آنچه در اين مقاله مختصر عرضه شده است حاصل مصاحبه‌هاي نگارنده با شخصيتهاي شيخي مسلک در عراق مي‌‌باشد. بدست اوردن اطلاعات و گزارشها از آنها بسيار سخت است و حتی آنها دادن اطلاعات در مورد خود را حرام مي دانند. آنچه از عقايد و انديشه‌ها در زير مي آيد باورها و انديشه‌هايي است که غالب شيخي‌ها به آن معتقدند و در اذهان همه آنها جاي دارد.

ريشه هاي آنان در عراق و توزيع جغرافيايي آنان:

فرقه شيخيه به شيخ ابن زيد الدين احسائي منسوب هستند و پيروانش او را به شيخ الاوحد يا المقدس الاوحد الشيخ احمد بن زين الدين الاحسايي مي‌نامند سيد هاشم الشخص[1] ذکر مي‌کند که ايشان داراي ريشه‌هاي صحرا نشيني بوده و از صحراي نجد در جزيره غربي برآمده است و او از منطقه شرقي جزيره به منطقه احساء مهاجرت کرده و در نزد يکي از علماي معروف شيعه در آن زمان تحصيل کرده است . و عقيده و ديدگاههاي خود را در کتاب مشهور خود به نام شرح زيارت جامعه کبيره (4جلد) بيان کرده است اين کتاب به عنوان مهمترين منبعي که اين دسته از افراد به آن تمسک مي‌جويند مي باشد.

کتاب هاي فقه و احکام آنان نيز بسيارند که مهمترين آنها (شرح قصيده علويه) مي‌باشد که مولف آن سيد کاظم رشتي است که يکي از شاگردان شيخ مي‌باشد (که ذکر آن خواهد آمد).

پيش از سه قرن، شهر احساء به بيماري طاعون دچار شد که باعث هجرت اهالي آن به مناطق مجاور و يا نزديک آن شد که از لحاظ شرايط زيست محيطي با منطقه احساء برابر بود و از جهت کشاورزي در شرايط مناسبي قرار داشت و اغلب ساکنان آن را کشاورزان تشکيل مي‌دادند بر اين ترتيب تصميم گرفتند که به عنوان گزينه نخست به سمت بصره در جنوب عراق و همچنين خرمشهر و آبادان و فلاحيه در جنوب ايران مهاجرت کنند . از جمله افرادي که مهاجرت کردند فردي بود به نام شيخ احمد بن زيد الدين الاحسائي که شهر کربلا را به عنوان محل سکونت خود برگزيد و در آنجا به ترويج عقايد خود پرداخت تا جائيکه علماء نجف اشرف را برآشفت و او را مجبور به ترک شهر کربلاي معلا نمودند مگر اينکه دست از عقايد خود بکشد. شيخ احمد هجرت را بر سکوت برابر آنها ترجيح داد و به سوي جنوب عراق رهسپار شد و مدتي در منطقه «مدينه» در شمال غرب بصره ساکن شد و بعد از آن به سمت منطقه‌اي مرزي به نام «النشوة» در مرز ايران و عراق و در شرق بصره عزيمت کرد سپس به ايران مهاجرت کرد و ما بين يزد ، بهبهان، کرمان رفت و آمد مي‌کرد .

در شهر کرمان اولين مدرسه شيخي‌ها تاسيس شد که با حمايت و پشتيباني حاکم قاجاري آن وقت صورت پذيرفت و بر اين اساس تعدادي از شاگردان در محضر او حضور يافتند که مشهور ترين آنها سيد کاظم رشتي و کريم خان کرماني مي‌باشد.

بعد از وفات شيخ احسائي هر کدام از آنها، آيين خود را آشکار ساخت به اين ترتيب سيد کاظم رشتي فرقه خود را کشفيه و کريم خان فرقه خود را رکنيه (معتقدان به رکن رابع) نام گذارد البته بين آنها تنها در موارد اندکي اختلاف وجود دارد و هر کدام از آنها به کتابهاي جوامع الکلم و شرح زيارت جامعه کبيره استناد و اتکا دارند.

