروان طریقه چشتیه در این امر نسبت به دیگر طریقه‌ها پیشگام هستند.

تصوف در بنگلادش

بنگلادش کنونی یکی از مهمترین کشورهای شبه قاره هند است. شبه قاره هند بعد از تحمل نزدیک به ۲ قرن استعمار بریتانیا (از سال ۱۷۵۷ م. تا ۱۹۴۷ م.) سرانجام در ماه آگست ۱۹۴۷ م. استقلال یافت؛ اما استعمار انگلیس با یک شیطنت شبه قاره را به ۳ قسمت تقسیم کرد. قسمت مرکزی (هندستان کنونی) به دلیل اکثریت هندوها به حاکمیت رهبران هندوها- که در رأس آنان مهاتما گاندی بود- و قسمت غربی (پاکستان کنونی) و شرقی را (بنگلادش کنونی ) به دلیل اکثریت مسلمانان به حاکمیت رهبران مسلمانان –که در رأس آنان محمد علی جناح بود- واگذر نمود؛ اما انگلیسی‌ها به وضوح می‌دانستند که به خاطرِ فاصله طولانی پاکستان غربی و شرقی (چون وسط آن هند بود) و همچنین اختلاف فرهنگ و زبان، متحد بودن این ۲ منطقه محال است. سرانجام هم چنین شد؛ یعنی در سال ۱۹۷۱ رسماً پاکستان شرقی از پاکستان غربی جدا شد و بعد از استقلال به عنوان بنگلادش نامیده شد. از این رو تاریخ تصوف در شبه قاره هند با تاریخ تصوف در بنگلادش با هم آمیخته و جدایی ناپذیر است. بلکه تصوف در بنگلادش نسبت به سایر مناطق شبه قاره غنی‌تر است. چون اکثر صوفیان معروفی که از ایران و عرب به شبه قاره مهاجرت کردند، یا در دهلی و اطراف آن یا در مناطق بنگلادش کنونی اقامت نموده‌اند.[1]

آغاز تاریخ تصوف در بنگلادش از قرن ۹ میلادی می‌باشد؛ در این زمان حضور بعضی صوفیان برجسته از جمله بایزید بسطامی، سلطان محمود شاه ماهی سوار، شاه مقدوم روپوش، شاه جلال مجرد و شیخ جلال الدین تبریزی در بنگال حاکی از این مطلب است.

طریقت‌های مهم حاضر در بنگلادش

صوفیانی که به هدف ترویج و تبلیغ دین اسلام به شبه قاره هند سفر نموده‌اند، پیروان ۴ طریقت مهم تصوف هستند. طریقه‌های اصلی بنگلادش کنونی نیز همان ۴ طریقه مهم تصوف می‌باشد. البته به مرور زمان شاخه‌های مختلف و متعدد از آن ۴ طریقه به وجود آمده است. این ۴ طریقه مهم تصوف از این قرار می‌باشد:

الف) طریقه چشتیه؛ ب) طریقه قادریه؛ ج) طریقه سهروردیه و د) طریقه نقشبندیه.[2]

جالب آنکه همه این ۴ طریقه مدعی است که سلسله طُرق آنان به رسول خدا (ص) منتهی می‌شود.

اکنون سرگذشت اجمالی این ۴ طریقه و وضیعت آنان در شبه قاره هند را به ترتیب ذکر می‌کنیم:

الف) طریقه چشتیه

طریقه چشتیه معروف‌ترین و فراگیرترین طریقه صوفیه در سراسر شبه قاره هند محسوب می‌شود؛ این طریقه پایه‌گذار تصوف شبه قاره نیز بوده است. مؤسس این طریقه خواجه معین الدین سجزی چشتی می‌باشد. وی ایرانی الاصل است و در سال ۱۱۴۲ م. در استان سیستان و بلچستان در منطقه سجزی چشم به جهان گشود. در سن ۱۴ سالگی پدر خود را از دست داد. بعد از تحصیل مقدماتی علوم الهی نزد استاد هشام الدین بخاری راهی نیشابور شد و آنجا نزد عثمان هارونی به درجات عالیه سیر و سلوک نائل آمد. در شرح حال زندگی وی آمده است که روزی خواب دید که به دستور رسول خدا (ص) در میان هندو و بت‌پرستان مشغول تبلیغ معارف اسلامی شده است. وقتی این خواب را برای استاد خویش بیان کرد، استادش به وی بشارت داد که او به زودی برای تبلیغ و ترویج دین اسلام به شبه قاره هند مهاجرت می‌کند. وی درباره نسب خود اظهار می‌دارد که من از سوی مادری به امام حسن مجتبی (ع) و از سوی پدری به امام حسین (ع) منسوب هستم.[3]

او به پیشنهاد استاد خویش عثمان هارونی برای تبلیغ و ترویچ دین اسلام از نشابور به سوی شبه قاره هند سفر کرد. در مسیر سفر با صوفیان تراز اول آن زمان همچون شهاب الدین عمر بن محمد سهروردی، شیخ جلال الدین تبریزی، شیخ ابویوسف همدانی و قطب الدین بختیار کاکی ملاقات و معاشراتی داشت. سرانجام در سال ۱۱۹۳ م. به شبه قاره هند رسید و در منطقه اجمیر، نزدیکی دهلی ساکن شد. چون در آن زمان سراسر هند تحت سیطره حاکمان بت‌پرست و هندو بودند؛ از این رو، با مخالفت جدی از طرف آن حاکمان روبرو شد. سختی‌های فراوانی را در این راه تحمل کرد؛ اما با وجود فشارها و مخالفت‌ها، تحت هیچ شرایطی از هدف عالیه خویش لحظه‌ای عقب‌نشینی نکرد.[4]

