چكيده

طريقت چشتيه به خواجه معين الدين چشتي كه آرامگاه وي در أجمير هند واقع شده، منسوب است. 

پيروان اين فرقه در افغانستان امروزي نسبت به ديگر فرقه‌هاي موجود متصوفه در اين سرزمين (نقشبنديه، قادريه)، در اقليت هستند و مكان اصلي و مرکزي تجمع آنها روستاي چشت شريف در كنار هريرود در هرات كه علماي آن همه چشتي‌اند،‌ مي‌باشد. خواجه ابدال چشتي، خواجه مودود چشتي، نظام الدين اولياء و... از بزرگان اين طريقتند.

پيروان اين فرقه به طور واضحي از دخالت در امور سياسي پرهيز مي‌كند، ولي مطالبي وجود دارد كه بيانگر توجه آنها به مسائل سياسي و اجتماعي است. اين فرقه از سازماندهي داخلي خوبي برخوردارند.

بعضي از عقايد و آداب و رسوم اين فرقه عبارتند از: 1. پايبندي به شريعت 2. سماع 3. قوالي خواني 4. ذكر 5. چله كشي و....

چشتيه نزديك‌ترين فرقه‌ي تصوف به تشيع است و پيروان آن ارادت فراواني به اهل‌بيت(ع) دارند.

شجره‌ي طريقه‌ي چشتيه از طريق ابراهيم ادهم و حسن بصري به حضرت علي(ع) و پيامبر اكرم(ص) مي‌رسد.

واژه‌هاي كليدي: تصوف، عرفان، چشتيه، چشت، افغانستان، مشايخ چشتيه، اهل‌بيت(ع)، عقايد چشتيه، سماع، قوالي خواني، شجره‌ي چشتيه.

 

   در‌آمد

   تصوف آن است كه تو را خداي عزّوجل از تو بميراند و به خود زنده كند.1

   از بُعد اجتماعي عرفان معمولاً با نام «تصوف» ياد مي‌كنند و اصولاً جريان تصوف در تمامي كشورهاي اسلامي و در فرق مختلفي يافت مي‌شود. بعضي از فرق تصوف در محدودة جغرافيايي خاص هستند و بعضي اينگونه نيستند. يكي از فرقه‌هاي تصوف كه ويژة منطقة خاصي است فرقه صوفيه «چشتيه» است كه ظهور و بروز آن در شبه قاره هند و اطراف آن است كه در اين مقاله فرقه «چشتيه در افغانستان» بررسي شده و بزرگان، آداب و رسوم و رابطه آنان با اهل‌بيت(ع) مورد بحث قرار گرفته است.

   

   تصوف در افغانستان

   با نگاهي به نقشه‌ جغرافيايي قاره آسيا، در قلب آن سرزميني باستاني را مي‌يابيم كه «افغانستان» ناميده مي‌شود، کشوري كه قسمت اعظم خراسان بزرگ را شامل مي‌شده است.

   با مراجعه به متون كهن تاريخي و دقت در آنها به اين نكته پي مي‌بريم كه سرزمين فعلي افغانستان، خاستگاه كساني بوده است كه در تصوف و عرفان نقش بسزايي داشته‌اند و از جمله‌ي آنان مي‌توان به ابراهيم ادهم، مولانا جلال الدين بلخي، خواجه عبدالله انصاري، شقيق بلخي، سنايي غزنوي و... اشاره كرد.

   

   الف) تصوف در افغانستان معاصر

   در جامعه‌ي افغانستان، هنگامي كه به نام صوفي كه معمولاً با عنوان پير يا عارف خوانده مي‌شود برمي‌خوريم،‌ عموم مردم، آنها را از طبقه‌ي روحاني مي‌شمرند به آن جهت كه در پي دست‌يابي به تقرب الهي هستند و غالباً به يكي از فرق صوفيه تعلق دارند.2

   فرق صوفيه از جايگاه و نقش والايي در تاريخ افغانستان مخصوصاً در نهضت مقاومت اين كشور برخوردارند. تصوف در اين كشور بيشتر در سه فرقه‌ي قادريه، نقشبنديه و چشتيه، متجلي شده است كه در بين طبقات متوسط، در شهرها و اطراف شهرها نفوذ دارد.

   در كشور افغانستان، دو شهر مهم كابل و هرات دو مركز بزرگ تصوفند، امّا تمام شمال كشور و ناحيه قندهار از اين مكتب متأثرند.3

   هر مريدي براي اينكه به شناخت نائل آيد، بايد به انجام اعمال روحاني نياز دارد كه بر حسب فرق متفاوت است،‌ اين اعمال عموماً عبارتند از اورادي حاوي تكرار يكي از اسماء خداوند تبارك و تعالي [ذكر] و اعمالي از اين قبيل.4

   صوفي‌ها معمولاً در خانقاه‌ها گرد هم مي‌آيند و به رهبري پير خود به ذكر مي‌پردازند. از نمونه‌هاي بارز اين عمل در عصر حاضر افغانستان، مجامع صوفيه‌ي هرات در كنار مدفن و بارگاه خواجه عبدالله انصاري است.