از لحاظ گستردگي و دامنه انتشار و بسياري کساني که وارد اين طريقت شدند بايد گفت که اکثر افراد پيرو کريم خان کرماني هستند که به آنها رکنيه مي‌گويند. ريشه‌هاي شيخيه بصره به منطقه کرمان مي‌رسد که در نزد آنها جايگاهي مقدس دارد چه آنجا جايگاه مهاجرت پيرشان شيخ احسائي بوده و به زعم آنها مدرسه او به احتمال قوي محل دفن او بوده است و همچنين علماي آنان از کريم خان کرماني به بعد از اين طريقت بوده اند.

چرا عراق و بالخصوص بصره را به عنوان محل سکونت خود برگزيدند؟

احسايي در سال 1186 ق . مقارن با آشوبهاي ناشي از حملات عبدالعزيز حاكم وهابي سعودي به احساء، به كربلا و نجف عزيمت كرد و از حوزه درس بزرگان تشيع همچون آقا محمد باقر وحيد بهباني ، سيد علي طباطبايي صاحب رياض ، ميرزا مهدي شهرستاني و سيد مهدي بحرالعلوم و شيخ جعفر كاشف الغطاء، بهره مند شد و رفته رفته به ترويج عقايد خود پرداخت .

ار طرفي ديگر هماهنگونه که گفتيم بصره از لحاظ جغرافيايي داراي شرايط همسان با منطقه احساء بود و بر اين اساس 80٪ از مردم احساء از روي ترس به اين منطقه مهاجرت کردند و براي امرار معاش به کشت درختان خرما و سبزي ها روي آوردند و در اين کار به صورت خوبي مهارت يافتند و انواع مختلفي از خرما را به اين منطقه وارد نموده و راههاي ارتباطي جديدي را تاسيس کردند که ساکنان اصلي بصره قادر به احداث آن نبودند.

اين اقدام آنها همزمان با مهاجرت خانواده‌هاي نجدي الاصل و سني مذهب بود و با کمک ترک ها صاحب زمين‌هاي زراعتي وسيعي شدند و اساس نامگذاري زمين‌ها نيز به نام صاحبان آن بوده است مانند يوسفان، حمدان، مهيجران- باب طويل – شيخ ابراهيم، و احسائي‌ها نيز به عنوان کشاورز در اين زمين‌ها مشغول به کار شدند.

مهمترين اختلافات عقايد آنها با شيعيان ديگر

اولا: آنها در حق اهل بيت عليهم السلام غلو مي نمايند. چه اگر شرح زيارت جامعه کبيره نوشته شيخ احمد احسائي خوانده شود در آن مسائل و ادعاهايي ديده مي‌شود که اهل بيت عليهم السلام را در حد خدا بالا برده است، نوشته هاييکه داراي جمله‌هاي بسيار ادبي و مسجع و پيچيده است . احسايي معصومان عليه السلام را واسطه فيض خدا مي داند به اين معني كه پس از آنكه خداوند معصومان عليه السلام را خلق كرد، آنان به اذن و مشيت الهي موجودات ديگر را آفريدند. آنها معتقدند معصومان عليه السلام علتهاي فاعلي موجودات جهان مي‌باشند. ، ومواد موجودات از شعاع انوار و وجودات معصومان هستند، لذا از ديد شيخي‌ها معصومان علل مادي آفرينش نيز به شمار مي‌روند.

ثانيا: آنها اعتقاد دارند که ائمه اثني عشر، همان نجباء هستند که بعد از آنها سفراء قرار دارند و بعد از آنها نقباء مي‌آيند که از شيخ احسائي شروع مي‌شود تا اينکه شماره آنها به 313 نفر کامل شود و انسان نقيب به عنوان رکن رابع شناخته مي‌شود، بر اين اساس بود که آنها را شيخيه رکنيه خواندند در در اين زمينه با هم کيشان خود درآذربايجان اختلاف دارند.[2] از ديد آنها نقيب زنده برتر از سفير مرده است از اين رو آنان رهبرشان را که نقيب مي‌باشد مقدس مي‌شمارند و او را به درجه عصمت مي‌رساند و براي او درجات بسيار بالايي قايل هستند چه حتي بر حيوانات هم ولايت دارد و آنها حق ندارند که پشت خود را به سمت مولاي خود نمايند و حتي در نماز به صورت عقب عقب از درب مسجد خارج مي‌شوند و در هنگام خروج نهايت خضوع را در برابر او انجام مي‌دهند .