او با کرامات، فضائل و حالت عرفانی خود توانست قلوب مردم این منطقه را جلب کند. طولی نکشید اقشار مختلف مردم به دست او مسلمان شدند. شهرت، محبوبیت و تأثیر شگفت‌آور این سالک الی الله و عارف بالله در سراسر شبه قاره گسترش یافت. او شاگردان برجسته‌ای همچون قطب الدین بختیار کاکی، فرید الدین گنج شکر معروف به بابا فرید، علاءالدین صابر، شیخ نظام الدین اولیا، نور قطب العلم و... را تربیت کرد که همه آنان در آسمان عرفان و تصوف سراسر شبه قاره مثل ستارگان درخشان همیشه فروزان هستند. وی در اواخر زندگی در همین شهر ساکن بود، از این رو به خواجه معین الدین سجزی چشتی اجمیری معروف گشت.[5]

طریقه چشتیه توسط وی، آنچنان محکم پایه گذاری شد که در سراسر شبه قاره هند فراگیر و شهرت یافت. حتی امروز هم با گذشت بیش از ۹ قرن اکثریت قاطع پیروان تصوف در شبه قاره خود را به طریقه چشتیه منسوب می‌دانند و بر آن افتخار هم می‌کنند. بی‌تردید او و طریقه چشتیه، در سراسر شبه قاره هند شهرت، محبوبیت، مقبولیت و مقاماتی که دارد، هیچ صوفی یا طٌرق صوفیه در این منقطه پهناور ندارند.

سرانجام خواجه معین الدین سجزی چشتی در سال ۱۲۳۹ م. در اجمیر رحلت کرد و همان جا هم مدفون شد. بعد از رحلت او شاگردان برجسته وی از جمله قطب الدین بختیار کاکی (متوفی ۱۲۳۷ م.)، فرید الدین گنج شکر (متوفی ۱۲۶۶ م.) معروف به بابا فرید، علاءالدین صابر (متوفی ۱۲۹۱ م) و شیخ نظام الدین اولیا (متوفی ۱۳۲۵ م.) طریقه چشتیه را به سراسر شبه قاره هند حتی خارج از این قاره نیز رساندند.[6]

ب) طریقه قادریه

طریقه قادریه بعد از طریقه چشتیه در عصر حاضر در شبه قاره هند به خصوص در بنگلادش مشهور و معروف است. این طریقه در زمینه ارادت و حب به اهل بیت پیامبر (ص) نسبت به دیگر طریقه‌های تصوف شهرت زیادی دارد.

بنیانگذار این طریقه حضرت عبدالقادر گیلانی، از سادات حسنی است. در سال ۱۰۷۷ م. در استان گیلان چشم به جهان گشود. پدر وی سید ابو صالح، مردی عارف و سالک بود. بعد از تحصیلات مقدماتی راهی بغداد شد و در آنجا علوم قرآنی، تفسیر و فقه را نزد اساتید برجسته آن زمان فراگرفت. سپس به درجات عالیه عرفان و سیر و سلوک رسید. وی در سال ۱۱۶۶ م. در بغداد رحلت کرد و در این شهر مدفون شد.

حضرت عبد القادر گیلانی در میان مردم بنگلادش بنام «غوث الاعظم» و «پیر اعظم» معروف است. وی با لقب «محبوبِ سبحانی» و «محی الدین» نیز خوانده می‌شود.

طریقه قادریه ابتدا در عراق و سپس در مراکش، مصر، بیت المقدس، آسیای شرقی و هند رواج یافت. این طریقه توسط محمد بن شاه میر در ابتدای قرن ۱۵ در هند گسترش پیدا کرد و توسط وی در هند اولین خانقاه قادریه بنا نهاده شد.[7]

همانطور که قبلاً اشاره کردیم طریقه قادریه در مورد ارادت و حب به اهل بیت پیامبر (ص) نسبت به دیگر فرق تصوف شهرت بیشتری دارد. از این رو در شجره نامه سلسله قادریه از امیرالمؤمنین علی (ع) تا امام ۸ امام رضا (ع) اسامی ۸ امام معصوم دیده می‌شود. البته این سلسله شجره نامه ادعای مشایخ قادریه است و آن‌ها طریقه خودشان را منسوب به امامان معصوم می‌دانند.[8]

ج) طریقه سهروردیه

طریقه سهروردیه همزمان با طریقه چشتیه وارد شبه قاره هند شد. این فرقه منسوب به شهاب الدین عمر بن محمد سهروردی است. وی در سال ۱۱۴۵ م. در سهرورد متولد شد. سلسله نسب وی به خلیفه اول پیامبر (ص) می‌رسد. او نزد عموی خویش ابو نجیب عبدالقادر بن عبدالله محمد سهروردی کسب علم و فیض کرد. وی در سال ۱۱۹۷ م. به بغداد مهاجرت نمود و آنجا نزد اساتید برجسته سیر و سلوک آن زمان همچون عبد القادر گیلانی (ره) مؤسس فرقه قادریه به درجات علوم روحانی و باطنی رسید. شاعر معروف شیخ سعدی شیرازی در بغداد مدتی در نزد شهاب الدین عمر بن محمد سهروردی بود و از وی علوم روحانی و باطنی را فراگرفت.