   از نكات قابل توجه در افغانستان اين است كه تصوف در ميان قبايل پشتون جلوه‌ي سياسي يافته است، امّا در ساير مناطق، تصوف تأييدي است بر پيروي دقيق از اسلام راستين، و در اين مناطق معمولاً پير يك عالم ديني نيز هست. نکته‌ي ديگر  در افغانستان، عدم خصومت علماي ديني و رهبران صوفيه با يكديگر است و حتي در بسياري از موارد رابطه‌ي بسيار نزديك و برادرانه‌اي با هم دارند.

   

   ب) طريقت‌هاي صوفيه موجود در افغانستان

   1. فرقه قادريه: مؤسس اين سلسله عبدالقادر گيلاني (قرن 6 هجري) است، اين فرقه در ميان قبايل پشتون پيروان بسياري دارد و رهبري آن به دست خاندان گيلاني است. آنها در مسائل سياسي و جهادي نقش فعالي داشته‌اند به خصوص در جنگ عليه روس‌ها.5

   خاندان گيلاني از اقوام سببي «محمد ظاهر شاه» مي‌باشند.

   2.  فرقه‌ي نقشبنديه: اين فرقه منسوب به خواجه بهاء الدين محمد نقشبند بخارايي (718ـ791 ق) است ولي وي را نمي‌توان مؤسس اين طريقت شمرد زيرا سنگ بناي اين طريقت توسط خواجگان [خواجه يوسف همداني (440 ـ 535 ق) و خواجه عبدالخالق غجدواني (متوفي 550)] نهاده شده است. فرقه‌ي نقشبنديه در ميان اقليتي از مردم پشتون و ديگر مردمان افغانستان از احترام و جايگاه خاصي برخوردار است، پيروان اين فرقه در افغانستان بيش از فرقه‌هاي تصوف ديگر موجود در افغانستان هستند. در نواحي اطراف ميمنه در فارياب و قندوز و مزارشريف گروه‌هاي بزرگ نقشبنديه حضور دارند.6

   3.  چشتيه: اين طريقه منسوب به خواجه معين الدين چشتي (537 ـ 633 ق) است و چشت روستايي است واقع در هرات باستان. همچنين فرقه‌ي چشتيه در شبه قاره پيروان فراواني دارد.

   4.  فرقه سهرورديه: اين طريقه منسوب است به شيخ ضياء الدين سهروردي (متوفي 539) و شيخ شهاب الدين سهروردي (متوفي 632).7 پيروان اين طريقه اغلب در پاكستان، هند و افغانستان زندگي مي‌كنند و شاخه‌هاي متعددي دارند، امّا در افغانستان امروزي، نفوذ و نقشي ندارند و شيخ و مرشدي كه تنها در اين طريقه تعليم ديده و اجازه‌ي ارشاد داشته باشد و همچنين خانقاهي كه مربوط به اين طريقه باشد، به چشم نمي‌خورد.8

   

   طريقت چشتيه در افغانستان

   الف) زندگي‌نامه‌ي مؤسس9

   فرقه‌ي چشتيه يكي از فرقه‌هاي موجود صوفيه در جمهوري اسلامي افغانستان است، اين فرقه به خواجه معين الدين چشتي منسوب است. خواجه معين الدين چشتي هروي سجزي، در قرن ششم هجري (537) در سيستان ايران متولد شد10 و در همان جا به فرا گرفتن علم و دانش پرداخت. وي در سن 15 سالگي پدرش را از دست داد11 و سپس به چشت در هرات مهاجرت كرد و در اين شهر به رياضت مشغول گرديد. و از اين رو به چشتي معروف شده است. وي پس از مدتي اقامت در چشت عازم طوس گرديد و در خانقاه «خواجه عثمان هاروني» كه يكي از مشايخ بزرگ خراسان بود، رحل اقامت افكند و در آنجا نزد وي به تكميل مقامات عرفاني و روحاني مشغول شد و سرانجام دست ارادت به خواجه عثمان داد و در زمره‌ي خلفاي وي قرار گرفت. خواجه معين سپس از طوس به بغداد رفت و مدتي در اين شهر كه در آن روزگار از مراكز مهم علوم و معارف اسلامي بود، توقف كرد و از مشايخ آنها نيز استفاده كرد. از جمله مدتي از محضر عبدالقادر گيلاني [كه طريقت قادريه به وي منسوب است] استفاده كرد و در اين مدت خود نيز مجلس وعظ و ارشاد تشكيل داد.12

   در آغاز قرن هفتم هجري، سلطان شهاب الدين غوري از موطن اصلي خود «غور» واقع در مشرق هرات، به هندوستان لشكر كشيد و پس از فتح لاهور و دهلي، گروهي از دانشمندان و رهبران مسلمانان را براي ترويج و تبليغ دين مقدس اسلام، به پنجاب و راجستان فرستاد تا به فعاليت‌هاي ديني و مذهبي مشغول شوند. خواجه معين در اين هنگام به شهر اجمير واقع در منطقه‌ي راجستان رفت و در آنجا مؤسسات اسلامي و مدارس و مساجدي بنيان نهاد و به تدريس و تبليغ مباني اسلامي مشغول گرديد. خواجه از طريق عرفان و تصوف كه با روح و فكر مردم هند سازگار بود، موضوعات ديني را القا مي‌كرد و در اندك مدتي شهرت عظيمي يافت.