ثالثا: اعتقاد دارند که تمام علما به جز علماي آنها ضال و مضل هستند.

رابعا: اعتقاد دارند که علم لدني در نزد علماي آنان مي‌باشد که از جانب خداوند به آنها اعطا شده است و مي‌گويند که (تاتي الينا نقطه العلم و لا نذهب اليها . نقطه علم به نزد ما مي‌آيد و ما به نزد او نمي‌رويم).

عقل به صورت مستقل قادر به درك حقايق نيست بلكه تنها با استمداد از انوار اهل بيت و مدد رساندن آنان به حقايق و علوم ، حتي در مسائلي چون صنايع و زراعت دست مي يابد.

خامسا: اعتقاد دارند که محل وقوف يا جلوه مولاي مقدسشان همانا بقعه‌اي از بقاع بهشت مي‌باشد . و اينکه رهبر آنها در هنگامي که از شهر کرمان وارد عراق شد شيخي‌ها به سوي او گروه گروه مي‌آمدند و از او درخواست مي‌کردند که براي آنها اندکي از زمين را زراعت نمايد تا جايگاه آنها در بهشت شود و معتقد‌اند که در بقعه‌اي که در آن مولاي مقدس حضور دارد واجبات و اعمال اين دنيا ساقط مي‌شود و از جمله آن اعمال، فرائض ديني است که حتي شامل نماز و روزه هم مي‌شود .

سادسا: تعداد زيادي از دستورات شرعي در نزد آنها وجود دارد که آنها را از ديگر برادران خود متمايز مي‌کند براي مثال معتقدند که دود مبطل روزه نيست و يا اذان را پيش از اهل سنت مي‌خوانند و در مورد اعياد هم اصول مشخصي بر آنها حاکم نيست و بسياري از موارد ديگر که در اينجا مجال ذکر آنها نيست .

ميزان نفوذ آنها در عراق و بالخصوص در بصره :‌

شيخي ها در عراق در مناطق زير گسترده شده اند :

1- بصره به ميزان 90٪

2- کربلاي معلي، که اغلب علماي آنان در کربلا و در قبرستان جداگانه دفن هستند. قابل ذکر اينکه محل دفن شيخي ها کربلا مي‌باشد و در اين زمينه با برادران خود که وادي السلام نجف اشرف را محل دفن خود قرار مي‌دهند اختلاف دارند اضافه بر اين که درکربلا علماي آنها همچون سيد کاظم رشتي وشيخ احمد زين الدين الاحسائي و.. دفن شده‌اند .

3- ديالي که تعداد اندکي از شيخيه ها در آن زندگي مي‌کنند به اين علت که بسياري از آنها وابسته به قبيله بني تميم هستند و يا از لحاظ عشايري با آنها هم پيمان هستند بر اين اساس هنگامي که برخي از شاخه‌هاي بني تميم مهاجرت کردند آنها نيز با آن عشيره مهاجرت کردند.

4- بغداد که در آن يک محله به نام منطقه الدهاليک وجود دارد که تمامي آنها از شيخي‌ها مي باشند.

توزيع جغرافيايي آنان در بصره :

اغلب شيخي ها در استان بصره ساکن هستند و بر اين اساس در مناطق زير تقسيم بندي مي‌شوند :

1- شهرستان ابوالخصيب

2- شهرستان شط العرب و مخصوصا در منطقه نهر حسن و کردلان

3- منطقه براضعيه

4- خيابان الجزائر که به عنوان مهمترين منطقه‌اي است که در آن حضور مي‌يابند و مهمترين مسجد آنها در استان در اين ناحيه قرار دارد .

5- شهرستان مدينه (در شمال استان بصره و در منطقه خميسه)

6- ناحيه نشوه( در شمال شرقي بصره)

تعداد آنها در استان بصره به بيش از 150 الي 200 هزار نفر مي‌رسد و تعداد کل آنها در عراق به بيش از 250 هزار نفر مي‌رسد .