شهاب الدین عمر بن محمد سهروردی صوفی راسخ الاعتقاد و پرآوازه‌ای بود. او صدها شاگرد برجسته داشت که از مناطق مختلف دنیا بودند و نزد وی کسب فیض می‌کردند. وی بعد از تربیت شاگردان؛ آن‌ها را جهت تبلیغ اسلام و گسترش عرفان و تصوف به کشورهای مختلف دنیا گسیل می‌داشت. لذا چند تن از مسلمانان شبه قاره هند مستقیماً از وی کسب فیض کرده و برگشتند و سلسله سهروردیه را در هند بنا نهاده و گسترش دادند که مؤسس سهروردیه در هند شیخ بهاءالدین زکریا بود.

شیخ بهاءالدین زکریا به دستور مرشد خویش شهاب الدین عمر بن محمد سهروردی به هند برگشت و مشغول تبلیغ اسلام و عرفان و تصوف شد. با تلاش فراوان وی مردم پنجاب، ملتان، سند، کشمیر و بنگال مجذوب طریقه سهروردیه شدند. خیلی از مردم آن مناطق که هنوز مسلمان نشده بودند توسط شیخ بهاءالدین زکریا و مریدان او به دین اسلام درآمدند و تبلیغات و گستردگی نام سهروردیه به سراسر شبه قاره هند رسید. او در سال ۱۲۶۸ م. رحلت کرد و مرقد وی در ملتان است.[9] بعد از رحلت وی پسرش صدرالدین محمد عارف (متوفی ۱۲۸۶ م.) وظیفه هدایت طریقه سهروردیه در هند را به عهده گرفت. همچنین بعد از او به ترتیب رکن الدین عالم (متوفی ۱۳۳۷ م.)، سید جلال الدین سرخپوش بخاری خلیفه این طریقه شدند.

اما در بنگلادش رواج دهنده اصلی طریقه سهروردیه شیخ جلال الدن تبریزی بود. او از نزدیکان شهاب الدین عمر بن محمد سهروردی مؤسس این طریقه و شاگرد برجسته ابو حفص عمر سهروردی بود. او در نیمه اول قرن ۱۳ میلادی وارد سرزمین بنگال شد و در منطقه پاندویا خانقاهی تأسیس کرد و در تبلیغ و ترویج دین اسلام نقشی مهم و تاریخی ایفاء نمود. سلسله سهروردیه در این منطقه با محبوبیت خاصّی برخوردار بوده و هست. حتی نخست وزیر اسبق پاکستان شرقی و غربی به نام حسین شهید سهروردی یکی از مریدان این طریقه می‌باشد. او یکی از شخصیت‌های ملی و رهبر ملی این منطقه محسوب می‌شود.

د) طریقه نقشبندیه

طریقه نقشبندیه منسوب به خواجه بهاءالدین محمد بن محمد بن محمد نقشبند بخاری است. البته او بنیانگذار و مؤسس این طریقت نیست. بلکه این طریقت دنباله طریقهی خواجگان است. طریقه و سلوکی که خواجه یوسف همدانی و خواجه عبدالخالق غجدوانی بنیان‌نهاده بودند. خواجه بهاءالدین که خود از جانشینان عبدالخالق تعلیم یافته بود، محیی و مصلح طریقت خواجگان شد و این سلسله بنام وی شهرت یافت.[10]

خواجه بهاءالدین محمد بن محمد بن محمد نقشبند بخاری به سال ۱۲۹۵ م. در قصر عارفان از قراء بخارا به دنیا آمد. نام جدش را بعضی محمد و بعضی جلال‌الدین نوشته‌اند و ممکن است که جلال‌الدین، لقب او باشد و محمّد، نامش. آنچنان که در مقامات بهاءالدین آمده است، جدش،‌ از مریدان و معتقدان خواجه محمد بابای سماسی شیخ صوفیان خواجگانی بوده است. ۳ روز از ولادت بهاءالدین گذشته بود که خواجهی سماسی با جمعی از مریدان، به قصر هندوان می‌رسند. جد بهاءالدین،‌ فرزند زاده (بهاءالدین) را به نزد خواجه می‌برد تا او را برکت دهد و خواجهی سماسی،‌ بهاءالدین را به فرزندی می‌پذیرد. بهاءالدین در انجام طلب به نزد سید امیر کلال جانشین خواجه سماسی راه یافت و از او تلقین ذکر یافت و خدمت و مجاهدت بسیار کرد.[11]

خواجه نقشبند ۲ بار به سفر حج رفت و در یکی از این سفرها، چون به هرات رسید ملک معزالدین حسین بن غیاث‌الدین او را گرامی داشت و برایش مجلسی آراست و علمای هرات را بدانجا خواند و خود بهاءالدین سؤالها کرد در باب طریقت و عرفان. در سفر دومین حج نیز در هرات به دیدار زین‌الدین ابوبکرتایب آبادی (متوفی ۱۲۲۲ م.) عارف مشهور رفت و ۳ روز با او صحبت داشت. گذشته‌از سفر حج، بهاءالدین،‌ در طول حیاتش برای سیر و سلوک و دیدار مشایخ به شهرها و دهات بسیاری در خراسان و ماوراءالنهر سفر کرد که از آن جمله‌است: سمرقند، ریورتون، نسف، سمنان، مرو، طوس، مشهد، غدیوت، تایباد، قرشی، کوفین و...