   پادشاهان و امراي اسلامي هند، احترام فوق‌العاده‌اي نسبت به وي داشتند و در اين زمان او توانست ميليون‌ها نفر از بت‌پرستان هند را موحد گرداند و از بركت وي دين اسلام در شمال و غرب هند پيش رفت.

   خواجه معين‌الدين شاگردان زيادي تربيت كرد و قطب‌الدين بختيار كاكي و فريد‌الدين گنج شكر از شاگردان وي هستند. 

   فريد‌الدين شكر گنج (متوفي 670 ق) و شيخ نظام‌الدين اولياء (متوفي 725 ق) از اخلاف وي هستند.13 وي در اجمير هند ديده از جهان فرو بست و مقبره‌ي وي در آنجاست كه به «درگاه شريف» شهرت دارد و مردم معتقد به كرامات از وي هستند.14

   سلاطين تيموري هندوستان به خواجه معين ارادت زيادي داشتند، حتي جلال‌الدين اكبر يكبار از آگره پايتخت خود براي زيارت معين‌الدين، پياده به اجمير رفت. به علاوه مسلمانان هند اعم از اهل تشيّع و تسنّن به وي علاقه دارند و هر ساله صدها هزار نفر در ماه رجب، مجلس عظيمي به ياد وي برگزار مي‌كنند و از خدمات و زحمات اسلامي وي تجليل و تكريم مي‌كنند.15

   در ايوان و رواق‌هاي معتبر خواجه و همچنين داخل آن، اشعاري به فارسي نوشته شده است از جمله:

              خواجه‌ي خواجگان معين‌الدين                                       أشرف اولياي روي زمين

   اي درت قبله گاه اهل يقين                                                                                                         بر درت مهر و ماه سوده جبين16

   و نيز درباره‌ي خواجه معين الدين، شاعري چنين سروده است:

   به گرداب بلا افتاده كشتي                 مدد كن يا معين الدين چشتي17

    

   ب) بزرگان تاريخ طريقت چشتيه

   در تاريخ اين فرقه نام بزرگاني چون خواجه ابو احمد ابدال چشتي (م 355)، [برخي از منابع خواجه ابدال چشتي را مؤسس طريقه‌ي چشتيه دانسته‌اند و فقط طريقه را به خواجه معين به علت شهرت وي و تبليغات گسترده‌ي او كه به سادگي از كنار آن نمي‌توان گذشت، منسوب كرده‌اند؛ و گرنه مؤسس اصلي طريقه‌ي چشتيه را همين خواجه ابو احمد ابدال چشتي مي‌دانند كه در باره‌ي وي نوشته‌اند كه: شرف الدين ابو اسحاق شامي، از مشايخ بزرگ صوفيه (اواخر 3 و اوايل 4ق.) معروف به خواجه‌ي اهل چشت، كه جامع ميان علوم ظاهر و باطن و در رياضت ممتاز بود و از شاگردان ممشاد دينوري محسوب مي‌شد. پس از بشارت به تولد او، در باره‌ي وي گفته است كه از وي (خواجه ابدال) خاندان عظيمي ظاهر خواهد شد،18]، خواجه محمد بن ابي احمد چشتي، پسر خواجه احمد (م 411)، خواجه يوسف بن محمد سمعان (م 459) ـ خواجه مودود چشتي (م 527)، خواجه احمد مودود چشتي (م 597 ق)، شيخ احمد چشتي و برادرش خواجه اسماعيل چشتي [كه مدفن تمامي اين بزرگان واقع در چشت شريف است]، به چشم مي‌خورد.19

   از ديگر بزرگان اين فرقه مي‌توان به بدر الدين غزنوي، امير خسرو سنگچاركي دهلوي، سلطان المشايخ نظام‌الدين اوليا (م 725) و... اشاره كرد.20

   ج) چشتيه امروزي

   بيشتر پيروان اين فرقه در هندوستان مستقر شده‌اند21و فرقه‌ي چشتيه در طول قرون متمادي با نفوذترين طريقت شبه قاره بوده است.22

   پيروان اين فرقه در افغانستان امروزي در اقليت هستند و مكان و محور اصلي تجمع آنها در روستاي چشت شريف در كنار دره‌ي هريرود است.23 [علماي ناحيه‌ي چشت همگي چشتي هستند]. 

   عده‌اي از پيروان اين فرقه در خاستگاه فرقه يعني هرات و بعضي در شهر كابل هستند.