صفت غالب شيخي‌هاي ساکن کربلا اين است که ريشه هاي آنان به بصره باز مي‌گردد اما ساکنان شيخي بغداد از ساکنين قديمي اين استان مي‌باشند . فرزندان آنها براي بدست آوردن مدارج بالاي علمي در اکثر رشته‌هاي دانشگاهي مانند مهندسي و علوم پزشکي و رشته هاي کار و دانش و علوم انساني تلاش مي‌کنند و اغلب خانواده هايي که در مرکز استان بصره و حتي اطراف آن سکني گزيدند از خانوادهاي مرفه و پر درآمد هستند، آنها در بيشتر زمينه هاي تجاري و صنعتي و زراعي موفق بوده اند .

شرايطي که باعث پيشرفت و ادامه حيات آنها شد:

عوامل زيادي در پيشرفت و ادامه حيات آنها موثر بوده است که به اختصار بيان مي‌شود:

1- اعتقاد دارند که حاکم آنها ولي امر آنها مي‌باشد حتي اگر فاسق باشد، بر اين اساس رابطه آنها با دستگاه صدام حسين خوب بود و به اين علت شعائر خود را با کمال آزادي و بدون هيچگونه تنگنايي انجام مي‌دادند.

2- آنها نسبت به ايران ديدگاه خوبي ندارند و آنها نسبت به بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران، کينه بسياري در دل دارند و نسبت به نظام انقلاب اسلامي ايران هم ديد مثبتي ندارند اين امر باعث شد که نظام سابق عراق هم نسبت به آنها موضع خوبي اتخاذ نمايد همچنانکه رابطه‌‌ي بسيار گرمي با سرکرده‌هاي نظام داشتند که مي‌توان به فراري دادن علي حسن مجيد اشاره کرد که از بصره متواري شد و از منطقه شط العرب گذر نمود و از آنجا به ديگر استان ها گريخت اين مرد سفاک و جنايتکار زماني که حکومت انتقالي عراق به دنبال جنايتکاران و سرکردگان حزب بعث بود در خانه‌هاي آنان ايام زيادي را سپري کرد.

3- از آنجا که آنها به عنوان يک اقليت از جهت سکانان معروف هستند ميزان روابط فيما بين آنها بسيار قوي مي‌باشد و به صورت کورکورانه و بسيار زياد نسبت به همديگر تعصب دارند بر اين اساس هيچ شيخي از غير شيخي خريد نمي‌کند و حتي خانه اش را کارگران شيخي مي‌سازند و زماني که مسجد معروف آنها در بصره ساخته مي‌شد رهبر آنها (سيد علي بن سيد عبدالله الموسوي) اعلام کرد که مشارکت همه افراد در ساخت آن واجب است به اين ترتيب تعجب نخواهيم کرد اگر مي‌ديديم که يک پزشک بر دوش خود آجر و يا کيسه سيمان حمل مي‌کرد اين وضعيت صرفا به جهت اطاعت پذيري آنها از امر مولايشان بود و براي ساخت آن تمام افراد منطقه به صورت زمانبندي شده و منطقه اي بسيج شدند و در ساخت آن از تمام تخصص و مهارت هايي که شيخي ها داشتند استفاده شد و همگي آنان بدون هيچ مزدي کار ‌کردند.

رهبران آنها و چگونگي روابط آنها با اين رهبران

رهبر (فعلي) سيد علي بن سيد عبدالله الموسوي احساني نقيب فرقه شيخيه (رکنيه) مي‌باشد و تمام شيخي‌هاي بصره و مناطق اطراف آن در خرمشهر و آبادان و فلاحيه در ايران و همچنين شيخيه کرمان و مشهد مقدس از او پيروي مي‌کنند و در مورد سطح علمي او نمي‌توان چيزي اظهار نظر کرد و حتي نمي‌توان گفت که نزد چه کسي تحصيل کرده است او خودش را در يکي از مناسبت‌ها (زعيم قوم) (رهبر قوم) معرفي کرده است که عبارت است از رهبر يک جماعت و نه بيشتر اين در حالي که او در حال حاضر لباس عالمان دين را بر تن کرده است . پيروان او به صورت کورکورانه از او پيروي مي‌کنند و تا حد عبادت او پيش مي‌روند .