خواجه بهاءالدین،‌ سرانجام در سال ۱۳۸۸ م. وفات یافت. او را در همان موطن و مأوایش (قصر عارفان) به خاک‌سپردند و مزارش هنوز برجاست و زیارتگاه معتقدان است.

طریقه نقشبندیه اولین بار توسط خواجه باقی بالله در زمان حکومت اکبر شاه در سال ۱۵۹۹ م. وارد شبه قاره هند شد. او در دهلی مرکز این طریقه را تأسیس نمود و در مدت کوتاهی افراد زیادی مرید او شدند. ولی در اندک زمانی یعنی سال ۱۶۰۳ م. رحلت کرد. او فقط ۴ سال فرصت تبلیغ طریقه نقشبندیه در شبه قاره هند را داشت. از این رو او فقط این طریقه را به مردم این سرزمین معرفی کرد؛ اما مروج و مبلغ اصلی طریقه نقشبندیه در شبه قاره هند، شاگرد برجسته و جانشین وی خواجه احمد سرهندی معروف به مجدَِد الف ثانی می‌باشد.[12]

بعد از رحلت خواجه باقی بالله جانشین وی خواجه احمد سرهندی معروف به مجدَِد الف ثانی رهبری و سرپرستی طریقه نقشبندیه در شبه قاره هند را به عهده گرفت. وی سخت پیرو سنّت بود و تصوف و علوم کشفی را فقط در صورتی می‌پذیرفت که مطابق کتاب و سنّت باشد. او پیروان خود را نیز به تبعیت کامل از سنّت و مخالفت با بدعت دعوت می‌کرد.

او اصلاحات زیادی در طریقه نقشبندیه انجام داد. پیروی از سنّت و حفظ آداب شریعت و دوری از بدعت، اساس این طریقت قرار داده شد. در آن نه خلوت است نه عزلت و نه ذکر جهر و نه سماع. آنچه در تعالیم وی بیش از همه تکرار شده است،‌ یکی إتباع سنّت است و حفظ شریعت و دیگر توجّه به حق است و نفی خطرات. او نامه‌های بسیاری برای شخصیت‌های سیاسی و محلی زمان خود نوشت و توانست بعضی از آنان را با خود هم عقیده کند. او بجای وحدت وجود، وحدت شهود را مطرح کرد. از این رو او، به عنوان مصلح و مجدّد شناخته شد و با نام مجدَِد الف ثانی شهرت یافت. لذا طریقه نقشبندیه بعد از خواجه احمد سرهندی معروف به مجدَِد الف ثانی در مناطق مختلف شبه قاره هند بنام نقشبندیه مجدّدیه شناخته شد.[13]

صوفیان معروف بنگلادش

بنگلادش سومین کشور اسلامی بعد از اندونزی از لحاظ جمعیت می‌باشد. این کشور اکنون با داشتن بالغ بر ۸۵ درصد مسلمان از 160 میلیون جمعیت خود، در رأس کشورهای اسلامی قرار گرفته است؛ اما این جمعیت انبوه مسلمانان در این کشور به دلیل حضور صوفیان با اخلاص و مبلغان دینی امکان پذیر شده است. آن‌ها با اخلاق حسنه و زحمات طاقت فرسای خویش مردم این کشور را به سوی دین حق، اسلام، دعوت می‌کردند. بر اساس این دعوت، به مرور زمان مردم بت‌پرست و مشرک این سرزمین به خدای یگانه و واحد ایمان آوردند. طبق شواهد تاریخی صوفیان از قرن ۹ میلادی از ایران و بعضی از کشورهای عرب به منظور تبلیغ و ترویج دین مبین اسلام به این سرزمین مهاجرت کردند. اغلب این صوفیان منادی الی الله یا شیعی بودند یا به اهل بیت پیامبر (ص) ارادت خاصی داشتند. در واقع مردم بنگلادش توسط آن‌ها هم با اسلام هم با مقامات و مناقب اهل بیت علیهم السلام آشنا شدند.

صوفیانی که به این سرزمین مهاجرت کردند غالباً از راه دریا وارد شهر بندری بنگلادش، یعنی چیتاگنگ می‌شدند و بعداً به مناطق مختلف این کشور سفر می‌کردند. آن‌ها در سفرهای تبلیغی مشاهده می‌کردند که زمینه تبلیغ و ترویچ دین اسلام مساعد و مناسب است. چون مردم این سرزمین طبعاً حق‌پذیر و حق‌گرا هستند. آن‌ها قرن‌ها تحت ظلم و ستم به ستوه آمده و برای نجات از آن دست و پا می‌زدند. لذا صوفیان مردم را به سوی دین حق و حقیقت و دین فطرت یعنی اسلام دعوت کردند و مردم نیز با دل و جان این دعوت را پذیرفتند.