   فرقه‌ي چشتيه در افغانستان تا سال 1981 بر حدود بيست مدرسه‌ي مجهز به كتاب خانه نظارت داشت و اكنون هم در چشت شريف داراي مدرسه و كتابخانه‌ي خوبي هستند.24 چشتيه‌هاي افغاني به طور واضحي از دخالت در امور سياسي پرهيز مي‌كنند25 و به دور از قيل و قال دنياي مدرن به دنياي خود ادامه مي‌دهند،26 امّا اين بدين معنا نيست كه پيروان اين طريقه در قبال مسائل سياسي و اجتماعي اصلاً بي توجه باشند و انزوا و گوشه گيري از اجتماع را اختيار كرده باشند، بلكه بعضي از بزرگان و مشايخ اين سلسله درگير با اين گونه مسائل بوده و نسبت به مسائل اجتماعي و سياسي واكنش‌هايي ابراز داشته و يا اظهار وجود كرده‌اند.27 در بيان اينكه پيروان و مشايخ اين فرقه به طور كامل يا بعضاً از اجتماع و سياست دور نبوده‌اند مي‌توان به مواردي از جمله موارد ذيل اشاره كرد: در پاييز سال 1978ميلادي، سيصد نفر از اعضاي اين فرقه، توسط رژيم حاكم افغانستان، بازداشت شدند و هرگز باز نگشتند و ديگر هم كسي آن‌ها را 

نديده و از ايشان خبري هم در دست نيست.28

   اگر نظري به تاريخ بيفكنيم، مي‌بينيم كه در عصرهاي ميانه كه هرات هم مركزي براي مسيحيت تحت نفوذ كليساي سنتوري بوده و هم پايگاه مهم تصوف، افرادي از پيروان چشتيه و انجمن‌هاي اخوت صوفيه در افغانستان به مقامات وزارت و صدارت‌عظمي رسيده‌اند و عملاً در متن سياست بوده‌اند.29 

   در تاريخ حاکمان بدخشان نيز مي‌بينيم که سليمان ميرزا (قرن 10ق.) حاكم بدخشان، از حاميان اين طريقه و زمينه ساز رواج و رشد آن بوده است.30

   مركز طريقه‌ي چشتيه ابتدا افغانستان بوده است و بعد به هند و ايران سرايت نمود31 و اكنون در هند، اين طريقه بيش از ساير مكاتب عرفاني و طريقه‌هاي تصوف، نفوذ داشته و گروه بسياري از غير مسلمانان به وسيله‌ي تبليغ و ارشاد بزرگان اين طريقه به دين مقدس اسلام مشرف گرديده‌اند.32

   طريقه‌ي چشتيه در افغانستان پس از دوره اي ركود، دوباره به وسيله‌ي سيد يار محمد چشتي رواج يافت. اين طريقه اكنون در كابل نيز پيروان و مريداني دارد كه در خانقاهي مربوط به اين طريقه جمع مي‌شوند و مجلس سماع و حلقه ذكر برگزار مي‌كنند. امّا در حال حاضر در كابل براي اين طريقه پير و شيخ ظاهري كه تنها به اين طريقه مربوط باشد، وجود ندارد. البته افراد ديگري هستند كه در كنار طريقه‌هاي ديگر، در اين طريقه نيز ارشاد دارند. همچنين اين طريقه در خاستگاه اوليه‌اش يعني هرات، طرفداران و مريدان زيادي دارد و برخي از مشايخ تصوف در هرات به اين طريقه مربوط مي‌شوند.33 اين فرقه در سازماندهي داخلي و بين فرقه‌اي خود داراي نظم و انسجام خوبي هستند.34

   

   د) اعتقادات و آداب و رسوم

   از آداب و رسوم و اعتقادات اين فرقه مي‌توان به موارد ذيل اشاره كرد: 

   1.  چشتيه در شريعت سخت و معتقد به اصول و آداب دين هستند و در ميان فرق تصوف نمونه‌ي كامل «طريقت شريعتي» به شمار مي‌روند.35 امّا گفته مي‌شود اين فرقه در پذيرش افراد به طريقت خود اسلام را شرط لازم نمي‌دانند و از اين جهت مورد انتقاد واقع شده‌اند.36

   2. بزرگان اين طريقه معتقدند كه پيامبر گرامي اسلام، خرقه‌اي كه در شب معراج به عنوان خلعت دريافت كرده بود به حضرت علي(ع) سپرد. و يكي از اذكار لساني طريقه‌ي چشتيه ذكر يا علي و ختم ناد علياً مظهر العجائب، است.37

   3.  در اين طريقه مريد، پس از دو ركعت نماز، تعاليم خاصي را آموزش مي‌بيند و بايد به معاني كلمات فقر و فاقه و قناعت و يا الله و رياضت توجه كند و پس از كشف برخي از رازهاي اسماء‌ الهي به يك مكان مقدس مي‌رود و چهل روز روزه مي‌گيرد و آن را «چله كشي» مي‌گويند.38

   4.  روي كلمه‌ي «لا إله إلاّ الله» تأكيد بسياري دارند.39

   5.  استعمال مواد تخدير كننده و سكر آور در اين طريقه مطلقاً ممنوع است40 و افرادي كه در اين طريقه از چرس و بنگ و مواد مخدر استفاده مي‌كنند، دشمن طريقه محسوب مي‌شوند.41