در يکي از شب ها به صورت ناشناس وارد جمع آنها در مسجد معروفشان در منطقه الجزائر بصره شدم ، رهبر آنها در وسط مجلس نشسته بود و حاضران به بيش از 400 نفر مي‌رسيدند و همگي در سکوت مطلق بودند و با خضوع و خشوع تمام به رهبرشان نگاه مي‌کردند و رهبر آنها به آنان نگاه محبت آميزي مي‌کرد و آنها نيز نگاه تامل آميزي به آنها مي‌کردند آنها بر طبق حديث معروف نظر کردن به وجه عالم عبادت است اين وضعيت را اختيار کرده بودند.

در زمينه علو درجه رهبرشان در ميان آن خرافات بسياري وجود دارد به حدي که او را تنها راه نجاتشان در دنيا و آخرت مي‌دانند . آنها شب روز به ذات وجود خودشان که در شخص رهبر شان متجسد است فکر مي‌کنند.

علت قطع رابطه آنها با شيعيان ديگر :

آنها به صورت بسيار زيادي گوشه گير هستند و به صورت بسته فعاليت مي‌کنند مخصوصا در مورد هم سلکان خود از شيعيان (اصولي). سبب اين جدايي، در درجه اول به علماي آنان بازگشت مي‌کند که دستور دادند از بيان مسائل اعتقادي با برادران شيعي اصول گرا اجتناب کنند. بر اين اساس جايز نيست که يک شيخي عقايد خود را در مقابل شيعه اصولي بيان دارد چرا که اين کار حرام مي‌باشد و باعث خشم مولي مي‌شود .

در زماني که مشغول زيارت يکي از سفراي چهارگانه (حسن بن روح) در بغداد بودم فردي از شيخي‌ها مشغول زيارت بود و با پيروان آنها دو رکعت نماز خوانده و زيارت براي او خواند و به عبارت السلام عليک يا مولاي ... رسيدند بعد از اتمام زيارت نزد فردي که زيارت مي‌خواند رفتم و سوال کردم آيا دو رکعت به عنوان هديه خواندي يا به عنوان زيارت. او گفت دو رکعت به نيت زيارت خواندم، به او گفتم که زيارت براي معصوم است نه غير معصوم، چگونه دو رکعت به نيت زيارت خواندي؟ همچنين سوال کردم که چگونه مي‌گويي السلام عليک يا مولاي؟ اينگونه نشان مي‌دهد که گويي سفير، مولاي نقيب است در حالي که شما مي‌گوييد نقيب زنده برتر از سفير مرده است. آن مرد ساکت شد و پاسخي نداد ولي گفت که به دفتر ما در بصره مراجعه کن و من بعد از اينکه به بصره رجوع کردم در موعد مقرر به آن مکان رفتم و خود را به دربان آنجا که مسئول اطلاع رساني آنجا نيز بود معرفي کردم، او به نزد رهبرشان رفت و بعد از مدت کوتاهي بازگشت و به من گفت سيد ما تو را امر مي‌کند که از اينجا خارج شوي چرا که تو شيطان هستي . من نيز در جواب به آنها گفتم (ان لله في خلقه شؤون) خدواند در خلق خود گونه هاي مختلفي دارد.

شکل رابطه آنها با دستگاهها در عراق و بالخصوص با نظام صدام

آنها حاکمي را که علي حده فردي متمايز از باقي افراد بداند اطاعت ‌کرده و احترام مي‌گذارند و از دستوراتش سرپيچي نمي‌کنند در زمان هاي نه چندان دور و بالخصوص در زمان نظام سابق نهايت احترام و اطاعت را نسبت به صدام داشتند اين مساله نه از روي دوستي معاويه بود بلکه از بغض علي (ع) بود.