صوفیان متمرکز در یک منقطه و شهر خاص نمی‌شدند. بلکه آن‌ها به مناطق مختلف بنگلادش حتی روستاهای دور افتاده سفر می‌کردند. از این رو امروز در سراسر این کشور مقبره و خانقاه‌های این صوفیان دیده می‌شود.[14]

در این‌جا بعضی از صوفیان برجسته و عارفان بالله که نقش اساسی و کلیدی در ترویچ دین اسلام در بنگلادش را داشتند معرفی و جایگاه آنان در میان مردم این کشور را مورد بحث و تحقیق قرار می‌دهیم:

حضرت شاه جلال مجرد

او از معروف‌ترین و محبوب‌ترین صوفیان بنگلادش است که از یمن به این سرزمین مهاجرت کرد. شهرت و محبوبیت وی در سراسر این کشور به وضوح مشهود است. وی در یک خانواده از سادات یمنی به دنیا آمد. او در سنین کودکی پدر و مادر را از دست داد و نزد دایی خود سید احمد کبیر سهروردی شاه جلال (که یکی از صوفیان طریقه سهروردیه می‌باشد) تربیت یافت. او در سنین جوانی به مقامات سیر و سلوک الهی و علوم عرفانی نائل آمد. او به نام شاه جلال مجرد مشهور است. برای این لقب ۲ دلیل ذکر شده است:

اول: او به شدت دنیا گریز بود، همیشه از مال و لذت دنیا و زن دوری می‌کرد. در اوج جوانی که اکثر مردم اوقات خود را در پی شهوت و لذت دنیا سپری می‌کنند، او نه تنها دنبال شهوت و لذت دنیا نرفت بلکه با هیچ زنی ارتباط نداشت و تا آخر زندگی نیز ازدواج نکرد و مجرد باقی ماند. او فقط در عبادت، ریاضت و سیر و سلوک الهی و تبلیغ معارف اسلامی زندگی را سپری کرد.

دوم: اسم ۳ عارف بزرگ دیگر نیز با نام او شباهت داشت؛ از جمله شاه جلال تبریزی، شاه جلال بخاری و شاه جلال گنچ شکر. لذا برای متمایز نمودن او از دیگر عرفا بنام مجرد معروف شد.[15]

درباره سفر تبلیغی وی به سرزمین بنگال حکایات جالبی در کتب مختلف ذکر شده است. روزی دایی و استاد عرفانیش وی را یک تکه خاک داد و گفت که هر کجا رسیدی و زمین آنجا با رنگ و بوی این تکه خاک شباهت داشت، آن سرزمین را محل اقامت و تبلیغ خویش برگزین. او طبق دستور استاد خویش مناطق و کشورهای مختلف را طی کرد تا به دهلی هند رسید. او در دهلی چند روزی را در کنار صوفی برجسته خواجه نظام الدین سپری کرد. در آغاز قرن ۱۳ میلادی به همراه ۳۶۰ صوفی دیگر به سمت بنگلادش حرکت کرد. در آن زمان در منطقه سیلهت حاکمی ظالم و بت‌پرست حکومت می‌کرد. مردم این منطقه برای نجات از ظلم و ستم، از سلطان فیروز شاه - که حاکم عادل مسلمانان بود و در منطقه بزرگ گوریه حکومت می‌کرد- استمداد کردند. سلطان فیروز شاه نیز سرلشکر خود سکندر غازی را مأمور جنگ با آن حاکم ظالم کرد. حضرت شاه جلال و همراهان او نیز در این جنگ علیه حاکم ظالم شرکت کردند و پیروز شدند و سرانجام این منطقه به دست حاکم مسلمان افتاد؛ مردم نیز گروه گروه به دین اسلام گراییدند. حضرت شاه جلال هم دید خاکی که استادش به وی داده بود با خاک سیلهت شباهت دارد؛ تصمیم گرفت در این منطقه اقامت گزیند. وی در آنجا خانقاهی تأسیس کرد و شاگردان خود را به اطراف آن منطقه برای تبلیغ دین اسلام اعزام نمود. او در ترویج و تبلیغ اسلام در این سرزمین و گراییدن مردم به دین اسلام نقش اساسی را ایفا کرد. طولی نکشید که اکثر مردم آن منطقه مرید وی شدند؛ با مشاهده مقامات، سیر و سلوک عرفانی و اخلاق و رفتار محبت آمیزش مجذوب وی گشتند. به تدریج شهرت و محبوبیت وی به دیگر نقاط بنگلادش نیز گسترش یافت.[16]

نفوذ و محبوبیت حضرت شاه جلال در میان مردم بنگلادش در سفر نامه جهانگرد معروف، ابن بطوطه، نیز مورد اشاره واقع شده است. او در سال ۱۳۴۶ م. سفری به این کشور داشت. در سفرنامه خود گزارشی از بنگلادش ارائه داده که قسمتی از آن مربوط به حضرت شاه جلال است. وی در این باره می‌نویسد:

این عارف بالله بعد از ۳۰ سال زحمت مستمر و خستگی ناپذیر در ترویج و تبلیغ دین اسلام در سراسر بنگلادش سرانجام در سن ۶۲ سالگی در سال ۱۳۸۴ م. به لقاء الله پیوست. مریدان و پیروان او وی را در حجره‌ای که مشغول عبادت و راز و نیاز در پیشگاه خداوند بود دفن کردند. اکنون محل دفن او بزرگترین و معروفترین زیارتگاه بنگلادش است. هر روز هزاران مرد و زن از مناطق مختلف این کشور در بارگاه وی حضور پیدا می‌کنند تا عشق و ارادات خودشان را نسبت به عارف محبوب ابراز دارند. حتی شخصیت‌های سیاسی و اجتماعی نیز برای زیارت وی می‌روند.[17]

محبوبیت و شهرت حضرت شاه جلال در میان مردم این کشور در حدی است که در آستانه انتخابات سراسری بنگلادش برخی سران احزاب در بارگاه او حضور پیدا می‌کنند. حتی فعالیت انتخاباتی خودشان را با زیارت مقبره وی آغاز می‌کنند تا از این طریق بتوانند نظرات مردم را به نفع خود معطوف کنند.