   6.  اصل سلوك آنان، پرهيز از خشونت و برحذر بودن از صحبت با اهل دنياست.42

   7.  يكي ديگر از آداب اين فرقه مراسم ساز و سماع (رقص صوفيانه) است، بعضي از مشايخ اين سلسله در مجلس سماع از آلات موسيقي مانند رباب و چنگ نيز استفاده نموده‌اند، امّا تأكيد كرده‌اند كه مجلس ساز و سماع بايد در مجلس خاص باشد و مرشد در آن حضور داشته باشد و نوجوان قطعاً در مجلس نباشد43، امّا به گفته‌ي نويسنده‌ي طريقت‌هاي تصوف در افغانستان، در خانقاه چشتيه در كابل عملاً بعضي آدابِ‌ از اين قبيل رعايت نمي‌شود مثلاً هر كسي مايل به شركت در اين مراسم باشد مي‌تواند شركت كننده‌ي در آن باشد.44

   8.  يكي ديگر از مراسم‌هاي طريقت چشتيه، مراسم «قوالي خواني» است.

   امير خسرو دهلوي سنگچاركي [متولد سنگچارك از نواحي بلخ قديم] كه در قرن 8 مي‌زيسته است و از پيشتازان طريقت چشتيه بوده، به خاطر ترويج بيشتر اين طريقت، «قوالي»، يعني قول خواندن را در موسيقي كلاسيك ايجاد نمود تا مطربان و پيروان اين طريقت بتوانند با همراهي سازها، اشعار عرفاني و مذهبي را در خانقاه‌ها، خوانده، از يك طرف عبادت نمايند و از طرف ديگر به وجد آمده و لذت ببرند، و در آن زمان با برهمنان كه در معابدشان «بجن» مي‌خواندند رقابت نمايند. [قابل ذكر است كه اوايل عيد نوروز امسال، در سمينار بين المللي امير خسرو دهلوي» با همكاري سفارت افغانستان و ايران در دهلي و انجمن پژوهشگران فارسي هند، براي بزرگداشت وي انجام شد45].

   درباره‌ي مراسم قوالي خواني گفتني است كه چندي پيش در شهر هرات، براي اولين بار مراسم «قوالي خواني» طي نيم سده‌ي اخير برگزار شد كه در آن قوالي خوان‌هاي چشتي هندوستاني در هرات برنامه اجرا كردند.46

    

   هـ) چشتيه و اهل‌بيت عصمت و طهارت(ع)

   طريقت‌هاي تصوف بدون استثناء به اهل‌بيت عصمت و طهارت(ع)، ارادت دارند و شايد يك علت اين باشد كه مؤلف كتاب نبراس مي‌گويد: «تمام طرق و سلسله‌هاي صوفيه از علي(ع) منشعب مي‌گردند47». و البته اين ارادت و احترام نزد بعضي از فرق تصوف تمايل و رنگ بيشتري دارد و در بعضي كمتر. 

   گفته مي‌شود سلسله‌ي چشتيه نزديك‌ترين فرقه‌ي تصوف به تشيع است كه سلسله‌ي مشايخ آن از طريق حسن بصري به حضرت علي(ع) و از طريق او به پيامبر(ص) مي‌رسد.48

   در اين طريقه گرايش‌هاي فراواني به اهل‌بيت(ع) ديده مي‌شود. براي نمونه مي‌توان به برخي از اين ارادت‌ها اشاره كرد، از جمله‌ي آن اشعاري است كه خواجه معين الدين چشتي، كه فرقه به ايشان منسوب است، در رثاي حضرت ابا عبدالله الحسين(ع) سروده است:

   شاه است حسين و پادشاه است حسين       دين است حسين و دين پناه است حسين

     سر داد و نداد دست در دست يزيد              حقا كه بناي لا إله است حسين49

   يكي ديگر از مشايخ و أقطاب طريقه‌ي چشتيه، «قلندر لعل شهباز» (عثمان) متولد شهر باستاني هرات است كه در سيوهن پاكستان مدفون است، و داراي حرم و بارگاه عظيم و گسترده‌اي است و صدها هزار زائر دارد. وي در وصف اهل بيت پاك پيامبر اعظم(ص) اشعاري زيبا سروده است كه به علت اختصار، برخي ابيات را مي‌آوريم:

                  جام مهر علي كه در دستم                         باده از جام خورده‌ام مستم

                   كمر اندر قلندري بستم                از دل پاك حيدري هستم

                   حيدري‌ام قلندرم مستم                بنده‌ي مرتضي علي هستم

                  وصي مصطفي علي است بگو         به خدا رهنما علي است بگو

                  سرور اوليا علي است بگو              نور ايمان ما علي است بگو

                 حيدري‌ام قلندرم مستم                  بنده‌ي مرتضي علي هستم

                 حضرت سيده كه آن زهرا               آنقدر يافت عصمت و تقوا

                هست معصومه و به نزد خدا             لعن بر دشمنان اوست روا

               حيدري ام قلندرم مستم                   بنده‌ي مرتضي علي هستم

               چهارده تن شفيع عصيانم                 مهرشان است دين و ايمانم

               غير از اين چهارده نمي‌دانم               مدحشان روز و شب همي خوانم

               حيدري ام قلندرم مستم                   بنده‌ي مرتضي علي هستم.50

   

   و همين طور در مدح هر يك از ائمه‌ي اطهار(ع) تا حضرت مهدي(عج)شعر را ادامه مي‌دهد.