در اين مجال ديدگاه و برخورد آنها را در انقلاب شعبان 1990 مي‌توان بيان کرد چه فرزندان آنها در موجي که عليه صدام به پا خواسته بود شرکت جستند اما بعد از گذشت اندکي از انقلاب، از رهبران ديني خود دستوري دريافت کردند که بايد عقب نشيني کنند و در اين انقلاب شرکت نجويند و در خانه هاي خود باقي بمانند چرا که نتيجه اين انقلاب باعث ريخته شدن آب در جوي اصوليان خواهد شد همچنين در انتخابات اخير ليست ائتلاف يکپارچه را که اکثريت آنها را شيعيان اصولي تشکليل مي دادند انتخاب نکردند.

در ايام نظام صدام برخي از جوانان آنان تمرد کرده و خود را از پيروان اصولي‌ها معرفي کردند ديري نپاييد که به داشتن ارتباط با حزب الدعوه متهم شده و به دست نظام صدام اعدام شدند اين امر بعد از اين صورت گرفت که فرقه آنها از اين جوانان، بيزاري جست و آنها را خارج از فرقه معرفي کرد. مانند شهيد احمد عبدالنبي الواد و دو برادرش.

آنچه قابل توجه است اين است که بيشتر احسائي‌هاي اصول گرا از سوي برادران شيخي خود تحت پيگرد شديد بودند و بسياري از آنان بازداشت شده و يا اعدام شدند و برخي نيز فراري شدند .

ديدگاه ها آنان در مورد تغييرات اخير و روابط آنها با انگليسي ها در بصره :

در سالي که گذشت شيخي‌ها يک نامه تهديد آميز دريافت کردند که در آن گفته شده بود آنها همان عاقبتي را خواهند داشت که اهل سنت در بصره پيدا کردند، از اين رو تمامي جوانان آنها به خشم آمده و به خيابان‌ها ريختند و تمامي راههاي منتهي به مسجد بزرگشان را در بصره بستند و تعدادي ايستگاه بازرسي در آنجا تعبيه کردند و به شدت از مسجد خود مراقبت نمودند.

قابل توجه اينکه در يکي از شب ها که از آنجا مي‌گذشتيم بعد از عبور از يکي از اين ايست هاي بازرسي و بعد از چند قدم به پست بازرسي ديگر رسيدم که نيروي هاي انگليسي در آن مستقر بودند که همان کار شيخي ها را انجام مي‌دادند که همانا بازرسي ماشين هايي بود که به محل رفت و آمد مي‌کردند و در اين زمينه بين آنها و شيخي ها در اين رابطه هماهنگي کامل بود .

بيشتر پست‌هاي بازرسي شيخي‌ها به صورت ميليشايي بود و بعضي از آنها لباس عربي(دشداشه) بر تن داشتند و با اين حال انگليسي ها هم همان کار آنها را انجام مي‌دادند آنهم با فاصله بسيار کمي از آنها .

واقعه ديگر زماني بود که يکي از پيروان آنها به گروگان گرفته شد رهبر آنها فتواي جهاد صادر کرد شيخي‌هاي حاضر در آنجا که تعداد آنها به 5000 نفر مي‌رسيد مسلح شده و با هماهنگي انگليسي‌ها وارد عمل شدند و گروگان خود را که بدست يک قبيله ديگر اسير بود بدون پرداخت باج آزاد کردند.

امکانات آنها و مهمترين منابع مالي اين امکانات:

منابع مالي آنها متعدد مي‌باشد که برخي از آنها محلي است و برخي از خارج به آنها مي‌رسد .

آنچه مربوط به منابع محلي مي‌شود شامل نذورات و هدايا و مشارکت هاي مردمي است که رهبر آنها هر از گاهي پرداخت آنرا بر همگان واجب مي‌گرداند خواه با انجام کار، خواه با پرداخت پول. اما منابع خارجي آنها به واسطه هم کيشان خود در منطقه شرقي عربستان سعودي صورت مي گيرد، همچنين رابطه آنها با هم کيشان خود در کرمان و شهر هاي ديگر ايران سبب جذب سرمايه‌هاي بسياري مي شود.