شاه مقدوم روپوش

یکی از صوفیان با اخلاصی که در زمینه گسترش دین اسلام در مناطق شمالی بنگلادش نقش مهمی را ایفاء نموده‌اند، شاه مقدوم روپوش است. او دومین صوفی معروف و محبوب این کشور بعد از حضرت شاه جلال است. وی به قصد تبلیغ و ترویج احکام اسلام، زادگاه خود بغداد را ترک گفت و به سوی سرزمین بنگلادش مهاجرت کرد. در سال ۱۴۹۸ م. وارد این کشور شد و ابتدا در منطقه نواخالی (یکی از شهرستان‌های جنوب شرقی بنگلادش) اقامت نمود؛ اما بعد از مدت کوتاهی به همراه همراهان خود به شهرستان راجشاهی عزیمت کرد و در همان منطقه در کنار ساحل دریای پاددا (یکی از رودخانه‌های معروف بنگلادش) خانقاه تأسیس کرد. سپس مشغول به ترویج احکام اسلام شد و مردم را به پیروی از دین مبین اسلام دعوت می‌کرد. اکثر مردم این منطقه هندو (بت پرست) بودند؛ اما آشنایی با دین مبین اسلام که دین فطرت است و مشاهده اخلاق نیکوی این عارف بالله موجب شد تدریجاً مسلمان شوند. از این رو وی هزاران غیر مسلمان را به طرف اسلام جلب کرد و ایمان و عقیده آنهایی که از قبل مسلمان بوده‌اند را نیز تقویت نمود.[18]

شاه مقدوم روپوش از خاندان سادات بوده است. کرامت و جلالت وی زبان زد همه مردم بنگلادش است. خیلی‌ها با مشاهده کرامت او به دین اسلام گرایش پیدا کردند. او اکثر اوقات مشغول به سیر و سلوک الی الله و راز و نیاز با خداوند متعال بود. در شرح حال او بیان شده است که وی بیشتر روزها روزه بود و شبها در پی تقرب خداوند تلاش و کوشش می‌کرد.[19]

تشیع شاه مقدوم روپوش

گرچه در زندگی نامه و شرح حال شاه مقدوم روپوش در مورد شیعه بودن او به وضوح چیزی بیان نشده؛ اما قرائنی وجود دارد که حاکی از این است که او شیعه و از پیروان مکتب اهل بیت (ع) بوده است.

اولاً: او از خاندان سادات بوده و از عراق به سرزمین بنگلادش مهاجرت کرده؛ که در آن زمان عراق مهمترین و بزرگترین پایگاه تشیع محسوب می‌شد؛ اما احتمال می‌رود که به دلیل شرایط منطقه و لزوم رعایت تقیه و همچنین هدف اصلی مهاجرت این عارف که تبلیغ و ترویج دین اسلام بود، عقیده خودش را به طور گسترده افشاء نکرد و یا از برجسته نمودن عقیده مذهبی خویش پرهیز کرده است. یا او در دوران حیات خویش شیعه بودن خود را اظهار نموده ولی مریدان او بعد از رحلت وی به مرور زمان از عقائد شیعه دور شده‌اند.

ثانیاً: دوره حکومت صفوی، دوره شکوفایی و فراگیر شدن مذهب تشیع در سراسر ایران و اطراف آن بوده است. تلاش و کوشش حاکمان سلسله صفوی جهت ترویج مذهب تشیع و گسترش شعائر مکتب اهل بیت (ع) بر کسی پوشیده نیست. مهم‌ترین و مقتدرترین حاکم صفوی، شاه عباس صفوی بوده است. وی در دوران حکومت خویش اقدام به بازسازی مرقد شاه مقدوم روپوش نموده است. وی در سال ۱۶۲۹ م. هیئتی را با مأموریت بازسازی این مرقد به سرزمین بنگلادش اعزام کرد. هنوز هم اگر کسی آنجا سفر کند می‌تواند هنر اصیل ایرانی که در این بارگاه جلوه‌گر شده است را مشاهده کند. در کنار این بارگاه یک مسجد با هنر ایرانی نیز ساخته شده است. در مرقد این صوفی یک لوحه سنگی وجود دارد که در آن به زبان فارسی نوشته شده است: این بارگاه به دستور و فرمان شاه مقتدر ایران، عباس صفوی ساخته شده است. این سنگ در حجره‌ای که شاه مقدوم روپوش مدفون است نصب می‌باشد. در اطراف آن سنگ، اسامی ۱۴ معصوم علیهم السلام با سبک خاصی و به صورت مرتب حک شده است. این امر بیانگر چنین حقیقتی است که این عارف بالله و سالک الی الله از پیروان مکتب اهل بیت (ع) بوده است؛ لذا شاه عباس صفوی به منظور ارج نهادن به مقام این عارف اقدام به بازسازی مرقد وی نموده است.[20]