   در برخي نقاط پيروان طريقه‌ي چشتيه شب‌هاي سه شنبه مجلس ذكر به پا مي‌دارند و اذكار و اورادي را كه سرشار از محبت اهل‌بيت(ع) است، همراه با ساز و آواز به صورت جمعي در حضور مرشد و يا جانشين او مي‌خوانند و آن اذكار شش بند است و هر بند را 121 بار تكرار مي‌كنند: «أنت الله أنت الرحمان أنت الرحيم لا إله إلاّ أنت. أنت الله أنت الحي أنت القيوم لا إله إلاّ أنت. أنت الله أنت الاحد أنت الصمد لا إله إلاّ أنت. أنت الله أنت الحنان أنت المنان صلّي الله علي محمّد. أنت الله أنت الأول أنت الآخر صلّي الله علي عليٍّ و آله. أنت الله أنت الظاهر أنت الباطن صلّي الله علي اثني عشر إمامٍ».51

   يكي از مرثيه‌هاي طريقه‌ي چشتيه در وصف امير مؤمنان علي(ع) چنين سروده است:

   شاه مردان شير يزدان قوت پروردگار               لافتي إلاّ علي لا سيف إلاّ ذوالفقار

   كس نبود مثل علي در جن و انسان و ملك          جان فداي مصطفي هست حيدر دُل دُل سوار

   مصطفي گفت شهر علمم هست علي دروازه‌ها    نزد من زين در بياييد از صغير و تا كبار

   يا علي لطفي بكن درسم بده علم لدن        اين ... عبد الرّئوف است تا قيامت انتظار52

   و باز هم در جاي ديگر سروده است:

   تو شاه و من فقيرم أدركني يا علي             پس مانده و حقيرم أدركني يا علي

   در چاه غم فتادم، در رنج و بلاها               تو باش دستگيرم أدركني يا علي53

   يكي از دوستان بنده كه اهل منطقه‌ي جبرئيل واقع در حومه‌ي شهر هرات، است مي‌گفت: يكي از چشتي‌هاي هرات به نام «مولوي مودودي» كه از علماي چشتيه است و در شهر هرات چه در ميان اهل تسنن و چه در ميان اهل تشيع، مجالس وعظ و سخنراني دارد، در سخنان خود و در رفتار خود احترام فراواني نسبت به اهل‌‌بيت(ع) خصوصاً حضرت امير المؤمنين علي(ع)، قائل است و ايشان در يكي از مجامع شيعيان هرات از آنها گله كرده بود كه چرا نام امير المؤمنين علي(ع) را سبك و به صورت لقلقه‌ي زبان به كار مي‌بريد و همان جا با اوصاف بسيار زيبا نام مبارك حضرت علي(ع) را به زبان آورد.

    

   و) شجره‌ي طريقت چشتيه

   عبدالرئوف سيدزاده، ساكن سراوان ايران كه جزء پيروان طريقه‌ي چشتيه و به عنوان مرشد آن طريقه مطرح است شجره‌ي طريقه را اين گونه بيان مي‌كند:

   «خواجه معين الدين چشتي، او طالب قلندر لعل شهباز مروندي، او طالب حضرت قطب كمال شاه حاجي شريف زندني، او طالب مودود چشتي، او طالب ابو يوسف چشتي، او طالب ابو محمد چشتي، او طالب ابو احمد ابدال چشتي، او طالب ابو اسحاق شامي، او طالب شيخ علي [ممشاد] دينوري، او طالب پير [هبيره] بصري، او طالب شيخ صديق مرعشي، او طالب سلطان ابراهيم ادهم، او طالب فضيل عياض، او طالب عبد الواحد [زيد]، او طالب حسن بصري، او طالب حضرت علي مرتضي كرم الله وجهه، او طالب شفيع المذنبين رحمه للعالمين حضرت محمّد رسول الله(ص)».54

   مؤلف طريقت‌هاي تصوف در افغانستان نيز چنين شجره‌اي را از حضرت رسول (ص) تا خواجه معين ذكر مي‌كند.55

   

   برگزاري اولين سمينار بين المللي چشتيه در افغانستان 

   در ماه قوس (آذر) سال 1384، سمينار بين المللي طريقه‌ي چشتيه و موسيقي صوفيانه با قرائت پيام حامد كرزي، رياست جمهوري اسلامي افغانستان، براي اولين بار در تاريخ افغانستان برگزار شد.

   اين سمينار به ابتكار وزارت اطلاعات، فرهنگ و توريزم افغانستان راه اندازي شد و در آن بعضي از اعضاي كابينه، دانشمندان و هنرمندان داخلي و كشورهاي هندوستان و پاكستان و تركيه شركت كردند.

   بخشي از پيام حامد كرزي، رئيس جمهور افغانستان به اين سمينار:

   عرفان اسلامي و طريقه‌هاي گوناگون آن در فرهنگ گسترده‌ي كشور ما ريشه‌هاي كهن و ژرفي دارد. از سده‌هاي پيشين تا كنون صاحبدلاني در هر گوشه‌اي از كشور ما، گرايش به عرفان، طريقه‌ها و سلسله‌هاي آن داشته و دارند و در صيقل روانشان از شر نيروهاي اهريمني، از عرفان پالايشگر استمداد جسته و مي‌جويند.