همچنين داراي پروژه هاي بزرگ و مهم درآمد زا هستند به مانند بيمارستان موسوي که به نام سيد علي موسوي ساخته شد و در آن عمل هاي جراحي وسيعي انجام مي‌شود و هزينه درمان در آنجا بسيار بالاست و منبع درآمد مهمي براي آنها به حساب مي آيد.

همچنين پروژه‌هاي وسيع غذاخوري‌ها و رستوران ها در منطقه الجزائر متعلق به آنها مي‌باشند نيز داراي محل هاي تجاري و کارخانه هاي زيادي مي‌باشند که اموال بسياري را به جيب آنها مي‌ريزد.

آنها در عمليات سياسي نيز فعاليت مي کنند اما به دستور رهبرشان سيدعلي موسوي حق ضميمه شدن با ديگر ائتلاف‌ها را ندارند به اين سبب از سوي ديگر احزاب مورد بي مهري قرار گرفتند، به اين جهت نتوانستند جايگاهي را بدست بياورند.

يکي از شخصيت هاي شيخي به نام عامر فائز تلاش کرد که وارد عمليات سياسي شود به اين جهت خود را کانديد مجمع ملي به واسطه ليست حزب الدعوه ابراهيم جعفري نمود اما به موفقيتي دست نيافت بعد از اين خود را در ليست حرکت الدعوه الاسلاميه (ابو صفا) جاي داد اما باز هم پيروز نشد همچنين در انتخابات اخير به امر رهبرشان سيد علي موسوي وارد رقابت انتخاباتي شد و به علت دستور رهبرشان مبني بر شرکت علی حده در انتخابات به نتيجه‌اي نرسيد.

[1] ـ ر.ک: اعلام الهجر من الماضين و المعاصرين ، ج 1 ، موسسه ام‌القري للتحقيق و النشر.

[2] - آنان چنين استدلال مى كنند كه شيخ احمد احسائي در ابتداي رساله حيوة النفس و سيد كاظم رشتي در رساله اصول عقايد، اصول دين را پنج اصل مذكور مي دانند و در هيچ يك از كتب و رسائل اين دو نفر نامي از ركن رابع برده نشده است.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

مجله نیستان ادیان و مذاهب شماره 5 تقدیم محققان گرانمایه می شود. برای دریافت روی قسمت...
 این مقاله در شماره 4 مجله نیستان ادیان و مذاهب به چاپ رسیده است. بررسی...
این مقاله در نیستان ادیان و مذاهب شماره 4 به چاپ رسیده است چکيده جهان اسلام...
تفاوتها و نقاط اشتراک ديدگاه شيعيان با  معتزليان و اهل سنت از ديدگاه شيخ مفيد...
چکیده این مقاله در نشریه نیستان ادیان و مذاهب شماره 5 به چاپ رسیده است. علم...
نماز اسماعيليان  كلمات و سوالات مرتبط: نماز اسماعيلي‌ها. اسماعيليه و...
  فصلنامه طلوع، ش19، از صفحه 89 تا صفحه 114     چكيده     از اهداف مهم تدوين اين...
فصلنامه طلوع، ش13ـ14، از صفحه 251 تا صفحه 268 ١. تعريف مذهب زيديه از جمله مذاهب...
 فصلنامه طلوع، ش16، از صفحه 85 تا صفحه 104 چكيده ابومنصور ماتريدي بنيانگذار مكتب...
چكيده مقاله حاضر، ضمن بررسي نحوه‌ي پيدايش معتزله به علل ذهني و خارجي شكل‌گيري آن...
فصلنامه طلوع، ش8ـ9، از صفحه 249 تا صفحه 282   با طلوع خورشيد فروزان اسلام در پهنه...
درآمد یکی از جریان­های پرنفوذ تاریخ اندیشی عصر نخستین اسلامی، جریان مرجئه است...
  فصلنامه طلوع، ش16، از صفحه 175 تا صفحه 186 اشاره اگر با دقت به نقشه آسيا...
يکي از جريان‌هاي مرتبط با مهدويت، جريان جهميان است. او 15 روز مسجد الحرام را...
  فصلنامه طلوع، ش 5، ص 76 ـ ص 97 چكيده سجده به معناى خضوع و تذلل است، و بالاترين...