شاه مقدوم روپوش در سال ۱۴۷۵ م. در بغداد دیده به جهان گشود و در سال ۱۵۹۲ م. در سن ۱۱۷ سالگی جان به جان آفرین تسلیم کرد. مریدان وی او را در خانقاهش دفن کردند. امروزه مرقد وی میعادگاه هزاران نفر عاشق از مناطق مختلف بنگلادش حتی از دیگر نقاط جهان نیز می‌باشد.[21]

شیخ جلال الدین تبریزی

یکی از صوفیان بلند پایه و بنام که در سرزمین بنگال حضور یافت، شیخ جلال الدین تبریزی بود. او یکی از بزرگان طریقه سهروردیه است که شهرت جهانی نیز دارد. او ایرانی الاصل بوده و در شهر تبریز به دنیا آمد. در دوران جوانی نزد عارف برجسته شیخ ابو سعید تبریزی مقدمات علوم عرفانی را فراگرفت اما بعد از رحلت وی، راهی بغداد شد و آنجا نزد شیخ شهاب الدین سهروردی – مؤسس طریقه سهروردیه- کسب فیض کرد و به درجات عالیه سیر و سلوک رسید.

در این هنگام با شاگرد برجسته دیگر شیخ شهاب الدین سهروردی، شیخ بهاالدین زکریا آشنا شد. آن‌ها هر دو به دستور استاد خویش به شبه قاره هند سفر کردند.

شیخ جلال الدین تبریزی بعد از آمدن به دهلی با صوفی معروف قطب الدین بختیار کاکی آشنا شد و سرانجام در میان آن دو دوستی صمیمانه‌ای ایجاد شد.

به سرعت شهرت و محبوبیت وی، در دهلی و اطراف آن گسترش یافت؛ اما طولی نکشید که با بعضی مشایخ صوفیه دهلی همچون شیخ نجم الدین صغیر اختلاف پیدا کرد. با توجه با اینکه شیخ نجم الدین صغری در آن زمان قاضی القضاة یا شیخ الاسلام دهلی بود، لذا اختلافی که با شیخ جلال‌الدین تبریزی پیدا کرد، به اتهام زنی منجر شد. سلطان دهلی محضری ساخت که در آن شیخ جلال‌الدین از همه اتهامات تبرئه شد و دیگر صلاح ندید در دهلی بماند؛ بنابراین راه بنگال را در پیش گرفت و در سال ۱۲۱۲ م. به سوی سرزمین بنگال حرکت کرد.[22]

وی اولین صوفی بلند پایه‌ای است که در این منطقه حضور یافت. او در در منطقه پاندویا[23] - پایتخت سرزمین بنگال آن زمان- سکونت گزید. در آنجا به تبلیغ اسلام و عرفان پرداخت. بسیاری از هندوان را مسلمان کرد و مریدان زیادی از میان مسلمانان داشت. پس از چندین سال فعالیت تبلیغی، اسلامی و روحانی بالاخره در سال ۱۲۴۴ م. همان‌جا درگذشت. مزار وی در پاندویا موجود است که به نام «درگاه بزرگ» نامیده می‌شود و در نزدیکی تبریز آباد[24] است.

سالگرد شیخ جلال الدین تبریزی هر سال در ۲۱ و ۲۲ ماه رجب بر مقبره وی برگزار می‌شود و هزاران نفر از مردم آن دیار در آن شرکت می‌کنند. شیخ جلال الدین تبریزی، عارف کامل و وارسته، پاک، وابسته به خدا، دارای کردار و رفتار خوب و صاحب فضائل و کرامات بود و به همین علت با گذشت قرن‌های متوالی تا امروز مورد احترام مردم این دیار می‌باشد.[25]

نتیجه گیری

تصوف در کشور بنگلادش جایگاه بسیار بالایی دارد. جایگاهی که شاید فقط در این کشور نصیب صوفیان شده است. رشد و توسعه اسلام در بنگلادش، عمدتاً ثمره کوشش و تبلیغ ۴ طریقه چشتیه، قادریه، سهروردیه و نقشبندیه بوده است. به واسطه حسن خلق و قدرت فوق العاده روحانی و همچنین رفتار شایسته صوفیان، مردم بنگال به اسلام به عنوان دینی انسان دوست تمایل یافتند و در زمانی اندک، اسلام به دین رسمی این کشور تبدیل شد.

تصوف به عنوان یک جریان اسلامی فعال در منطقه استراتژیک شبه قاره هند، نقش عظیمی در گسترش اسلام در میان کشورهای منطقه داشته و با بومی شدن در این منطقه راه تعامل با سایر ادیان را ایجاد نموده است. صوفیان در این منطقه با اقداماتی از قبیل به کارگیری شیوه‌های سلوک هندی، سفارش پیروان به انسان دوستی، برقراری الفت و برادری با هندوها، احترام به آداب سنتی سایر ادیان، اعتقاد به برابری همه انسان‌ها و همدردی با آن‌ها در مشکلات توانستند تعامل خوبی با دیگران ایجاد نموده و در نتیجه مردم غیر مسلمان را نیز به سوی اسلام جذب کنند.

 

منابع و مآخذ

1. دکتر غلام سقلین، صوفیان بنگلادش، بنیاد اسلامی بنگلادش، سال انتشار ۱۹۶۷ م.

2. دکتر فقیر عبد الرشید، تاریخ تصوف، سال انتشار ۱۹۸۰ م.

3. دکتر شمس الرحمن، تصوف، انتشارات دبو داکا، بنگلادش سال چاپ ۱۹۷۸ م

4. محمد و بید الحق، اولیاء بنگلادش، انتشارات حمیدیا بنگلادش، سال چاپ ۱۹۶۲ م.