   همچنين در قسمتي ديگر از اين پيام آمده است كه: 

   اقدام وزارت اطلاعات فرهنگ و توريزم، در ارتباط با تدوير سمينار بين المللي طريقت چشتيه سزاوار تحسين فراوان است. اميدوارم پژوهش‌هاي اشتراك كنندگان اين سمينار در درخشش بيشتر سيماي عرفان و سلسله‌هاي آن به خصوص سلسله‌ي عرفاني چشتيه، در گسترش فرهنگ خاور زمين از مؤثريت و كارايي در خور توجهي برخوردار باشد.

       دكتر سيدمخدوم رهين وزير اطلاعات، فرهنگ و توريزم نيز كه يكي از سخنرانان سمينار بين‌المللي طريقت چشتيه بود در اين باره چنين گفت:

    امروز مايه‌ي مسرت است براي وزارت كه براي اولين بار در تاريخ كشور افغانستان، سمينار طريقت چشتيه و موسيقي صوفيانه را برگزار مي‌كند. در طريقت چشتيه سماع و موسيقي به عنوان واسطه‌ي ارتقاء روح، دل آدميزاد را با جهان برين پيوند مي‌دهد. مشايخ چشتي در غلبات وجد، موسيقي فارغ از سوداي نفس را وسيله‌ي عروج روان انسان به جهان برين تلقي كرده‌اند.

 

       جمع‌بندي      

       از مطلب پيش‌گفته روشن شد سرزمين افغانستان که بخش عمده‌‌اي از خراسان بزرگ را تشکيل مي‌داده است، همانگونه که در قديم بستر رشد و نمو بسياري از جريان‌هاي فکري و اعتقادي به خصوص گرايش‌ها و طريقت‌هاي تصوف بوده است، امروز نيز پذيراي بسياري از صوفيان و پيروان طريقت‌هاي مختلف صوفيه از قبيل: نقشبنديه، قادريه و چشتيه مي‌باشد.

       طريقت چشتيه در افغانستان کنوني هرچند شوکت قديمي خود را ندارد، اما با احياي دو باره‌ي آن توسط يارمحمد چشتي، مجالس و مجامعي در کابل، هرات و بويژه در چشت شريف داير مي‌کنند. 

       پيروان اين طريقه، باورها و آداب کهن خويش را همچون: چله‌کشي، سماع، ذکر، قوالي‌خواني، و ....، تا کنون حفظ نموده‌اند و پيروي از شريعت را نيز ضروري مي‌دانند.

 

 

 

 

 

 

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

 

 

   1. ابوالقاسم عبدالكريم بن هوازن قشيري، رساله قشيريه، تصحيح فروزانفر، (تهران: مرکز انتشارات علمي و فرهنگي) بي‌تا)، ص429.

   2. يحيي حسيني، مقاله تصوف در افغانستان، سايت اينترنتي آفتاب.

   3. همان، و سايت علامه سيدمحمدحسين فضل الله.

   4. همان.

   5. همان.

   6. همان.

   7. زرين‌كوب، جستجو در تصوف ايران، چ6، (تهران: اميرکبير، 1379ش.)، ص171.

   8. محمدهاشم عليزاده، طريقت‌هاي تصوف در افغانستان، (قم:‌ مرکزجهاني علوم اسلامي، پايان نامه کارشناسي ارشد، 1384ش.)، ص123.

   9. برخي خواجه ابواحمد ابدال چشتي را مؤسس اين فرقه مي‌دانند. عبدالحسين سعيديان، دايرة‌المعارف بزرگ نو، ج3؛ يحيي حسيني، مقاله تصوف در افغانستان.

   10. محل تولد وي را چشت نيز گفته‌اند، همان، 119.

   11. سايت مريد نور ـ فرق تصوف ـ چشتيه.

   12. مرتضي مطهري، خدمات متقابل اسلام و ايران، (تهران: انتشارات صدرا، 1372ش.)، ص421.

   13. سيديحيي يثربي، عرفان نظري، چ4، (قم: بوستان کتاب قم، 1380ش.)، ص195.

   14. سايت مريد نور.

   15. خدمات متقابل اسلام و ايران، ص423.

   16. همان، ص422؛ سيدابوالحسن باقري، اهل‌بيت از ديدگاه اهل سنت، چ1، (قم:‌ مرکز جهاني علوم اسلامي، 1384ش.)، ص81.

   17. اهل‌بيت از ديدگاه اهل سنت، ص81.

   18. عبدالرحمن جامي، نفحات الانس، تصحيح محمود عابدي، (تهران: اطلاعات، 1375ش.)، ص323.

   19. مكتبة اكرميه، مزارات هرات، (نشر مکتبة اکراميه، 1346ش.)، بخش مدفن‌هاي چشت شريف.

   20. دانشنامه‌ي جهان اسلام، ج7، (تهران: بنياد دايرة المعارف اسلامي، 1375ش.، ص405.