5. دکتر محمد شهیدالله، مسأله اسلام، دانشگاه داکا بنگلادش، سال چاپ ۱۹۷۶ م.

6. قاضی دین محمد، ما و تصوف، داکا بنگلادش، سال چاپ ۱۹۶۹ م.

7. انام الحق، تأثیر تصوف در شبه قاره، کلکته هند، سال چاپ ۱۹۳۵ م.

8. شاه محمود چشتی، صوفیان بزرگ بنگلادش، بنیاد اسلامی بنگلادش، سال انتشار ۱۹۸۷ م.

9. قاضی دین محمد، تاریخ پیدایش تصوف، بنیاد اسلامی بنگلادش، سال انتشار ۱۹۸۰ م.

10. دکتر شیخ محمد اکرام، آب کوثر، چاپ فیروز سنز، لاهور، پاکستان، ۱۹۶۸ م.

11. BANGLADESH, WIKIPEDIA,THE FREE INCYCLOPEDIA.

[1]. Bangladesh, Wikipedia, the free encyclopedia.


[2]. قاضی دین محمد، ما و تصوف، ص ۵۲.


[3]. محمد شمس الرحمن، فلسفه تصوف، ص ۹۲.


[4]. همان، ص ۹۴.


[5]. همان.


[6]. غلام ثقلین، صوفیان بنگلادش، ص ۴۴-۴۵.


[7]. اطهر عباس رضوی، تاریخ تصوف در هند، ج ۲، ص ۵۷.


[8]. عبدالرشید، تاریخ تصوف، ص ۱۷۱-۱۷۲.


[9]. غلام ثقلین، صوفیان بنگلادش، ص ۴۵.


[10]. فقیر عبدالرشید، تاریخ تصوف، ص ۲۷.


[11]. همان.


[12]. شمس الرحمن، تصوف، ص ۱۲۰-۱۲۳.


[13]. همان.


[14]. شاه محمود چشتی، صوفیان بزرگ بنگلادش، ص ۱۷۸.


[15]. محمد و بید الحق، اولیاء بنگلادش، ص ۲۵۲.


[16]. همان، ص ۲۵۷.


[17]. غلام ثقلین، صوفیان بنگلادش، ص ۱۵۲-۱۵۴.


[18]. عبدالرشید، تاریخ تصوف، ص ۱۷۲.


[19]. همان، ص ۱۷۶.


[20]. غلام ثقلین، صوفیان بنگلادش، ص ۸۷.


[21]. همان، ص ۹۱.


[22]. انام الحق، تأثیر تصوف در شبه‌قاره، ص ۱۰۷.


[23]. این منطقه فعلاً از توابع ایالت بنگال غرب کنونی هند است. از قرن ۱۳ تا ۱۵ میلادی «پاندویا» به عنوان پایتخت سرزمین بنگال قدیم شناخته می‌شد.


[24]. به دلیل حضور شیخ جلال‌الدین تبریزی در این منطقه و علاقه شدید مردم به وی، منطقه‌ای که او دفن شد بنام تبریز آباد معروف گشت.


[25]. شیخ محمد اکرام، آب کوثر، ص ۲۹۹-۳۰۲.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

مجله نیستان ادیان و مذاهب شماره 5 تقدیم محققان گرانمایه می شود. برای دریافت روی قسمت...
این مقاله در نیستان ادیان و مذاهب شماره 4 به چاپ رسیده است چکيده جهان اسلام...
تفاوتها و نقاط اشتراک ديدگاه شيعيان با  معتزليان و اهل سنت از ديدگاه شيخ مفيد...
چکیده این مقاله در نشریه نیستان ادیان و مذاهب شماره 5 به چاپ رسیده است. علم...
نماز اسماعيليان  كلمات و سوالات مرتبط: نماز اسماعيلي‌ها. اسماعيليه و...
  فصلنامه طلوع، ش19، از صفحه 89 تا صفحه 114     چكيده     از اهداف مهم تدوين اين...
فصلنامه طلوع، ش13ـ14، از صفحه 251 تا صفحه 268 ١. تعريف مذهب زيديه از جمله مذاهب...
 فصلنامه طلوع، ش16، از صفحه 85 تا صفحه 104 چكيده ابومنصور ماتريدي بنيانگذار مكتب...
چكيده مقاله حاضر، ضمن بررسي نحوه‌ي پيدايش معتزله به علل ذهني و خارجي شكل‌گيري آن...
فصلنامه طلوع، ش8ـ9، از صفحه 249 تا صفحه 282   با طلوع خورشيد فروزان اسلام در پهنه...
درآمد یکی از جریان­های پرنفوذ تاریخ اندیشی عصر نخستین اسلامی، جریان مرجئه است...
  فصلنامه طلوع، ش16، از صفحه 175 تا صفحه 186 اشاره اگر با دقت به نقشه آسيا...
يکي از جريان‌هاي مرتبط با مهدويت، جريان جهميان است. او 15 روز مسجد الحرام را...
  فصلنامه طلوع، ش 5، ص 76 ـ ص 97 چكيده سجده به معناى خضوع و تذلل است، و بالاترين...
چشم‌اندازي به وضعيت ديني و مذهبي خراسان بزرگ در سده‌هاي نخستين اسلامي   چكيده  ...