  21. اوليور روآ، افغانستان، اسلام و نوگرايي سياسي، ترجمه ابوالحسن سرو مقدم، (مشهد: آستان قدس رضوي، 1369ش.)، ص73.

  22. سايت لا إله إلا هو؛  دانشنامه‌ي جهان اسلام،‌ ج7، ص406.

  23. افغانستان، اسلام و نوگرايي سياسي، 73 و74.

  24. همان،‌ ص73.

  25. يحيي حسيني، مقاله تصوف در افغانستان.

  26. افغانستان، اسلام و نوگرايي سياسي، ص73.

  27. طريقت‌هاي تصوف در افغانستان، ص121. (مصاحبه با عبدالصبور مسكين چشتي، متولي و سرپرست خانقاه چشتيه كابل).

  28. همان، ص 121، به نقل از افغانستان، اسلام و نوگرايي سياسي، ص 185.

  29 . سايت اميرزاده موزيك.

  30 . دانشنامه‌ي جهان اسلام، ماده بدخشان.

  31 . مدرس چهاردهي، سيري در تصوف، ص92، به نقل از طريقت‌هاي تصوف در افغانستان، ص 120.

  32 . غلامعلي آريا، طريقه‌ي چشتيه در هند، ص 70ـ69،‌ به نقل از همان، ص 120.

  33 . طريقت‌هاي تصوف در افغانستان، ص 120.

  34 . سايت مريد نور.

  35. همان؛ افغانستان، اسلام و نوگرايي سياسي، ص73 و 74.

  36. مرتضي مطهري، آشنايي با علوم اسلامي، كلام عرفان، (قم: صدرا، 1384ش.)، ص71 و سايت مريد نور.

  37. طريقت‌هاي تصوف در افغانستان، ص119 و120.

  38. سايت مريد نور.

  39. همان.

  40. همان.

  41. طريقت‌هاي تصوف در افغانستان، ص120.

  42. سايت مريد نور.

  43. طريقت‌هاي تصوف در افغانستان، ص120.

  44. همان، بخش ضمايم، مصاحبه با گل آغاجان.

  45. سايت سمينار بين‌المللي امير خسرو بلخي دهلوي.

  46. سايت صبح بخير افغانستان.

  47. حافظ عبدالعزيز فرهاري نبراس، شرح العقائد النسفية، (پيشاور: کتابخانه اکراميه، 1318ش.)، ص491.

  48. اهل‌بيت از ديدگاه اهل سنت، ص76.

  49. همان، ص80.

  50. همان، ص77.

  51. سيدابوالحسن باقري، روش‌هاي تبليغي اهل‌سنت، (قم: مرکزجهاني علوم اسلامي (جشنواره شيخ طوسي)، 1376ش.)، ص64.

  52. اهل‌بيت از ديدگاه اهل‌سنت،‌ ص106، شعر از عبد الرئوف سيد زاده.

  53. همان، ص106.

  54. همان، ص105.

  55. طريقت‌هاي تصوف در افغانستان، ص121.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

مجله نیستان ادیان و مذاهب شماره 5 تقدیم محققان گرانمایه می شود. برای دریافت روی قسمت...
 این مقاله در شماره 4 مجله نیستان ادیان و مذاهب به چاپ رسیده است. بررسی...
این مقاله در نیستان ادیان و مذاهب شماره 4 به چاپ رسیده است چکيده جهان اسلام...
تفاوتها و نقاط اشتراک ديدگاه شيعيان با  معتزليان و اهل سنت از ديدگاه شيخ مفيد...
چکیده این مقاله در نشریه نیستان ادیان و مذاهب شماره 5 به چاپ رسیده است. علم...
نماز اسماعيليان  كلمات و سوالات مرتبط: نماز اسماعيلي‌ها. اسماعيليه و...
  فصلنامه طلوع، ش19، از صفحه 89 تا صفحه 114     چكيده     از اهداف مهم تدوين اين...
فصلنامه طلوع، ش13ـ14، از صفحه 251 تا صفحه 268 ١. تعريف مذهب زيديه از جمله مذاهب...
 فصلنامه طلوع، ش16، از صفحه 85 تا صفحه 104 چكيده ابومنصور ماتريدي بنيانگذار مكتب...
چكيده مقاله حاضر، ضمن بررسي نحوه‌ي پيدايش معتزله به علل ذهني و خارجي شكل‌گيري آن...
فصلنامه طلوع، ش8ـ9، از صفحه 249 تا صفحه 282   با طلوع خورشيد فروزان اسلام در پهنه...
درآمد یکی از جریان­های پرنفوذ تاریخ اندیشی عصر نخستین اسلامی، جریان مرجئه است...
  فصلنامه طلوع، ش16، از صفحه 175 تا صفحه 186 اشاره اگر با دقت به نقشه آسيا...
يکي از جريان‌هاي مرتبط با مهدويت، جريان جهميان است. او 15 روز مسجد الحرام را...
  فصلنامه طلوع، ش 5، ص 76 ـ ص 97 چكيده سجده به معناى خضوع و تذلل است، و بالاترين...